بستن

فشار حداکثری؛ اهداف و نتایج

فشار حداکثری؛ اهداف و نتایج

آرمان ملي:«نتيجه خروج ترامپ از برجام خيلي ساده و سرراست است؛ راديکال‌ها در ايران قدرت خواهند گرفت و ميانه‌روها به حاشيه خواهند رفت، و ايران ممکن است با بهره‌گيري از توقف پيش آمده در ديپلماسي، در عراق و خليج فارس و ساير مناطق خاورميانه دست به حمله عليه آمريکايي‌ها بزند»؛ اين پيش‌بيني است که نيويورک تايمز از نتايج سياست‌هاي دونالد ترامپ در قبال ايران مطرح کرده است. نشريه نيويورک تايمز در پرونده‌اي تاريخ سري فشار براي حمله به ايران را فاش کرده و در مقدمه آن مي‌نويسد: در ژوييه 2017، بحث بين موافقان و مخالفان توافق هسته‌اي با ايران در کاخ سفيد بالا گرفته بود. پرزيدنت ترامپ، پيشتر در مبارزات انتخاباتي اش وعده خروج از توافق هسته‌اي با ايران را داده بود، اما مقامات بلندپايه‌ي دولت او در ماه‌هاي نخستين دولتش، تلاش مي‌کردند تا رئيس جمهور دمدمي مزاج آمريکا را، به جاي پاره کردن توافق، به مذاکره براي حصول يک توافق قوي تر متقاعد کنند. تجربه گذشته، نشان داده بود که فشار بر ايران، براي مذاکره نتيجه بخش است. البته در مقابل، کساني هم در دولت ترامپ بودند که براي بر هم زدن توافق هسته‌اي در تلاش بودند. «استيو بنن»، مشاور وقت ترامپ که نفوذ زيادي هم داشت، براي طراحي راهبرد جديدي که در گام اول، توافق هسته‌اي با ايران را بر هم مي‌زد، به «جان بولتون» متوسل شد. بولتون سفير سابق آمريکا در سازمان ملل و تحليلگر سياسي فاکس نيوز بود، و در آن زمان هنوز هيچ سمت رسمي اي در دولت نداشت. از نظر «استيو بنن»، بولتون کسي بود که مي‌توانست شهامت و انگيزه در ترامپ را تقويت کند و او را متقاعد کند به اينکه سياستي که آمريکا در رابطه با ايران در پيش گرفته، يک سياست بي هدف و سرگردان است.

