يکي بود يکي نبود، غير از خدا هيچکس نبود! روزي روزگاري در شهري مردم حوصلهشان سر رفته بود و آن روز هيچ برنامه سرگرمکنندهاي نداشتند. نه مسئولي سخنراني کرده بود، نه کسي قول و وعدهاي داده بود. نه رئيس بانک مرکزي گفته بود قيمت ارز مهار خواهد شد، نه اصلاحطلبي از برنامههاي خود سخني گفته بود و... خلاصه هيچ سوژهاي در مملکت پيدا نميشد.
مردم پکر و بيحوصله اطراف ميدان ميپلکيدند که يک نفر خودش را به ميدان اصلي شهر رساند، از آن بالا رفت و گفت: مردم عزيز ايران! ميدانم که اين روزها همگي درگير و نگران سهام و شاخصهاي بهاي بازارتان هستيد، من همينطور که امروز داشتم سالادالويه با نان نامتعارف و غيرمعمولي و غيرضروري ميخوردم و فرزندم نيز داشت خميرک ميخورد، رايانه خود را روشن کردم و با موشي که زيرموشي دارد نگاهي به واژگان جديد انداختم. اما رايانهام خراب بود و مجبور شدم از رايانک مالشيام استفاده کنم. خلاصه چند واژه جديد يافته و آنها را از طريق دندان آبي براي همکارانم در فرهنگستان زبان فارسي ارسال کردم و چند تاي ديگر را هم با استفاده از درونداد و بيرونداد روي فلش ريختم و به اداره بردم.
مردم که مات و مبهوت نگاه مسئول ميکردند، چيزي نگفتند؛ يعني متوجه صحبتهاي ايشان نشدند که چيزي بگويند. مسئول گفت: خب ظاهرا همهچيز شفافه و سوالي نداريد... بله! خوبيه ما مسئولان اين است که انگار با شما مردم دورآگاهي داريم و ذهنتان را ميخوانيم و بدون درخواست شما به صورت خودجوش مشکلات را حل ميکنيم! باري حال همه برخط بشويد تا از واژه جديد رونمايي کنيم!.
مردم که از تمام صحبتهاي مسئول همين برخطش را متوجه شده بودند، به خط شدند که مسئول گفت: الان به خط شديد! عرض کردم برخط بشيد!. بزرگ سوال کرد: معنياش چيست؟مسئول گفت: خارجيها به آن ميگويند آنلاين! و مردم بلافاصله گفتند: آهان! آنلاين بشيم؟ خب زودتر ميگفتي!.
مردم که برخط شدند، مسئول گفت: حال دوگوشي را داخل گوشتان گذاشته و به گپسرا مراجعه کنيد. يک نفر گفت: ما سابقا حرمسرا داشتيم که نسلش برچيده شد، گپ سرا ديگر چيست؟، که مسئول گفت: خارجيها به آن چت روم ميگويند!. مردم هم بلافاصله گفتند: آهان! چت روم رو ميگي! حله!.
مردم وارد گپسرا شدند و مسئول گفت: خب! خوش آمديد! وِلکام! امروز مصوب شد که به جاي واژه غربي و زشت پاندميک از واژه جهانگيري استفاده کنيم! يعني از امروز هرکس بگه پاندميک ديگه بيست نميشه، نوزده ميشه! ما ديگه بيماري پاندميک نداريم، بيماري جهانگيري داريم!.
اصلاحطلب که دلخور بود از اين ماجرا از ميدان بالا رفت گفت: لطفا به مردم آدرس جهانگيري غلط ندهيد! ما تا ديروز فقط دلار جهانگيري داشتيم، بيماريشو نداشتيم! بهتر است يک اسم ديگر انتخاب کنيد!. مسئول کمي مثل ايکيوسان دست به سرش کشيد و گفت: هوووم! تاجزاده يا شکوريراد چطوره؟! بيماري پاندميکرو بگيم بيماري تاجزاده که با دلار جهانگيري اشتباه نشه!. مردم با درخواست مسئول موافقت کردند. حتي يک نفر پيشنهاد داد که عدالت را به نام احمدينژاد و اختلاس را هم به نام خاوري بزنند. مثلا بگويند: سه هزار ميليارد تومان خاوري صورت گرفته!. يا مثلا به جاي بدهي بگوييم بابک زنجاني، مثلا يک نفر به طلبکارش بگويد: بابک زنجانيامرو بهت تا سر برج تسويه ميکنم!.