امير موسوي در گفتوگو با «آرمان ملي»:
قطر به خوبي مقابل عربستان مقاومت کرد
آمريکا نميتواند مانع تبادل تجاري ايران و قطر شود
آمريکا خواهان صلح قطر و عربستان با هدف فشار بر ايران است
آرمان ملي- عليرضا پورحسين: نماينده عربستان در سازمان ملل اعلام کرد، برقراري مجدد روابط با قطر منوط به پاسخگويي اين کشور به مطالبات کشورهاي محاصره کننده و از جمله پايان دادن به حضور نظامي ترکيه است. اگر قطر به اين مطالبات پاسخ دهد چهار کشور محاصره کننده با آغوش باز از قطر و مردم آن استقبال خواهند کرد که بايد به جاي طبيعي خود در ميان مردم شوراي همکاري خليج فارس بازگردد. عربستان، بحرين، مصر و امارات از سال 2017 روابط ديپلماتيک خود را با قطر قطع کردهاند و اين کشور را به صورت زميني و هوايي تحت محاصره قرار دادهاند و تاکنون وساطتها و تلاشها براي حل اين بحران يا کاهش شدت آن موفقيتآميز نبوده است. مقولهاي که به نظر ميرسد با همهگير نبودن تحريمها عليه قطر نتوانسته کارساز باشد و حتي در برخي حوزهها منجر به رشد و توسعه اين کشور شده است و حتي در ابعاد جهاني نيز جايگاهي ويژه تر براي اين کشور کوچک و کم جمعيت به وجود آمده است. مقولهاي که ايران نيز در آن بيتاثير نبود و شاهد بوديم در همان روزهاي اول تحريم قطر از سوي ساير کشورهاي عربي ايران به کمک اين کشور عربي شتافت و مانع از وجود کمبود مواد ضروري در قطر شد. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با امير موسوي، کارشناس مسائل خاورميانه داشته است که در ادامه ميخوانيد.
به چه علت عربستان براي رفع تحريمها عليه قطر صرفا به دو مساله اکتفا کرده است؟
قطر به خوبي در مقابل زياده خواهيهاي عربستان مقاومت کرد و در اين راستا پا پس نگذاشته و به هيچ مقوله غيرمنطقي تن نداده است. در اين راستا امير قطر با اتکا به مردم، خاندان حکومتي و نيروهاي مسلح توانست در اين راستا به خوبي عمل کند. قطر به خوبي توانست ضربات سياسي و اقتصادي اول را تحمل کند. شاهد بوديم در روزهاي اول تحريم قطر يک قحطي در اين کشور بهوجود آمد اما اين امر را به خوبي مديريت کردند. در اين زمينه قطر با استفاده از قدرت مالي و نفوذ منطقهاي که دارد توانست فشارهاي عربستان، بحرين، مصر و امارات را خنثي کند. اين عامل دروني بود که سبب شد تا قطر بتواند در مقابل اين چهار کشور ايستادگي کند. قطر در مدت 3 سال اخير از نظر کشاورزي، صنايع و دامپروري پيشرفتهاي قابل توجهي داشته است و تا حدودي توانسته به داخل متکي باشد. از سوي ديگر قطر در استراليا و آرژانتين سرمايه گذاريهاي قابل توجهي کرده است و بواسطه همين سرمايه گذاريها توانسته است بسياري از نيازهاي خود را تامين کند.
تحولات منطقهاي چه تاثيري بر عدم موفقيت تحريمها عليه قطر داشت؟
دوستان منطقهاي قطر در اين راستا نقش بسيار مهمي داشتند. در اين ميان نقش جمهوري اسلامي ايران و ترکيه پررنگتر بود. از روزهاي اول ايران مرزهاي دريايي و هوايي خود را بر روي قطر باز کرد و امکانات رفاهي و ضروري بسيار خوبي در اختيار قطر قرار دادند. عربستان سعودي در طول اين تحريم ارتباط زميني و هوايي قطر را مسدود کرد و اين بيشترين فشار را به قطر وارد کرد. تنها مسيري که براي قطر باقي ماند مسير هوايي و دريايي ايران بود که به عنوان ريه قطر عمل ميکرد و اگر وجود نداشت قطر به هيچ شکلي نميتوانست از اين ورطه رهايي يابد. کمکهاي لحظات اول ايران به قطر نقشي اساسي در سر پا ماندن اين کشور داشت و ايران در اين زمينه به خوبي عمل کرد. ايران در اين راستا فضاي هوايي خود را در اختيار قطر قرار داد و به کمک بنادري که داشت اين عرصه را براي قطر بازتر کرد. ايران نقشي کليدي براي خارج کردن قطر از محاصره داشت. از سوي ديگر نيز ترکيه با ارسال کمکهاي نظامي و صنايع مورد نياز نيز در اين عرصه قطر را به خوبي ياري کرد.
آيا کنشهاي جهاني و بينالمللي نيز در اين عرصه موثر بود؟
فشارهاي آمريکا نيز در اين ميان بيتاثير نبود. آمريکا با سياست خاصي که در دستور کار قرار داده است هم با قطر روابط خوبي دارد و هم با عربستان. اخيرا هم ترامپ و پمپئو نيز فشارهايي بر عربستان وارد کردهاند تا مشکل خود را با قطر حل کند. ايالات متحده نميتواند مانع ارتباط قطر با ايران شود زيرا قطر به علت فشارهايي که متحمل شده است تا اين لحظه بهانههاي لازم براي تبادل تجاري با ايران را دارد. در همين راستا قطر تبادلات مالي و اقتصادي زيادي با ايران دارد و همچون قطر از برخي از تحريمهاي ايران معاف شده است. آمريکا براي اينکه حلقه را بر ايران تنگتر کند به دنبال ايجاد صلح ميان قطر و عربستان است. در همين مسير است که قطر ميتواند رابطه خود با ايران را به حداقل برساند و تمام تلاشها نيز در همين عرصه و با اين هدف است.
تحولات سياسي و نظامي منطقه چه تاثيري بر عقب نشيني عربستان در عرصه سياسي گذاشته است؟
شکستهاي نظامي پيدرپي عربستان در منطقه قطعا در اين مساله دخيل بوده است. امروزه شاهد هستيم عربستان هم از نظر اقتصادي وارد بحران شده است زيرا هزينههاي زيادي در يمن انجام داد و به نتيجه خاصي دست نيافت و از سوي ديگر نيز قيمت نفت به صورت گسترده کاهش يافت. فشارهاي صندوقهاي بينالمللي بر عربستان از يک سو و تحميل ماليات 15 درصدي بر مردم از سوي ديگر به هيچ وجه براي اين کشور قابل تحمل نيست و اثرات سوئي در پي خواهد داشت. از سوي ديگر بواسطه مسائل حقوق بشري و اقدامات اخير محمد بنسلمان اين کشور از سوي کشورهاي اروپايي تحت تاثير قرار گرفت. لذا عربستان جايگاه محکم گذشته را ندارد و دچار تزلزل شده است. اين امر نيز سبب شده است تا عربستان نيز يک عقب نشيني سياسي داشته باشد.