اصلاحطلبان از دو سال قبل به اينسو در ميان خود آراي متفاوتي داشتند بخشي از اصلاحطلبان عقيده داشتند اگر وارد انتخابات بشوند و با تمام توان و قدرت شرکت کنند ولي شکست بخورند براي آنها خوب نخواهد بود؛ چون براي حمايت از دولت ميروند و کسي اجازه نخواهد داد آنها کار کنند. ازاينرو اصلاحطلبان گفتند که در بازي از پيش باخته شرکت نخواهند کرد. ولي عدهاي عقيده داشتند در اعتراض به عدم تاييدصلاحيت نيروهاي اصلاحطلب شرکت نميکنند. ازاينرو در اين انتخابات در اکثر شهرهاي بزرگ کشور کانديداي درجهيک اصلاحطلب نداشتيم. ما در شهرهاي زيادي مثل مشهد و اصفهان و تبريز و جاهاي بسياري تصميم گرفتيم اگر نيروهاي سرشناس رأيآور نداشته باشيم ليست ندهيم؛ اين بدان معني است که اصلاحطلبان حاضر نيستند به هر قيمتي در قدرت باشند. بسياري از اصلاحطلبان عقيده دارند اصلاحطلبي بايد بيرون از حاکميت دنبال شود و بايد از خارج از اين مجموعه بهنقد دولت بپردازيم. چون وقتي در دولت باشيم به دفاع از خود متهم ميشويم. در مقابل عدهاي همچنان عقيده دارند که اگر در داخل مجموعه نظام باشيم ميتوانيم تاثير داشته باشيم و از وقوع برخي از مسائل جلوگيري کنيم. نگارنده عقيده ندارد که اصلاحطلبان بخواهند به هر قيمتي وارد مجموعه نظام بشوند؛ شايد کساني در اين نظر باشند و خود را تکنوکرات بدانند و در هر دولتي حتي دولت احمدينژاد نيز مشغول به کار شوند؛ اما اين کار نسبتي با اصلاحطلبي ندارد. عدهاي نام اصلاحطلبي را بر خود برگزيدهاند و حاضرند به هر قيمتي ولو گذشتن از عقايدشان از اين سد بگذرند که اين مورد محل مناقشه است. اصلاحطلبي اين روش را نميپسندد و با اين افراد همکاري نميکند. اصلاحطلبان در سالهاي پيش رو کنشگري سياسي داشته باشند ولي هر کنشگري سياسي لزوما نبايد معطوف به قدرت باشد. اصلاحطلبان ميتوانند در کنار قدرت باشند. ميتوانند احزاب و N G Oهاي خود را تقويت کنند، ميتوانند جلسات خود را پي گيرند، ميتوانند نيروهاي کارآمدتري را ساخته و از نيروهاي دوره قبل خود عبور کنند، ميتوانند در 2 سال يا 6 سال آينده نيروهايي را پرورش دهند که دست کم حساسيت روي آنها کمتر باشد. ميتوان روشهاي جديدي از تعامل با جريانهاي منتقد خود ايجاد کرد. ميتوانيم راههاي حل اختلاف را پيدا کنيم. اينکه بگوييم چون در قدرت نيستيم برويم استراحت کنيم، درست نيست. وقتي قدرت به سمت شما اقبال نميکند (يا قدرت به سمت ما نميآيد يا قدرت را از ما دور ميکنند)، در هر صورت نبايد دنبال قدرت بدويم که افکار عمومي بگويند اينها ميخواهند به هر نحوي در قدرت بمانند. بايد استغناي فکري و فرهنگي خود و بينيازي از وابستگي به قدرت سياسي را نشان دهيم ولي تاثير خود را هم در قدرت سياسي نشان دهيم. اصلاحطلبان اگر توانا، هوشمند و صاحب نظريههاي جديد کشورداري باشند، لازم نيست حتما در حاکميت باشند. بيرون از حاکميت هم اگر نظر بدهيد تاثير خود را خواهد داشت. گفتمان اصلاحي آنقدر موثر بود که آقاي احمدينژاد در طول مدت رياستجمهوري خود در برخي موارد از گفتمان اصلاحطلبي (با قرائت خود) استفاده ميکرد. نميتوانيم بگوييم اصلاحطلبي تاثير ندارد. اين جريان توانايي، قدرت و تاثير دارد ولي بايد بهموقع آن را خرج کرد و درست از آن استفاده کرد.