آرمان ملي: در چند روز گذشته موضوعاتي در رابطه با طرح «ازدواج اجباري» از سوي نمايندگان مجلس مطرح شده است، اما نمايندگان مجلس اين موضوع را رد ميکنند و معتقدند که هدف از طرح «جامع جمعيت و تعالي خانواده» که پس از هفت سال دوباره در مجلس يازدهم مطرح شده، تشويق جوانان به ازدواج، فرزندآوري و در نهايت افزايش نرخ رشد جمعيت است، اما اجباري براي جوانان در کنار نيست. با اين حال روز گذشته اميرحسين بانکيپور نماينده اصفهان در مجلس با بيان اينکه نرخ رشد جمعيت به زير يکدرصد رسيده خواهان تشکيل «کميسيون ويژه جمعيت و خانواده در مجلس» شد. او گفت: «ما به يک آمار عجيب در اين زمينه دست پيدا کردهايم و آن رسيدن به نرخ رشد زير يکدرصد و اين بسيار خطرناک است. در حال حاضر بحران جمعيت کاملا ملموس است.» بدون ترديد کاهش ازدواج و به تبع آن فرزندآوري، بحران سالمندي را با خود به همراه ميآورد و در حالي که کشور ما تا چند سال پيش با 20ميليون جوان، يکي از کشورهاي جوان دنيا با نيروي مولد کار به حساب ميآمد، تا سال 1430 که اين جمعيت 20ميليون نفري، پير و سالمند ميشوند، جايگزيني براي آنها وجود ندارد و به اعتقاد کارشناسان، يک چهارم جمعيت کشور تا سال1430 سالمند خواهند شد. همچنين دفتر اطلاع رساني مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي، دفتر مطالعات فرهنگي اين مرکز اعلام کرده که در سال86 متوسط سن ازدواج براي دختران به9/27 سال و براي پسران به7 /29 سال افزايش يافته است. اين در حالي است که ميانگين سن ازدواج در سال1375 براي پسران تقريبا 26 سال و براي دختران حدود 23 سال بوده است.
چرا جوانان تن به ازدواج نميدهند
امروزه در جامعه رايج است که بيکاري و فقدان فرصت هاي شغلي مناسب باعث بالارفتن سن ازدواج شده است. بيشتر افرادي که در سن ازدواج قرار دارند بهدليل عدم اطمينان از آينده و امنيت شغلي، ازدواجشان را به تاخير مياندازند. نرخ بيکاري فارغالتحصيلان دانشگاهها در حال حاضر به16درصد رسيد است، در حالي که اين نرخ در افراد بيسواد تنها هشتدرصد است. مسأله اشتغال و داشتن شغل مناسب بعد از فارغ التحصيل شدن مسأله مهمي است و همه کساني که به دانشگاه ميروند، با آن روبهرو هستند. دکتر مجتبي فراهاني، محقق علوم اجتماعي در اين باره ميگويد: «درصد فراواني از جوانان ما قادر به ازدواج هاي تجملاتي که اين روزها در جامعه ما باب شده نيستند و اين معضل عاملي براي فرار جوانان از امر مقدس ازدواج شده است. از سوي ديگر گراني و هزينههاي بالا و سرسامآور اجاره مسکن و تهيه مايحتاج اوليه زندگي به بالارفتن سن ازدواج کمک کرده است». او معتقد است: «مشکل اصلي که همه زوجها در ابتداي زندگي مشترک با آن روبهرو هستند تامين امکانات اوليه زندگي، خريد جهيزيه و اجاره مکاني براي زندگي است. وقتي فردي که در سن ازدواج است، توانايي مالي براي اجاره مسکن همچنين تامين مايحتاج روزانه يک زندگي مشترک را در خود نميبيند، لذا به ازدواج هم تمايلي نشان نمي دهد».
همچنين مجيد ابهري، جامعه شناس در رابطه با کاهش فرزندآوري به «آرمان ملي» ميگويد: جمعيت جوان بهدليل کاهش آمار ازدواج و فرزندآوري، با شتاب عجيبي به سمت سالمندي پيش ميرود و تا چند سال ديگر کشور ما با جمعيت سالمند عظيمي روبهرو خواهد شد. جمعيت سالمند، هزينهسازترين جمعيت در هر کشوري به حساب ميآيد، چون دولت و سازمانهاي رفاهي و اجتماعي بايد هزينههاي مراقبتهاي ويژه، دارو، درمان و تغذيه خاص آنها را بپردازند و در شرايطي که کشور ما با شرايط سخت اقتصادي دست و پنجه نرم ميکند، تامين اين هزينهها در آينده بسيار سخت خواهد بود. در کشور انگلستان جمعيت نوزاد تحت پوشش و مراقبت مالي و اقتصادي و بهداشتي دولت قرار دارد، سازمانهاي حمايتي قدمهاي موثري در اين رابطه برميدارند. در کشور ما هزينههاي شيرخشک، بهداشت و مراقبت از نوزادان بسيار گران و هزينهبر است و جوانان نوخانمان جرات فرزندآوري را ندارند، چراکه با محاسبه سرانگشتي اين اقلام، هزينه روزانه يک نوزاد بيشتر از يک جوان است. از سوي ديگر هزينههاي بالاي مهدهاي کودک که با استانداردهاي گوناگون رقمهاي عجيب و غريبي را جلوي پاي پدران و مادران شاغل ميگذارند، يکي ديگر از معضلات فرزندآوري در جامعه ما به حساب ميآيد.