دري نجفآبادي:
قتلهاي زنجيرهاي
به وزارت من ربطي نداشت
آرمان ملي: تا روزي که همه ابعاد و ابهامات قتلهاي زنجيرهاي روشن شود، هر سخني از سوي هر مسئولي که آن روزها در مصدر امور بوده، شنيدني و خواندني است. آيت ا... قربانعلي دري نجفآبادي يکي از اين چهرههاست که توضيح او ميتواند بخشهايي از ابهامات را برطرف کند. تاريخ معاصر، چند برگ مهم را به اين واقعه دلخراش اختصاص داده است. روايتي که از سوي مسئول وقت وزارت اطلاعات ارائه ميشود، روايتي که لايههايي از مخالفان مطرح ميکنند و يا روايتي که متهمان اين پرونده به زبان آوردهاند. نکته محوري در اين سه روايت دري نجفآبادي بوده است. عضو فعلي مجلس خبرگان رهبري به دليل قرار گرفتن در جايگاه مهم وزارتي، در هر مصاحبهاي که شرکت کند، با سوالي درباره قتلهاي زنجيرهاي روبهرو ميشود و هر چند به تاکيد از بياطلاعي خود ياد ميکند و کل ماجرا را بيربط به دوران وزارت خود ميداند، اما بايد منتظر ماند تا ناگفتههاي اين پرونده گفته شود. قدر مسلم اين است که دري نجفآبادي از جمله نامداران ضربه خورده از اين اتفاق بود و مجبور شد از وزارت استعفا دهد، استعفايي که در همان زمان با حرف و حديثها همراه بود.
مواجهه با چند سوال قديمي
روز گذشته دري نجفآبادي پرونده قتلهاي زنجيرهاي را گشود و در برنامه دستخط به چگونگي انتصابش به عنوان وزير اطلاعات دولت اصلاحات اشاره کرد و گفت: دولت و آقاي خاتمي براي وزير اطلاعات گير افتاده بود. به نقطه روشني نرسيده بودند. زمان هم سپري ميشد. صبح در مجمع تشخيص مصلحت نظام به من گفتند يا روز پنجشنبه به من گفتند، من هم جدي نگرفتم. دوستانه صحبتهايي رد و بدل شد. شب يکشنبه داشتم صحبت ميکردم، در صندق قرضالحسنه مسجد، گفتند آقاي خاتمي شما را کار دارد. موبايل هم آن زمان نبود. من آمدم ببينم با من چه کار دارند. گفتند قرار شد چه کار کنيد؟ مسجد رفتيد براي چه کاري؟ گفتم کار من مسجد است. به من گفت چه زماني ميتوانم شما را ببينم؟ گفتم ميتوانم نيم ساعت ديگر خدمت شما بيايم. وي افزود: نيم ساعت بعد من خودم را به رياست جمهوري رساندم. ايشان گفتند شما با آقا صحبت کرديد؟ گفتم نه، به خانه آمدم و ساعت ده بود که آقاي حجازي تماس گرفتند و گفتند فردا ساعت 6:15 يا 6 به ديدار آقا بياييد. اظهار محبت و لطف کردند. هميشه به من احساس بزرگواري داشتند. بيرون آمدم ديدم آقاي خاتمي براي ملاقات ميروند. آقاي خاتمي گفتند چيزي به عنوان برنامه بنويسيد. من شب تا ساعت اذان صبح برنامهاي را نوشتم. از نهجالبلاغه شروع کردم. تقريبا نه صفحه به عنوان دستور کار نوشتم. ايشان سهشنبه دولت خود را معرفي کرد. يعني دوشنبه برنامه را دادم و سهشنبه ايشان کابينه را تکميل کرد. ايشان از من خواستند و هيچ شرط و شروطي با من نداشتند. من گفتم ميروم و اختيار دارم و وظيفه خودم را انجام دهم. من نميخواستم به کسي بيمهري کنم، ميخواستم وظيفه قانوني و شرعي خود را انجام دهم. اما بعد متوجه شدند قدري اشتباه کردند. آقاي روحاني به من گفت 8 ماه بود که اينها ميخواستند شما را برکنار کنند. من وظيفه خود را انجام ميدادم، ولي ظاهراً اشتباه رفته بودم. دري نجفآبادي درباره قتلهاي زنجيرهاي، گفت: غائله قتلها نبود. قبل از اين بود. از 8 ماه قبل به غائله قتلها نميرسيد. دري نجفآبادي درباره قتلهاي زنجيرهاي اظهار داشت: به من ربطي نداشت. به وزارت مربوط نبوده است. وزارت سيستم خودش را دارد. دوستاني با هم جمع ميشدند که ربطي به وزارت نداشت. مثل برخي اختلافات که در 88 هم اتفاق افتاد که با دادستان تهران بود. بنده با کهريزک بردن صددرصد مخالف بودم. قبل از آن خواستند آقاي شاهرودي را دور بزنند و کهريزک تعداد زيادي را ببرند. بنده دادستان کل بودم و مخالف بودم و گفتم هر کسي تخلف کرده بايد جوابگو باشد. نميشود آبروي نظام را براي اين کار ببريم. وقتي از او سوال شد چطور سر کهريزک مخالف بويد و اين کار را کردند؟ پاسخ داد: اجرا دست بنده نبود. اجرا دست آن آقايان بود. دري نجفآبادي در واکنش به اينکه «يادداشتي رهبر انقلاب بعد از اين قضايا (قتلهاي زنجيرهاي) براي شما فرستادند»، توضيح داد: بله. استعفاي ما که معلوم است و 6 صفحه هم ضميمه استعفاي من معلوم است. يک نامه هم براي آقاي ناطق، رئيس مجلس نوشتيم که آن هم جاي خود دارد. يک نامه خدمت آقا نوشتيم. ايشان بزرگواري کردند و بسيار با پدري و بزرگواري از ما تفقد کردند. ما هم جزء اداي وظيفه و تکليف کاري انجام نداديم. من گفتم نميتوانم به نظام و رهبري نگويم. ميگويم و هر چه شد باداباد. آنها ميگفتند شما نگوييد. من گفتم نميتوانم و بايد بگويم. بايد نظام بداند چه کسي تخلف کرده و نه پاي دولت به آن معنا در کار است و نه نظام درگير بود. اين کار غلطي بود و چه معنا دارد که کار غلط کنند؟