حسن داناييفر در گفتوگو با «آرمان ملي»:
آمريکا اقرار به عقبنشيني کرد
خواهان کشاندن تنش به لبنان هستند
معاملهاي ميان ايران و آمريکا در کار نيست
آرمان ملي- عليرضا پورحسين: جيمز جفري، نماينده ويژه آمريکا در امور سوريه ادعا کرد که دولت آمريکا پيشنهادي را به بشار اسد، براي خروج از بحران اقتصادي داده است. آمريکا به اين ترتيب قصد باجخواهي از نظام سوريه را براي اهداف سياسي خود داشته است. کاهش نرخ ليره که منجر به بحرانيتر شدن بحران اقتصادي در سوريه شده دليلي بر اين است. اين اشاره اولين اعتراف آمريکا به نقش پشتپردهاش در بحران اقتصادي سوريه و لبنان و بحران بانکهاي اين کشور بوده است. به نظر ميرسد واشنگتن خواهان روندي سياسي است که شايد به تغيير نظام منجر نشود و آن تغيير رويکرد نظام سوريه است. در واقع مطالبهگري براي تغيير رويکرد هرگونه مواضع سياسي بينالمللي مقابل بقاي نظام اسد. با اين اظهارات، جفري و دولت آمريکا برگ برنده مخالفان سوريه را از بين ميبرند، در حالي که گروههاي مخالف و شخصيتهاي وابسته به آن در خارج، از بحران اقتصادي اين کشور و فشارهاي آمريکا براي تحقق آنچه نتوانستند با زور و سلاح و رسانه و حمايت مالي کشورهاي مختلف به دست آورند، خوشحال هستند. اتفاقاتي که برخي معتقدند به نحوي ميتواند حاصل توافق آمريکا با قدرتهاي منطقهاي در خاورميانه باشد. توافقي که در راستاي کسب امتياز از سوي ترامپ در سياست خارجي براي انتخابات پيشرو برنامهريزي شده است. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با حسن داناييفر، کارشناس مسائل بينالملل و سفير پيشين ايران در عراق داشته است که در ادامه ميخوانيد.
آيا موضعگيري فرستاده ويژه آمريکا در سوريه را ميتوان عقبنشيني تلقي کرد؟
مقامات ايالات متحده معمولا عادت دارند يک موضعگيري ميکنند و ساعاتي بعد آن را تکذيب ميکنند. عادتي که در سطح روابط بينالملل و مراودات آنها با ساير کشورها نيز وجود دارد اما به هر صورت اين موضعگيري يک گام رو به جلوست و به معناي شکست سياستهاي آمريکا در قبال سوريه است. اين يک دستاورد بزرگ براي محور مقاومت است و اين موضعگيري فارغ از اينکه چه اهدافي وراي آن وجود دارد به خودي خود و بهواسطه ماهيتي که دارد يک دستاورد بزرگ است. اين يک اقرار در راستاي پذيرفتن واقعيت مقاومت در منطقه است. طبيعتا ايالات متحده هزينههاي زيادي در منطقه کرده اما نتوانسته است به اهداف خود برسد و هيچ منفعتي از سوريه و عراق به دست نياورده است. مجموعه اين اتفاقات نشانگر آن است که منطقه خاورميانه بهزودي شاهد خروج کليه نيروهاي آمريکايي خواهد بود و سوريه و عراق نيز از اين امر مستثني نيست.
تحولات اخير آمريکا و منطقه چه نقشي در شکلگيري اين مواضع داشتهاند؟
دست و پنجه نرم کردن آمريکا با کرونا و اعتراضات و ناآراميهاي داخلي اين کشور از يک سو فشارهايي را بر دولت اين کشور وارد کرده است اما بيش از اين نيز صداهايي مبني بر خروج از منطق بوده و صرفا اين اتفاق را نميتوان متاثر از اتفاقات داخلي آمريکا دانست. بارها و بارها از ترامپ شنيدهايم که عنوان کرده است اين منطقه براي آمريکا منفعتي نداشته و درخواست خروج کامل از منطقه را داشته است و بارها آن را عنوان کرده اما اين سخنان با عمل او متفاوت بوده است و بعضا نيز شاهد بودهايم که مواضعي متفاوت نيز اتخاذ کرده است. آنچه مهم است اينکه روند آمريکاييها در اين مساله دقيق و مشخص نبوده است. اين سياست در سوريه و لبنان و عراق نيز يکسان بوده است و امروزه به دنبال ايجاد تنش جديد در لبنان هستند. فشارهايي که در دو سه روز اخير وارد شده منجر به ناآراميهايي شده است تا از اين مقوله نيز به نفع خود استفاده کرده و اهرمهاي جديدي براي خود ايجاد کنند. مسيري که ايالات متحده انتخاب کرده است مسير درستي نيست و به نتيجه نخواهد رسيد و مقاومت به همين علت ميتواند اراده خود را بر آنها تحميل کند.
آيا ميتوان اين مواضع را به نحوي با تعاملات ايران و ايالات متحده مرتبط دانست؟
چنين تصوري بيشتر يک سناريوي تبليغاتي است و به دور از واقعيتها به نظر ميرسد. آنچه مشخص است اينکه معاملهاي ميان ايران و آمريکا قرار نيست اتفاق بيفتد. تاثيرگذاري و قدرت جمهوري اسلامي ايران براي همه جهان مشخص شده است. در اين راستا اين سناريوسازيها نيز صورت ميگيرد و من معتقد هستم چنين مذاکره و تعاملي ميان ايران و آمريکا صورت نگرفته است. تبادل زندانيان نيز در اين ميان مقولهاي مجزاست و مقامات ايران نيز بارها اعلام کردهاند در اين ميان هيچ مذاکرهاي صورت نگرفته و صرفا يک آزادي زنداني صورت گرفته است و طرف مقابل نيز اين اقدام را انجام داده است. تمامي مجاري رسمي جمهوري اسلامي ايران هرگونه مذاکره را تکذيب کردهاند. بيشتر به نظر ميرسد دولت ترامپ علاقهمند به کسب امتياز براي انتخابات آتي است و ترامپ عنوان کند من موفق شدم به يک توافق جديد با ايران دست يابم و ايران را در چارچوبهايي محدود کنم و از اين امر در تبليغات انتخاباتي استفاده کند. اين صحبتها بيشتر از سوي آمريکا و براي مصارف داخلي است. شرايط داخلي آمريکا وضعيت را براي ترامپ سختتر کرده است و کار آساني در انتخابات رياستجمهوري در پيش ندارد. امروزه شانس موفقيت ترامپ در انتخابات کاهش پيدا کرده است. ارسال کشتي و محموله بنزنين به ونزوئلا تاثيرات خاص خود را گذاشته و سبب شده تا مسئولان آمريکايي افسرده شوند. پمپئو در اين ميان اعلام کرد ايکاش اين کشتيها به مقصد نرسيده بود يک حس شکست و افسردگي است. اين به آن معناست که آرزو داشتهاند اين اتفاق رقم نخورد و نميتوانستهاند مانع آن نيز شوند. اين حس عجز است که آمريکاييها به آن دچار شدهاند براي همين به دنبال ساخت سناريوهاي خود هستند تا در عرصه تبليغات با دست پر وارد شوند.