مجری برنامه «رادیوهفت» گفت: ما میخواستیم یک برنامهای بسازیم که در پایان شب به مردم آرامش بدهد و همه مجریها حرفهای خوبی بزنند. ایدهآل ما این بود که مردم پای تلویزیون خوابشان ببرد. منصور ضابطیان که مهمان برنامه اینترنتی «باغ رمضان» بود، در ابتدا گفت: کار سختی است که در شرایطی کاری کنی که خودت آرامش نداری و باید برنامهای درباره آرامش بسازی. تا 5 ثانیه قبل از اینکه بگویند سه دو یک باید داد بزنی که چرا فلان چیز آماده نیست بعد یک دفعه لبخند بزنی و بگویی خانمها، آقایان سلام. وی افزود: آرامش یکی از نیازهای جامعه ما است. آن سالی که «رادیو هفت» تهیه و پخش شد یک تابستان گرمی بود که همه مردم عصبانی بودند و اولینبار بود برای گرما، شهر را تعطیل میکردند. دیدم مردم با یکدیگر بدرفتاری میکنند و شب که میخواهند به خانه بروند، میخواهند بنشینند با هم تلویزیون ببینند. این برنامهساز یادآور شد: گاهی فکر میکنیم در کشورهای دیگر مردم دائم به کلاب و دیسکو میروند. اما اینطور نیست و خیلی هنر کنند شاید ماهی یکبار به کلاب بروند. مردم بیشتر تلویزیون میبینند و تلویزیون هم سریالهایی برایشان پخش میکرد که با موضوعات دزدی و طلاق و کلاهبرداری بود. این باعث میشد بیننده با یک ناخودآگاه ناراحتی به خواب برود. ما میخواستیم یک برنامهای بسازیم که در پایان شب مردم را ریست کند. همه مجریها حرفهای خوبی بزنند. ایدهآل ما این بود که مردم پای تلویزیون خوابشان ببرد. ضابطیان تاکید کرد: خیلی وقتها آدمهای تصمیمگیرنده دنیایشان کوچک است. برخی سر سفره پدر و مادر بزرگ شدهاند و زیردست کسی که دنیایش بزرگ باشد زیردستانش را طوری بار میآورد که رشد کنند. کسی که دنیایش کوچک باشد زیردستان و خانوادهاش را هم همانطور بارمیآورد. مجری برنامه رادیویی «فرش بنفشه» که در نوروز از رادیو ایران پخش شد، در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: آقای اینانلو درباره یکی از مدیران تلویزیون میگفت؛ در یک دورهای هر کسی از بچههای رادیو و تلویزیون که برای تهیه گزارش به خارج از ایران میرفت باید به اندازه همان روزها به حساب تلویزیون یا رادیو در آن کشور یا کشورهای دیگر میچرخید. اعتقادش این بود که بچههای رادیو تلویزیون باید دنیا را دیده باشند. این در کارشان تاثیر میگذارد. وی ادامه داد: زندهیاد اینانلو میگفت من برای تهیه گزارش والیبال به ایتالیا رفته بودم. یک هفته ماندم و بعد با دوستی به فرانسه رفتم و یک هتل ارزان گرفتیم. در آنجا به ما خوش گذشت. بعد صورتحسابها را فرستادم. مدتی طول کشید و حسابداری پولها را نداد، رفتم پیگیری کنم و پروندهام را بیرون آورد، قسم میخورد و میگفت خط شخص همان مدیر تصمیمگیرنده بود که نوشته بود رادیو و تلویزیون آبرویش را از سر راه نیاورده است که پرسنلش در هتلی غیر از مردم هتل پاریس اقامت کنند. گفته بود پول او را ندهید تا دفعه بعد در هتل ارزان اقامت نکند. ضابطیان تصریح کرد: این را بگذارید در کنار تفکری که یک مدیر میتواند القا کند که تفکر کارمندان تحصیلکردهاش را به این تقلیل بدهد که تهیهکننده امشب زرشک پلو با مرغ میدهد یا چلوکباب برگ! این مجری و نویسنده همچنین گفت: مردم لطف دارند و گاهی در خیابان میگویند تو را در تلویزیون دیدهایم اما احساس میکنم چیز خاصی نیست. احساس میکنم مردم در حال آشپزی بودهاند و روی یک کانالی زدهاند و من را هم دیدهاند. اما وقتی کسی میگوید کتابت را خواندهام احساس خوبی میکنم که کسی پول داده و اندیشه من را خریده است و این برایم خیلی ارزشمند است. وی در بخش دیگری از حرفهایش درباره نوجوانیاش گفت: سال 75، 49 کیلو بودم و در تمام سالهای دبیرستان خجالت میکشیدم با دوستانم به استخر بروم. چون اینقدر لاغر بودم میخواستم به جایی بروم که کسی من را نشناسد. ضابطیان درباره سرانجام برنامه «رادیو هفت» گفت: همانقدر که شما میدانید من هم میدانم. در یک دورهای مدیریت تلویزیون عوض شد و آقای ضرغامی رفتند و آقای سرافراز آمدند. معمولا وقتی مدیری در همه سطوح عوض میشود میخواهد همه چیز را دوباره بنا کند و چرخ را از اول خلق کند. هر چه مدیر قبلی کاشته است را ادامه نمیدهد. بعد مدیرانی آمدند و خیلی از این فضایی که ما ایجاد کردیم خوششان نیامد. نگرانیهایی دارند که من هم نمیدانم چیست. ولی من وقتی خودم را جای مدیران تلویزیون میگذارم وقتی برندی ساختهام و پول خرج کردهام که حال روانی مردم را خوب میکند و در اوجش است چرا باید تعطیلش کنم!؟ تهیهکننده «رادیوهفت» اذعان کرد: کمتر کسی بود که این برنامه را دوست نداشته باشد. من بودم این کار را نمیکردم حتی اگر آن برنامه را دوستش نداشتم. در همین مدت من کلی پیغام در صفحه اینستاگرامم داشتهام که چقدر جای این برنامه خالی است و ما از یک جایی به بعد به چشم یک مسئولیت اجتماعی به برنامه نگاه میکردیم. آقای روانپزشکی زنگ زد برنامه و با من صحبت کرد و گفت من قرص شبانه 20 نفر از بیمارانم را با برنامه شما قطع کردم. ما نام برنامه را رادیو 7 گذاشتیم تا به آرامش و شرافت رادیو نزدیک شویم. امیدارم با یکدیگر به سبک سالیان گذشته مدارا کنیم.