بستن

هدف آمریکا از افزایش فشار بر ایران «دستاوردسازی» است

هدف آمریکا 
از افزایش فشار بر ایران «دستاوردسازی» است
آرمان ملی - محمدحسین لطف‌الهی: شرایط آشفته آمریکا در بحبوحه شیوع بیماری کووید 19 هم باعث نشده این کشور دست از دشمنی با ایران بردارد و تلاش‌های ضدایرانی خود را متوقف کند. در روزهای گذشته آمریکا پیش‌نویس طرحی را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرده که در صورت موافقت دیگر اعضا تحریم تسلیحات متعارف علیه ایران به‌صورت نامحدود تمدید شود. نماینده ویژه وزارت امور خارجه آمریکا در امور ایران نیز گفته است که اگر دیگر کشورها در این زمینه با ایالات متحده همراهی نکنند، واشنگتن مستقلا اقدام به فعالسازی مکانیسم ماشه خواهد کرد. «آرمان ملی» در گفت‌وگو با «عبدالرضا فرجی راد» استاد دانشگاه و سفیر اسبق ایران در نروژ و مجارستان به بررسی این موضوع پرداخته است. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

پس از يک وقفه کوتاه تنش ميان ايران و آمريکا بار ديگر شدت گرفته است. دليل اين وضعيت را چه مي‌دانيد؟

آمريکايي‌ها تصور مي‌کردند با خروج از برنامه جامع اقدام مشترک و وضع تحريم‌هاي سنگين عليه ايران مي‌توانند ايراني‌ها را وادار به پذيرش مذاکرات جديد و ايجاد تغييراتي جدي در توافق هسته‌اي کنند. هدف بعدي‌شان اين بود که با دامن زدن به مشکلات در داخل کشور، پايه‌هاي قدرت نظام را سست کرده و شرايط را براي آنچه آنها «رژيم چنج» يا «براندازي» مي‌خوانند، مهيا کنند. امروز اگر به شرايط داخل ايران نگاه کنيم، شاهد خواهيم بود در حالي که تنها چند ماه تا پايان دوره رياست جمهوري ترامپ باقي مانده، آمريکا نتوانسته به هيچ‌کدام از دو هدفي که نام برده شد، دست يابد. مهم‌تر آنکه با شيوع بيماري کوويد 19 در جهان و از جمله آمريکا، دونالد ترامپ بزرگترين دستاورد خود طي ساليان گذشته را بر باد رفته مي‌بيند. او معتقد بود با رفع مشکل بيکاري و بهبود وضعيت اقتصاد ايالات متحده بر مبناي شعار «اول آمريکا» مي‌تواند به راحتي در انتخابات نوامبر 2020 برنده باشد اما با ظهور ويروس کرونا برنامه‌ريزي ترامپ بهم ريخته و نقاط قوت او که حل مشکل بيکاري و بهبود وضع معيشت مردم بود به نقطه ضعف بدل شده است. اينها مسائل تاثيرگذاري در روند انتخابات آمريکا محسوب مي‌شود. وقتي ترامپ نتواند در رالي انتخاباتي با جو بايدن به اقتصاد تکيه کند احتمالا مجبور است در چند‌ماهه آينده دستاوردهايي براي خود دست و پا کند که در مناظرات انتخاباتي دست خالي نباشد. در اين شرايط ترامپ از نظر داخلي چيزي براي عرضه در مقابل رقيب ندارد و به همين دليل پيش‌بيني من اين است که علاوه بر پيگيري خط تخريب دولت اوباما در چند‌ماهه آينده، دونالد ترامپ بخشي از تمرکزش را بر سياست خارجي خواهد گذاشت تا در اين عرصه بتواند دستاوردي مهيا کند. با توجه به اينکه اين روزها کره شمالي شرايط عجيبي را سپري مي‌کند و اطلاع چنداني از وضعيت سلامتي رهبر کره شمالي وجود ندارد، تنها مساله مهم سياست خارجي آمريکا مي‌شود «ايران». فکر مي‌کنم دليل تنش‌هاي روزافزون اين روزهاي ايران و آمريکا که پيش‌بيني مي‌شود تا زمان انتخابات همين طور افزايش يابد، همين است، البته بايد نقش برخي متغيرهاي خارجي نظير خواست چين را نيز اضافه کرد؛ چراکه ممکن است وضعيت امروز کره شمالي و عيان نشدن کيم جونگ اون در انظار عمومي حاصل برنامه ريزي چين باشد تا بتواند تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريکا وضعيت روابط پيونگ يانگ و واشنگتن را بدون تغيير نگه دارد.

