در چند روز گذشته، خبر فوت تلخ و دردناک «آسيه پناهي»، بانوي 55 ساله کرمانشاهي که بعد از درگيري با ماموران شهرداري کرمانشاه بر سر خراب کردن خانهاش درگذشت، باعث غمگين شدن ميليونها نفر در سراسر کشور شد. اين اتفاق ناگوار يکبار ديگر زنگ خطر جدي و البته قديمي رسيدگي به مشکلات حاشيهنشينان را به صدا درآورد که دولت بايد به فکر 20 ميليون حاشيهنشين که در آلونکهايشان بدون کوچکترين امکانات شهرهاي و اجتماعي زندگي ميکنند، باشد و بايد واژه سکونتگاههاي غيررسمي را فراموش کند؛ واژهاي که بيشتر براي سلب مسئوليت از رسيدگي به مردم فقير حاشيهنشين بهکار گرفته ميشود. ما در کشورمان 15 ميليون حاشيهنشين در اطراف شهرهاي بزرگ کشور و پنج ميليون حاشيهنشين در شهرهاي مرزي کشور داريم که آنها از حداقلهاي زندگي همچون خدمات شهري، شغل پايدار، وسايل حمل و نقل عمومي و... بيبهره هستند. آنها نماد زندگي سخت و طاقتفرسايي هستند که به ناچار يا روستاهايشان به ييلاق شهرنشينان تبديل شده، يا از خشکسالي و بيکاري به حاشيه شهرها پناه آوردهاند. معمولا حاشيه شهرها به دليل برخورداري از حداقل امکانات اوليه زندگي و جمعيتي که از فرهنگهاي مختلف در آنجا جمع شدهاند، خشونتهاي شديدي در ميان ساکنانشان رخ ميدهد. اين افراد فراموششدگان جامعه هستند و وقتي با مصيبتي همراه ميشوند (مانند اتفاقي که براي آسيه پناهي در کرمانشاه رخ داد) هيچ فرد يا ارگاني نسبت به آنها احساس تعهد و مسئوليت نميکند و ماجراي با برکناري چند مدير ساده خاتمه پيدا ميکند، در حاليکه هيچوقت صورت مساله پاک نخواهد شد. با اين حال تصوير پيرزني (آسيه پناهي) در داخل بيل بولدوزري که تلاش ميکرد آلونک و تنها سرپناه خود و فرزندانش را خراب نکنند، تصوير واقعي فقر در ميان حاشيهنشينان است. زنان، کودکان و سالمندان، سه قشر بسيار آسيبپذير در حاشيه شهرها هستند و با اين وضعيت که هر روزه بر تعداد حاشيهنشينها افزوده ميشود، وضعيت آنها وخيمتر از گذشته خواهد شد. متاسفانه کسي به فکر هزاران سالمندي که در حاشيه شهرها زندگي ميکنند، نيست و اکثر آنها از نظر معيشت و بهداشتي با مشکلات جدي روبهرو هستند. در قديم ضربالمثلي وجود داشت که ميگفتند دو موضوع هميشه با سکوت همراه است؛ مرگ فقير و فساد ثروتمند. اگر در جريان مرگ اين بانوي کرمانشاهي، شبکههاي اجتماعي نبود، اين موضوع نيز مانند هزاران موضوع ديگر در خاموشي ميماند و بعد از مدتي کاملا فراموش ميشد. هر چند اين افراد در حاشيه شهرها يا به قول مسئولان در سکونتگاههاي غيررسمي زندگي ميکنند، اما همه آنها داراي حقوق شهروندي هستند و دولت بايد به فکر معيشت، مسکن و بهداشتشان باشد، چون آنها نيز جزو مردم همين آب و خاک هستند. در اين ميان نبايد از فعاليتهاي سازمانهاي مردمنهاد در ياري رساندن به مردم مناطق حاشيهنشين غافل بود، اما برخي از مسئولان مانند موضوع کرونا، ميخواهند همهچيز را به خود مردم واگذار کنند تا آنها يکديگر را کمک کنند. در زمان شهيد رجايي، طرحي در کشور اجرا ميشد که پيرو آن دولت به سالمندان مناطق روستايي کمک ميکرد و بيش از 30 سال است که اين طرح فراموش شده است. توجه به کرامت و ارزش والاي انساني و ايجاد امکانات عادلانه براي همه در تمام زمينههاي مادي و معنوي، داشتن مسکن متناسب با نيازها، حق هر فرد و خانواده ايراني است و بديهي است که مرحومه پناهي هم بايد از اين امکانات بهرهمند ميشد.