بروز ناآراميها و خشونتهاي دامنهدار در آمريکا که به دنبال قتل وحشيانه جورج فلويد توسط يک پليس نژادپرست حادث شده، پيروزي دونالد ترامپ در انتخابات رياستجمهوري در آبان ماه را با ابهام مواجه کرده است. بهجرأت ميتوان گفت که ترامپ پرمسالهترين رئيسجمهور تاريخ آمريکا است که از آغاز ورود به کاخ سفيد با مشکلات عديدهاي دستوپنجه نرم ميکند. مساله دخالت روسيه در انتخابات 2016 که از همان روزهاي اول ورود به کاخ سفيد گريبانگير رئيسجمهور بود با افشاي مشکلات اخلاقي او ادامه يافت و دخالتهاي بستگان ترامپ بهخصوص داماد وي در امور جاري کشور، بر انبوه معضلات ترامپ افزود. مديريت بيثبات ترامپ در کاخ سفيد و کابينه که با تغييرات پيدرپي مسئولان، ناکارآمدي ترامپ را مشخص کرد و فقدان دستاورد در عرصه سياست خارجي، بهانه خوبي براي تضعيف سياستهاي وي توسط رقبا شد. خروج عجولانه از برجام، افول بزرگترين اقتصاد جهان، شکست مذاکرات واشنگتن و پيونگيانگ، ناکامي در مذاکره با طالبان، انزوا در تحولات عراق و سوريه، حمايت از تجاوز عربستان به يمن، بيتفاوتي نسبت به قتل جمال خاشقچي و ناتواني در حمايت از داعش و ديگر گروههاي تروريستي که به نيابت از آمريکا در عراق و سوريه ميجنگيدند، همه از شکستهاي آمريکا در عرصه سياست خارجي حکايت داشت. نتيجه اين وضعيت، شکست جمهوريخواهان در انتخابات مياندورهاي مجلس نمايندگان، استيضاح ترامپ توسط کنگره و طرح محدودسازي اختيارات رئيسجمهور بود. ناتواني در مديريت مقابله با کرونا و تبديل آمريکا به اولين کشور «کروناخيز» در جهان نيز محبوبيت ترامپ را بهشدت کاهش داد و مشخص کرد که حتي قبل از ماجراي قتل جورج فلويد نيز انتخاب مجدد وي در انتخابات رياستجمهوري مورد ترديد بوده است. رويکرد اشتباه ترامپ در مواجهه با رسانهها که منجر به تقابل آشکار روزنامهنگاران و خبرنگاران مطرح جهان با وي شد، افکار عمومي آمريکا و جهان را کاملاً در مقابل کاخ سفيد قرار داد. رفتارهاي نژادپرستانه هم در دوره تصدي ترامپ در کاخ سفيد به اوج خود رسيد. بسياري از مردم آمريکا ديگر رغبتي براي رأي دادن به ترامپ ندارند و نظرسنجيها نشان ميدهد که جو بايدن 60 درصد و ترامپ حدود 40 درصد شانس پيروزي در انتخابات دارند. امروز يک توافق در داخل آمريکا براي جلوگيري از انتخاب مجدد دونالد ترامپ شکل گرفته و حزب دموکرات نيز فرصتطلبانه پشتيبان اين توافق است. تنها نقطه اميد ترامپ و طراحان امنيتي آمريکا اين است که با تبديل آشوبهاي فعلي به يک جنگ داخلي، دموکراتها را مسبب آن دانسته و خود را از وضعيت فعلي خارج کنند. دستورات مکرر ترامپ به پليس براي اعمال خشونت عليه معترضان و واردکردن ارتش به ماجرا، ميتواند ظرفيت را براي ايجاد جنگ داخلي فراهم کند. بهعبارتديگر ترامپ براي نجات خود، بهجاي ورود در يک جنگ خارجي، ممکن است شعله جنگ داخلي را فروزان کند. البته ايجاد يک جنگ داخلي چندان آسان نيست و سازوکارهاي خود را دارد و اين اتفاق نميتواند از چشم دموکراتها پنهان بماند. البته اگر ترامپ نتواند طرح مناسبي را براي افزايش محبوبيت خود اجرايي کند آنگاه حزب جمهوريخواه چارهاي ندارد جز اينکه منافع حزبي را بر منفعت ترامپ ترجيح داده و فرد ديگري را براي شرکت در انتخابات رياستجمهوري در آبان ماه معرفي کند.