نگاه تندروها به موضوع ايران

بولتون که در دولت جرج بوش از مقامات ارشد شوراي امنيت ملي آمريکا بود، از معماران طرح تغيير رژيم در عراق محسوب مي‌شد. او مدت مديدي نه تنها به دنبال خروج آمريکا از برجام بود بلکه به طور علني از سرنگوني رژيم ايران نيز سخن مي‌گفت. بولتون در اوايل ژوييه آن سال، در گردهمايي سالانه منافقين در پاريس از نيت اش براي تغيير رژيم در ايران، به شکل شفاف و علني سخن گفته بود. منافقين، يک اپوزيسيون حاشيه نشين در تبعيد بود که مدت مديدي در پي تغيير رژيم در ايران بود. بولتون در جمع اپوزيسيون مذکور، با اشاره به بازنگري سياست واشنگتن، بار ديگر حرف‌هاي گذشته‌اش را تکرار کرد و گفت که با يک بازنگري حداقلي در سياست خارجي آمريکا در رابطه با ايران، حاصل آن خواهد شد که رژيم ايران ظرف دو سال تغيير کند و «من و همه شما که در اينجا حضور داريد، پيروزي‌مان را در تهران جشن بگيريم». جمع حاضر پس از شنيدن وعده بولتون برخاستند و به مدت طولاني براي او کف زدند. بولتون به درخواست «استيو بنن» طرحي را آماده کرد که بيشتر يک طرح تبليغاتي براي توجيه خروج دولت آمريکا از برجام بود، تا يک طرح راهبردي. در اين طرح، در رابطه با اينکه پس از خروج آمريکا از برجام چه اتفاقي خواهد افتاد، چيز چنداني گفته نشده بود. ديدگاه‌هاي بولتون در رابطه با ايران، براي کساني که سال‌ها با عقايد او آشنا بودند و يا مقاله او در نيويورک تايمز را خوانده بودند، اصلا عجيب نبود. بولتون در مقاله‌اي در نيويورک تايمز در سال 2015 نوشت: «در صورتي که ديپلماسي آمريکا در رابطه با ايران جواب ندهد، اسرائيل بايد ايران را بمباران کند». ترامپ در مه 2018، درست چند هفته پس از آنکه «جان بولتون» مشاورامنيت ملي آمريکا شد، از توافق هسته‌اي با ايران خارج و سکاندار بحران جديدي گرديد. ژوئن 2019، چند نفتکش در درياي عمان مورد حمله قرار گرفتند و ايالات متحده، تهران را متهم به نقش داشتن در اين حملات کرد. بريتانيا در ژوييه همان سال يک نفتکش ايراني را در حوالي جبل الطارق توقيف کرد و ايران نيز متقابلا به توقيف نفتکش بريتانيايي در خليج فارس اقدام کرد. سرويس‌هاي جاسوسي آمريکا نسبت به حملات قريب الوقوع نيروهاي نيابتي ايران به سربازان آمريکايي در منطقه هشدار دادند، و اسرائيل نيز در تابستان سال جاري، رشته حملاتي را به نيروهاي نيابتي ايران در سوريه، عراق و لبنان ترتيب داد. کمترين نتيجه خروج آمريکا از توافق هسته‌اي با ايران که اصلا هم عجيب نبود، اين بود که ايران اکنون اعلام کرده که ديگر خود را ملزم به تعهدات برجامي نمي‌داند. تصميم ايران، بار ديگر ممکن است به افزايش ذخاير اورانيوم با غناي بالا که براي ساخت بمب اتمي لازم است، منجر شود. رئيس‌جمهور آمريکا و مشاورانش اعلام کرده‌اند که اين اقدامات ايران، شاهدي بر بي‌صداقتي اش است. البته بحراني که آغاز شده، از قبل پيش‌بيني شده بود. يکي از مقامات آمريکايي مي‌گويد، سيا يک سال پيش از خروج ترامپ از برجام، در يک گزارش محرمانه، واکنش ايران به خروج احتمالي آمريکا از برجام را مورد ارزيابي قرار داده بود. اين گزارش حکايت از اين داشت که نتيجه خروج ترامپ از برجام خيلي ساده و سرراست است؛ راديکال‌ها در ايران قدرت خواهند گرفت و ميانه روها به حاشيه خواهند رفت، و ايران ممکن است با بهره‌گيري از توقف پيش آمده در ديپلماسي، در عراق و خليج فارس و ساير مناطق خاورميانه دست به حمله (عليه آمريکايي ها) بزند. «آيلان گلدنبرگ» از مقامات ارشد پنتاگون در دولت اوباما مي‌گويد «حاصل بن بست هسته‌اي پيش آمده دردوران پيش از انعقاد برجام، آن شده بود که سه طرف به سمت لاف زني عليه يکديگر رفته بودند. اسرائيل مي‌خواست به دنيا بقبولاند که برنامه هسته‌اي ايران را مورد هدف قرار خواهد داد (که البته براي اين کار هنوز تصميمي نگرفته بود). ايران نيز مي‌خواست دنيا بفهمد که اين کشور ممکن است به سمت بمب اتمي برود (و البته هنوز براي رفتن به سمت بمب هم تصميمي نداشت). ايالات متحده نيز به دنبال آن بود که به دنيا بفهماند که آماده آن است که براي ممانعت ايران از دستيابي به سلاح هسته اي، به حمله نظامي متوسل شود (والبته هرگز هم نگفت چه مي‌خواهد بکند). هر سه طرف در پي آن بودند که به طرف مقابل نشان دهند که اگر دست از پا خطا کند، عواقب جدي خواهد داشت».

هدف دست نيافتني

پس از خروج ترامپ از برجام، سه طرف بارديگر مسابقه بلوف‌زني را از سر گرفته‌اند. البته اين بار رئيس‌جمهور آمريکا از يک سو قدرت آمريکا را به رخ طرف مقابل مي‌کشد، و از سوي ديگر واقعا به دنبال رويارويي نظامي نيست. همين موجب بي‌ثباتي بيشتر اوضاع، در ماههاي اخير شده است. جواد ظريف وزير خارجه ايران در سخنراني ماه اوت خود در استکهلم گفت: «پرزيدنت ترامپ نبايد در حالي که خودش پيش‌بيني ناپذير است، از ديگران انتظار داشته باشد که دست به اقدامات پيش‌بيني شده بزنند». هدف اوليه ترامپ اين است که با تحريم‌ها، اقتصاد ايران را به جايي برساند که مقامات اين کشور براي توافق هسته‌اي جديد - و همچنين عدم حمايت نظامي از حزب ا... لبنان و ساير گروه‌هاي نيابتي ايران - بر اساس خواستهاي آمريکا تن به مذاکره بدهند. البته اين اقدام ترامپ بر پايه قمار کردن است چرا که او تصور مي‌کند که ايران تا نوامبر 2020 که زمان انتخابات جديد رياست جمهوري آمريکاست، درهم خواهد شکست. البته تمام اين اقدامات در راستاي دستيابي به هدف بزرگتري است که مشاوران ترامپ، نتانياهو و دولت‌هاي عربي خليج فارس از آن استقبال مي‌کنند. آن هدف هم چيزي نيست جز«نظم جديد در خاورميانه که بر اساس آن اسرائيل و برخي از دولت‌هاي سني منطقه نسبت به ايران به عنوان کشوري که بيشترين جمعيت شيعه در دنيا را در خود جاي داده، تفوق و برتري پيدا کنند».

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی