ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﻳﻚ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ ﺑﺮاي ﺑﻪ رخ ﻛﺸﻴﺪن ﻗﺪرت ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژي ﺧﻮد، ﺳﻴﻤﯽ را ﺑﻪ ﺿﺨﺎﻣﺖ ﻳﻚﻫﺰارم ﺗﺎر ﻣﻮي اﻧﺴﺎن دور ﻗﺮﻗﺮهاي ﭘﻴﭽﻴﺪه و ﺑﺮاي ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ رﻗﻴﺒﺶ در ژاﭘﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎده است. ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ژاﭘﻨﯽ ﻫﻤﺎن ﺳﻴﻢ را ﭘﺲﻓﺮﺳﺘﺎده، در ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ روي آن ﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻓﻮاﺻﻞ ﻣﻨﻈﻢ ﺳﻮراخ ﺷﺪه ﺑﻮد! آﻧﻬﺎيي ﻛﻪ ﮔﻤﺎن ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ﺷﻜﻮه ﺗﻤﺪن ژاﭘﻦ از ﻗﺪرت ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻚ آن ﺑﺮﻣﯽﺧﻴﺰد، دﭼﺎر ﺳﺎدهاﻧﺪﻳﺸﯽ و ﺳﻄﺤﯽﻧﮕﺮياﻧﺪ. ﺗﻤﺪن، ﻳﮕﺎﻧﻪ ﻛﺎﻻﻳﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺒﺎدﻟﻪ ﻧﻤﯽﭘﺬﻳﺮد و ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻳﺪ در درون ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﻮد. ساختار سياسي نقش مهمي در ساخت تمدن يک ملت دارد و با آلودگي به فساد نميتوان تمدن ساخت. اگر ميشد ﻛﻪ ﺑﺎ ﺧﺮﻳﺪ فناوري ﻣﺘﻤﺪن شد، بايد رﻓﺘﺎر ﺑﺮﺧﯽ از ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺧﻮدﻣﺎن را ديد ﻛﻪ ﺳﻮار ﺑﺮ آﺧﺮﻳﻦ ﻣﺪل ﺧﻮدروﻫﺎي ژاپني ﺑﺎ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﻨﺎوري آﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ. در ﻫﻤﻪ ﻓﻴﻠﻢﻫﺎ و ﻋﻜﺲﻫﺎي ﺧﺒﺮي ﻛﻪ از روزﻫﺎي ﭘﺲ از زﻟﺰﻟﻪ و ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ وﻳﺮاﻧﮕﺮ 2011 ژاﭘﻦ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه ﻳﻚ ﺻﺤﻨﻪ درﮔﻴﺮي، ازدﺣﺎم، ﻫﺠﻮم، ﻏﺎرت ﻓﺮوﺷﮕﺎه، ولو ﺑﺮاي درﻳﺎﻓﺖ ﻛﻤﻚﻫﺎي اﻋﻄﺎﻳﯽ، ﺑﯽﻧﻈﻤﯽ و ﺣﺘﯽ فرياد ديده نميشد. ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪات يک ﺧﺒﺮﻧﮕﺎر چنين است: ﺻﻔﻮف ﻣﻨﻈﻢ آب و ﻏﺬا ﺑﺪون ﻫﻴﭻ ﺣﺮف زﻧﻨﺪه ﻳﺎ رﻓﺘﺎر ﺧﺸﻦ. ﻫﻴﭻ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ در زﻟﺰﻟﻪ 9 رﻳﺸﺘﺮي آﺳﻴﺐ ﻧﺪﻳﺪ، ﻫﻤﻪ ﺧﺴﺎرتﻫﺎ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ و ورود آب درﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻮد. ﻏﺎرﺗﮕﺮي و زورﮔﻮﻳﯽ دﻳﺪه ﻧﺸﺪ، ﻓﻘﻂ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﻮد. 50 ﻧﻔﺮ از ﻛﺎرﮔﺮان فني ﻧﻴﺮوﮔﺎه اﺗﻤﯽ، ﺑﻪ رﻏﻢ ﻧﺸﺖ ﻣﻮاد رادﻳﻮ اﻛﺘﻴﻮ، ﺑﺎ از ﺟﺎن ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻨﻚ ﻛﺮدن دﺳﺘﮕﺎهﻫﺎ اداﻣﻪ دﻫﻨﺪ. ﻣﺼﻴﺒﺖ و ﻏﻢ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻃﻤﺄﻧﻴﻨﻪ ﺑﻮد. رهبران سياسي از احساسات مردم سوءاستفاده نکردند. ﻣﺮدم ﻓﻘﻂ اﻗﻼم ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﺧﻮد را ﺗﻬﻴﻪ ﻛﺮدﻧﺪ و اﻳﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ آب و آذوﻗﻪ ﺑﺮﺳﺪ. ﻣﺮدم از اﻓﺮاد ﻧﺎﺗﻮان، ﭘﻴﺮ و ﺑﻴﻤﺎر دﺳﺘﮕﻴﺮي ﻣﯽﻛﺮدﻧﺪ. رﺳﺘﻮرانﻫﺎ ﻗﻴﻤﺖﻫﺎ را ﻛﺎﻫﺶ دادﻧﺪ. ﺧﻮدﭘﺮدازﻫﺎ ﺑﺪون ﻣﺤﺎﻓﻆ دﺳﺖ ﻧﺨﻮرده ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ. ﻫﻤﻪ دﻗﻴﻘا ﻣﯽداﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻪ ﻛﺎري اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ. اﻧﮕﺎر ﺑﺎر دوﻣﯽ ﺑﻮد ﻛﻪ اﻳﻦ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﺳﺖ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ در ﻳﻚ ﻓﺮوﺷﮕﺎه ﺑﺮق رﻓﺖ، ﻣﺮدم اﺟﻨﺎس را ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪﻧﺪ ﺳﺮﺟﺎﻳﺸﺎن و ﺑﻪ آراﻣﯽ ﻓﺮوﺷﮕﺎه را ﺗﺮك ﻛﺮدﻧﺪ. اﻳﻦ ﻫﻤﺎن ﺗﻤﺪﻧﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت و ﻣﺼﻨﻮﻋﺎت ﺗﻤﺪﻧﯽ، ﺑﺮ آن ﺑﻨﺎ ﺷﺪه اﺳﺖ؛ ﺳﻮﻧﯽ، ﭘﺎﻧﺎﺳﻮﻧﻴﻚ، ﻫﻴﺘﺎﭼﯽ، ﺗﻮﻳﻮﺗﺎ، ﻫﻮﻧﺪا و ﻧﻴﺴﺎن. زﻳﺮﺑﻨﺎي ﻧﺎب ﺗﻤﺪن ﻳﻚ ﺳﺮزﻣﻴﻦ را ﺑﺎﻳﺪ در ﻣﻮاﻗﻊ ﺑﺤﺮان دﻳﺪ. اﻳﻨﻬﺎ را ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﺎ رﻓﺘﺎر ﺑﺴﻴﺎري از ﻫﻤﻮﻃﻨﺎن ﺧﻮدﻣﺎن، آن ﻫﻢ در ﻣﻮاﻗﻊ ﻋﺎدي و ﻓﺮاواﻧﯽ و ﺛﺒﺎت. ﻓﺮق اﺳﺖ ﻣﻴﺎن ﻣﺮدﻣﯽ ﻛﻪ ﭘﺲ از ﺟﻨﮓ وﻳﺮاﻧﮕﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽ و اﻧﻔﺠﺎر دو ﺑﻤﺐ اﺗﻤﯽ در ﻛﺸﻮرش، ﻛﺎرﮔﺮاﻧﺶ در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن ﻧﺎن ﺧﺎﻟﯽ ﻣﻲﺧﻮردﻧﺪ و ﻫﺮ ﻳﻚ دلارﺷﺎن را ﺑﻪ ﻳﻦ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﯽﻛﺮدﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﺮزمينشان را ﺑﺴﺎزﻧﺪ، ﺑﺎ ﻗﺸﺮ ﺗﺎزه ﺑﻪ دوران رﺳﻴﺪه ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺟﻬﺎن ﺳﻮﻣﯽ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ واﺣﺪ ﭘﻮل ﻣﻠﯽﺷﺎن را ﺑﻪ دﻻر ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ در ﺟﻬﺎن ﻏﺮب ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاري ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎل ﺗﻤﺪن را ﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﺧﺮﻳﺪ و ﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﺎ ﺷﻌﺎر و دﺳﺘﻮر ﺑﻪ دﺳﺖ آورد؛ ﺗﺎ ﻋﺰﻣﯽ ﻧﻜﻨﻴﻢ و ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﻤﺪن را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻳﻚ اراده ملي ﻣﺴﺘﻤﺮآغاز نکنيم. اﮔﺮ از ﺑﺎم ﺗﺎ ﺷﺎم حرف بزنيم ﺧﺎﺻﻴﺘﯽ ﻧﺨﻮاهد داﺷﺖ. نظام سياسي ژاپن تقويتکننده اين تمدن است.