مردم ايران گاه با کوچکترين اخبار و شايعهاي تحتتاثير موجهاي رايج در جامعه قرار ميگيرند و شروع به گرفتن تصميمات هيجاني ميکنند. اين رفتار تودهوار به سرعت تمامي جنبههاي اجتماعي و اقتصادي را فرا ميگيرد و به نظر ميرسد جامعه از آن به عنوان يک تخليه رواني استفاده ميکند. اين شگفتانگيز است که مردمي اينچنين از يک پديده اجتماعي درس نميگيرند. در زماني که جامعه توسط اخبار داخلي و خارجي ملتهب ميشود، شاهد اولين رفتارهاي هيجاني مردم در افزايش و خريد دلار هستيم؛ پس از آنکه اين بازار را بهاندازه کافي ملتهب و آشفته کرديم، به سراغ بازار خودرو، سکه و املاک ميرويم و يک به يک همه اين بازارها را دچار حباب ميکنيم و موجب افزايش تنش، تورم و آشفتگي در جامعه ميشويم. اين رفتارها در نوع خود شگفتانگيزند؛ تا به حال چنين نديدهام که پشت سر هم دست به تکرار يک سيکل معيوب بزنند و براي خودشان زندگي و اقتصاد سختتري بسازند. همه ما نسبت به کاستيهاي دولت آگاه هستيم و نقش مهم آن را در اين مسائل ناديده نميگيريم، اما به نظر ميرسد برخلاف سالهاي قبل که اين ناآراميها تنها در بازارهاي سکه، خودرو و ارز ديده ميشد، اين بار نوبت به بورس رسيده است. رفتارهاي هيجاني براي کسب سود در روزهاي گذشته آنچنان قابل توجه بود که پليس در خصوص ورود تازهواردان به بورس هشدار داد. اما سرعت پخش آن در جامعه به شدت در حال گسترش است و مردم نگران از کمارزشتر شدن اموالشان، براي عقب نماندن از اين موج، به بورس روي ميآوردهاند. صدور 35 ميليون کد بورسي جديد کمي نگرانکننده است و ورود افرادي که آموزش لازم نديدهاند موجب بههم ريختن واحدهاي مالي بازار ميشود. بسياري درک صحيحي از بورس ندارند و بدتر آنکه گروهي با تبليغات بدون پشتوانه، مردم را به بورس دعوت ميکنند. اين وقايع تکرارپذير، اما اين بار در آستانه سختترين سال اقتصادي ايران رخ ميدهد. در صورتيکه دولت و سازمانهاي مربوطه تصميم جدي و اصلاحکنندهاي در خصوص سياستگذاريهاي اخير بورس نگيرند، احتمال افزايش اختلاف طبقاتي پيشبيني ميشود. نسبت به وضعيت موجود هشدار ميدهم؛ چراکه اين اتفاقات ميتوانند موجب گسترش مشکلات اجتماعي شوند.