يعني مساله ايران تا اين اندازه مي‌تواند تاثيرگذار باشد؟

به مواضع جو بايدن نگاه کنيد. او مرتبا ترامپ را به باد انتقاد مي‌گيرد که شما با وعده يک توافق بهتر روي کار آمديد و حال نه تنها هيچ‌توافقي به دست نياورده‌ايد بلکه توافق قبلي را نيز از بين برديد. از طرفي ترور سردار سليماني و در مقابل واکنش ايران مبني بر شليک موشک به پايگاه عين‌الاسد دو کشور را در آستانه جنگ قرار داد و براي مردم آمريکا موضوع وارد نشدن کشورشان به يک جنگ بي‌پايان ديگر در خاورميانه بسيار اهميت دارد. به‌نظر من کاخ سفيد شروع کرده به تشديد فشار بر روي ايران که بتواند مذاکراتي را با ايران شروع کند.

موضوع تلاش براي تمديد تحريم تسليحاتي را هم در همين چارچوب ارزيابي مي‌کنيد؟

من فکر مي‌کنم همين است. تاکنون هيچ‌کدام از کشورهاي عضو برجام موافقتي با اين تلاش آمريکا نداشته‌اند و شاهد بوده‌ايم که چين، روسيه و فرانسه موضعي در مقابل موضع آمريکا اتخاذ کردند. آمريکا اميد دارد با فشار آوردن به کشورهاي اروپايي و ايران در موضوع تحريم‌هاي تسليحاتي، کنش‌هاي سياسي افزايش پيدا کند و به تبع آن امکان مذاکره براي طرفين فراهم شود. تعقيب کشتي ايراني که رهسپار ونزوئلا شده است نيز در همين راستاست که ايران نتواند مفرّي براي گذر از فشار اقتصادي آمريکا پيدا کند. تلاش‌هاي ديگري نيز در جريان است و از جمله آنها مي‌توان به چراغ سبز واشنگتن به تل‌آويو براي بمباران برخي مواضع ايران در سوريه صادر شده است، اشاره کرد. هدف آمريکا مذاکره با ايران در قالب‌هاي خاص است تا با به دست آوردن توافقي حداقلي با ايران، آقاي ترامپ در رقابت انتخاباتي با آقاي بايدن حرفي براي گفتن داشته باشد.

اگر آمريکا قادر به بدست آوردن دستاورد در اين عرصه نباشد اوضاع به چه سمتي خواهد رفت؟

اگر دولت ترامپ نتواند دستاوردي داشته باشد، بدشان نمي‌آيد که تشنجي هم در منطقه ايجاد کنند؛ چنانکه با چين نيز همين رويه را در پيش گرفته‌اند. شما توجه کنيد آقاي ترامپ مي‌گويد ما در حال بررسي هستيم تا ارتباط سياسي و اقتصادي خود را با چين قطع کنيم. يعني اين انتخابات و پيروزي در آن تا اندازه‌اي براي ترامپ اهميت دارد که او از چنين کار خطرناکي سخن مي‌گويد. به‌نظر من ترامپ اکنون وضعيت مناسبي ندارد و با افتضاحي که در مساله مديريت کرونا رقم زد، مي‌خواهد مقصراني را پيدا کند که از بار گناه خود بکاهد. در مجموع او چون در داخل چيزي براي عرضه ندارد و نمي‌تواند از فاکتورهايي نظير اقتصاد و بيکاري استفاده کند، اکنون او در تلاش است تا در سياست خارجي دستاوردسازي کند. دو هدف هم مشخص کرده براي خود: چين و ايران. به همين دليل آنها اگر نتوانند در مساله تحريم تسليحاتي کاري از پيش ببرند که فکر مي‌کنم نمي‌برند، به سوي ايجاد تشنج‌زايي و حتي ايجاد درگيري‌هاي محدود حرکت خواهند کرد.

برخي از کارشناسان معتقدند موضوع کشتي ايراني که رهسپار ونزوئلا است مي‌تواند سرآغاز يک درگيري دريايي ميان ايران و آمريکا باشد. نظر شما در اين باره چيست؟

آمريکا بايد به گذشته رجوع کند و ببيند اقدام ايران در برابر کشورهايي که به توقيف غيرقانوني کشتي‌هاي ايراني دست مي‌زنند يا تلاش دارند مزاحمتي براي کشتي‌هاي ايراني ايجاد کنند، چه بوده است. ماه‌ها قبل که انگلستان با هدايت آمريکا نفتکش «گريس1» را که اکنون به «آدريان دريا» تغيير نام داده در جبل الطارق توقيف کرد، ايران ابتدا از طرق ديپلماتيک خواستار آزادي کشتي شد و بعد که انگلستان از اين طريق کشتي را آزاد نکرد، يکي از کشتي‌هاي اين کشور در خليج فارس توقيف شد. اکنون نيز اگر آمريکايي‌ها اقدامي کنند، بايد منتظر اقدامات متقابل از سوي ايران باشند. تمام تلاش دولت آمريکا اين است که شرايطي را رقم بزند تا رقيب نتواند از سياست خارجي به‌عنوان يک نقطه ضعف جدي در دولت ترامپ نام ببرد.

ماه‌هاي باقي مانده تا انتخابات آمريکا يک آزمون جدي براي کشورهاي طرفدار و نهادهاي ضامن چندجانبه‌گرايي است. اروپا چه واکنشي در برابر اقدامات آمريکا خواهد داشت؟

ويروس کرونا در شرايطي که شرکاي اروپايي ايران در برجام را درگير کرده است که چند ماه پيش از آن، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي گزارشي پيرامون برنامه هسته‌اي ايران منتشر کرد که داراي برخي نکات اختلافي بود. آمريکايي‌ها بسيار علاقه‌مند هستند که اروپايي‌ها را درباره موضوعات جديد مطروحه از سوي آژانس فعال کنند و اقداماتي هم براي تحريک آنها انجام مي‌دهند. چنانکه آقاي پمپئو وزير خارجه آمريکا اخيرا ادعا کرده است که ايران به آژانس اجازه نمي‌دهد از سه سايت ايراني مشکوک بازديد کند. هدف او تحريک کشورهاي دنيا و به‌ويژه اروپايي‌ها بود. اما اين اقدامات آمريکا در شرايطي دنبال مي‌شود که از يک سو اروپايي‌ها در شرايط فعلي بسيار درگير بحران کرونا هستند و از سوي ديگر نمي‌خواهند دنباله‌رو سياست ترامپ و پمپئو باشند. درست است که آنها نيز با آژانس کار مي‌کنند و به گزارش‌هاي آن توجه مي‌کنند و در همين چارچوب نيز يک دور گفت‌و‌گو در اروپا با حضور آقاي عراقچي انجام شده است؛ اما با توجه به رويکرد يکجانبه‌گرايانه ترامپ در خروج از برجام و بعد رفتاري که او درباره مساله کرونا با اروپايي‌ها داشته، آنها توجه کمتري به فشارهاي آمريکا نشان مي‌دهند. ترامپ در بحبوحه بحران کرونا به‌نحوي رفتار کرده که اروپا را از همراهي با آمريکا در موضوعات مختلف از جمله ايران دورتر کرده است. تصميم يک جانبه و بدون هماهنگي کاخ سفيد بر قطع پروازهاي اروپا به مقصد آمريکا از جمله اين اقدامات بود که حتي با واکنش انگليس مواجه شد. همچنين اروپايي‌ها به‌دليل عميق‌تر شدن بحران شيوع کرونا و افزايش مشکلات اقتصادي، بهداشتي و امنيتي به‌دنبال بيشتر کردن تنش با ايران نيستند و عمده توجه آنها معطوف مشکلات داخلي شده است و همين مساله سبب خواهد شد که اروپا تمايل جدي‌تري داشته باشد که با صرف کمترين هزينه سياسي، امنيتي و ديپلماتيک، مديريت تحولات را در بحبوحه تنش تهران و واشنگتن در دستور کار قرار دهد. به‌ويژه که به انتخابات آمريکا نزديک مي‌شويم و اروپا اصلا نمي‌خواهد امتيازي به ترامپ دهد.

با اين حال اروپا نارضايتي زيادي از گام‌هاي کاهش تعهدات ايران دارد.

بله؛ اروپايي‌ها اصلا با پنج گامي که ايران در چارچوب برجام برداشت و اعلام کرد تعهداتش را متوقف مي‌کند، موافق نيستند. معتقدم اين نارضايتي در حدي است که اگر رئيس‌جمهور ديگري در آمريکا بر سر کار بود، اروپايي‌ها حتما همسو با او عمل مي‌کردند. يعني فکر مي‌کنم چون آقاي ترامپ در آمريکا بر سر کار است و رهبران اروپايي تمايلي به ادامه حضور او در کاخ سفيد ندارند، با آمريکا در موضوع ايران همراهي نمي‌کنند. همان نفرتي که در بسياري از کشورها نسبت به ترامپ وجود دارد، در اروپا نيز مطرح است، البته در شرايط خاص ممکن است اين موضع اروپا تغيير کند. براي نمونه اگر آمريکا خارج از موضوع برجام قطعنامه جديدي را عليه ايران مطرح کنند و بهانه برجام را از اروپا بگيرند، ممکن است کشورهاي اروپايي سطحي از همراهي را با آمريکا داشته باشند. به‌طور کلي اما حتي اگر مساله‌اي خارج از برجام مطرح شود و کشورهاي اروپايي احساس کنند که فشار مضاعف بر ايران مي‌تواند باعث افزايش تنش و درگيري در منطقه خاورميانه شود، با آمريکا همراهي نخواهند کرد. حتي پيش از شيوع ويروس کرونا، اروپا مشکلات بسياري داشت که سرمنشأ آن تنش‌هاي خاورميانه بود؛ از مساله سوريه و بحران مهاجرت گرفته تا مساله تروريسم و ترانزيت مواد مخدر. حالا که کرونا نيز اقتصاد کشورهاي مهم اروپايي را ويران کرد و عملا همکاري اروپا با ترامپ براي افزايش تنش در خاورميانه دور از عقل و منطق است.

بنابراين بايد انتظار داشت که فشارهاي کنوني آمريکا با توجه به مسائلي که اشاره کرديد دست کم تا انتخابات آمريکا به رويداد قابل ملاحظه‌اي از جمله تشديد فشار آژانس و اروپايي‌ها بر ايران منجر نشود؟

وضعيت جاري ادامه پيدا خواهد کرد مگر اينکه آژانس تا انتخابات آمريکا گزارش جديدي دهد که خيلي تند و تيز باشد که طبيعتا در اين صورت اروپايي‌ها بسيار حساس مي‌شوند و اسرائيل و آمريکا شلوغ خواهند کرد، البته من اراده‌اي از سوي آژانس نمي‌بينم که بخواهد در شرايط تحولات جاري چنين گزارشي را منتشر کند. اگر اين نهاد بخواهد گزارشي درباره ايران منتشر کند، همان تاييديه‌هاي قبلي تکرار مي‌شود و اروپايي‌ها بر اساس آن عمل مي‌کنند. من الان وضعيت برجام را يک وضعيت خاکستري مي‌بينيم؛ چون اروپا، آمريکا را مقصر اصلي مي‌داند که از برجام خارج شد و باعث وقوع چنين مشکلاتي شد که در نهايت آژانس بعد از 15 گزارش مثبت يک گزارش خاکستري داد، هرچند در جاهايي به نقاط مثبت و در جاهايي هم به نکات منفي اشاره کرده است. من پيش‌بيني نمي‌کنم که وضعيت از اکنون پيچيده تر شود.

چين و روسيه در مساله تمديد تحريم تسليحاتي و تلاش براي اسنپ‌بک مواضع مثبتي اتخاذ کرده‌اند و آمريکا را محکوم مي‌کنند. آيا اقدامات آنها همان خواهد بود که در موضع‌گيري‌ها اعلام مي‌کنند؟

من به اين مساله خوش‌بين هستم؛ چراکه روابط چين و آمريکا در بدترين وضعيت ممکن نسبت به چند دهه گذشته قرار دارد. در واقع بعد از آقاي کسينجر که روابط چين و آمريکا رو به بهبود گذاشت، هيچ‌وقت شاهد نبوديم روابط دو کشور تا اين اندازه تيره و تار باشد. تصورم اين است که چون آقاي ترامپ از کرونا بسيار آسيب ديده است، مي‌خواهد به چين بتازد و بعيد هم نيست اقداماتي عملي در راستاي تحت فشار گذاشتن چين در ماه‌هاي آينده صورت دهد. از سوي ديگر چين از حالت دفاعي خارج شده و با اتخاذ مواضعي اگرسيو و تهاجمي عليه آمريکا مي‌کوشد جايگاه خود را بازيابد. اين افزايش اختلافات چين و آمريکا سبب مي‌شود که پکن در شوراي امنيت از همکاري با آمريکا پرهيز کرده و احتمال بسيار رأي مخالف به طرح آمريکا خواهد داد. در مورد روسيه نيز بايد گفت مسکو نمي‌خواهد روابط خوب خود با تهران را که به سختي در سال‌هاي گذشته حاصل شده از دست بدهد و در نگاه مردم ايران کشوري دشمن به حساب بيايد، هرچند که معتقدم پوتين مايل است ترامپ مجددا رئيس جمهور شود اما در مساله برجام بعيد مي‌دانم روسيه دست به معامله بزند.

ايران تهديداتي جدي را در اين زمينه مطرح کرده و حتي گفته مي‌شود بحث لغو پروتکل الحاقي و خروج از NPT نيز مطرح است. به عقيده شما اين تهديدات موثر و عملي خواهد بود؟

اگر آمريکايي‌ها بتوانند ادامه تحريم تسليحاتي را به تصويب برسانند يا مکانيسم ماشه را فعال کنند، ايران اقداماتي جدي را انجام خواهد داد. احتمالا آن اقدام خروج از برجام نخواهد بود؛ چراکه جمهوري اسلامي مي‌خواهد آخرين کشوري باشد که از توافق هسته‌اي خارج مي‌شود، بنابراين احتمال لغو پروتکل الحاقي و خروج از معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌اي (NPT) بيشتر از خروج برجام است. ايران نشان داده حرف خود را در جوامع جهاني عملي خواهد کرد و کشورهاي اروپايي بايد اين موضوع را در نظر داشته باشند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی