غلامرضا ظريفيان در گفتوگو با «آرمان ملي»:
کمک کنيم مردم از تنگنا خارج شوند
دولتهاي بعدي هم تاوان احمدينژاد را خواهند داد
مي خواهند تمام مشکلات را گردن اصلاحطلبان و روحاني بيندازند
آرمان ملي- نسترن فراهاني: تا پايان دولت روحاني و انتخابات 1400 حدود يکسال باقي مانده است اما با اين حال از امروز هجمههاي زيادي عليه جريان اصلاحات و حاميان روحاني در انتخابات 96 آغاز شده که نشانگر بيشفعالي جريان رقيب براي پيروزي در انتخابات آتي است. بخش مهمي از دوره دوم دولت روحاني به تلاش او و کابينهاش براي حل بحرانهاي طبيعي و غير طبيعي مثل سيل، زلزله و کرونا گذشت. پيش از آن هم دولت در سال 92 دولت را در شرايطي از محمود احمدينژاد تحويل گرفته بود که در تمام لايههاي مديريت کشور بحران وجود داشت. غلامرضا ظريفيان در گفتوگو با «آرمان ملي» به ابعاد وسيعتري از اين موضوع اشاره کرده که در ادامه ميخوانيد.
در حال حاضر با توجه به نزديک شدن به يکسال پاياني دولت روحاني، هجمههاي زودهنگامي عليه اصلاحطلبان و نقد دولت صورت گرفته است. علت را در چه عواملي ميبينيد؟
برخورد با اصلاحطلبان به يک عادت واره تاريخي تبديل ميشود و معمولا به اين شکل است که دولتي که به پايان خود ميرسد رقبا و مخالفين آن فرصت بهتري براي تخريب پيدا ميکنند و ضربات خود را به عملکرد آن بيشتر ميکنند تا نقاظ ضعف آن دولت بيشتر به چشم بيايد. در نهايت اينکه در سالهاي پاياني هر دولتي مخالفان آن شروع به هجمه عليه آن ميکنند ارتباطي با جناحهاي خاص ندارد و يک عادت تاريخي است. در عرصه سياستورزي اين يکي از عادات ماست. همه کساني که در همه جناحها نسبت به مسائل کشور مطلع هستند و بحرانهاي آن را ميدانند در کشور ما چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن مشکلات انباشت شده وجود دارد که هر دولتي که به روي کار بيايد نميتواند به راحتي از پس مشکلات بربيايد. همه دولتها در ايران ميراثدار مشکلات انباشت شدهاي هستند که درکشور وجود دارد.
فکر ميکنيد مشکلات انباشت شده بيشتر در چه لايهاي از دولت روحاني کشور را به بحران کشاند؟
ناهماهنگي برخي از ساختارها، کوچک کردن دايره کارشناسان دولت، همچنين آموزش نديدن کارشناسها و اسراف در فرهنگ بهرهبرداري و... مسائلي هستند که فهرست بلند بالايي از مشکلات جدي در کشور ايران را تشکيل ميدهند. هر دولتي که در شيفت پاياني است برخي افراد غير منصف سعي دارند مباحث ساختاري يا انباشت شده را به دولت نسبت بدهند درحالي که آگاهان ميدانند اين امور انباشت شده هستند و رئيسجمهور در هر دولتي نميتواند از پس آن بربيايد و از آن عبور کند. تحميل مسائل ساختاري و زمينهاي کشور به عملکرد دولت از جمله مسائلي است که دولت روحاني را بسيار به چالش کشاند.
چه ميزان از نقدها را در دولت روحاني منصفانه ميدانيد؟
دولتها در عين حال که تلاش ميکنند برنامهريزيهاي درستي براي محقق کردن وعدههاي خود داشته باشند، بايد بدانند هيچ دولتي از خطا مصون نيست و اين در امر سياست يک موضوع عادي محسوب ميشود. هر دولتي قطعا در سياستهاي خود ايراداتي دارد و به آن نقدهايي وارد است اما رقباي آن دولت يا جناحي که بر سر کار است، سعي دارند اين خطاها را بزرگ کنند. اين موضوع هم به خودي خود در پايان دولتها براي کشور آسيب ايجاد ميکند. دولتها عمدتا توسط رقباي غيرمنصف نقد ميشوند، با در نظر گرفتن هجمههاي اخير عليه دولت بايد خودي و ناخوديهاي منصف را در رقابتهاي سياسي قدر بدانيم تا اگر نقدي هم هست به شيوه آنها ابراز شود و نهايتا به نفع مصالح ملي کشور تمام شود. در ارتباط با دولت روحاني همه ميدانند روحاني در چه شرايطي امور کشور را به دست گرفت و از چه کسي دولت را گرفت. همه ميدانند دوران رياست جمهوري روحاني پس از چه کسي بود و آن شخص براي ايران چه بحرانهايي ايجاد کرد.
با اين وجود فکر ميکنيد حتي دولت بعد از روحاني هم تاوان مديريت احمدينژاديها را پس بدهد؟
بيشترين ثروت کشور در طول تاريخ توسط دولت احمدينژاد هزينه شد و بهترين فرصتهاي طلايي اقتصادي کشور سوخت شد. دولت احمدينژاد زمام امور را در شرايط بحراني به روحاني تحويل داد علاوه براين زماني که اصلاحطلبان به طور يکپارچه از روحاني حمايت کردند امکان حضور پيروز و جدي آنها در رقابتها وجود نداشت. نميتوانيم اصلاحطلبان را به خاطر حمايت از روحاني نقد کنيم چراکه آنها به دليل تعلقي که به کشور دارند دست به انتخاب روحاني و حمايت از او زدند. در انتخابات 96 کشور به مسير ديگري منحرف شده بود و اصلاحطلبان به همين دليل سعي کردند از ديدگاههايي نزديک به اين جناح به نفع منافع ملي حمايت کنند. اين دولت بدشانسترين دولت در نظام جمهوري اسلامي است چراکه در طول دوره آن حوادث بسيار زياد و بحراني براي آن پيش آمد و بدشانسيهاي زيادي داشت. علاوه برآن به دليل مشکلات دولت قبل، دولت روحاني ظرفيتهاي اقتصادي کمتري دارد و همه اين مسائل روي توان عملي دولت تاثيرگذار بود اما در مجموع با همه شلختگيهاي سياسي که در دولت روحاني پيش آمد خصوصا در بحث مربوط به کرونا، دولت مديريت خوبي داشت.
در پايان فکر ميکنيد اين نقدها تا چه زماني ادامه پيدا کند و پيامدهاي آن در شرايط امروز کشور چيست؟
دولت مشکل ديگري هم داشت آن هم به موضوع عقبه اجتماعي دولت مرتبط بود، بخشي از اين عقبه اجتماعي مربوط به اصلاحطلبان بود که آن را هم به واسطه حمايت از دولت روحاني از دست دادند و در اين ميان بخش غير منصف و تندروي جريان رقيب اين فرصت را پيدا کردند که تمام مشکلات را به گردن اصلاحطلبان و دولت روحاني بيندازند و سنگاندازيها را به طور کل فراموش کردند. به اصلاحطلبان ميدان حضور در سياست ندادند اما تعهد اجتماعي آنها ايجاب ميکرد در کنار مردم بمانند اما جريان رقيب به طور غيرمنصفانهاي عليه آنها هجمهها را شروع کرد. در حال حاضر بايد توجه کنيم که وضعيت اقصاد کشور و سرمايه اجتماعي و در کل وضعيت عمومي کشور با توجه به فشارهايي که از خارج وجود دارد، به ما يادآوري ميکند که اگر دلسوز آينده کشور هستيم ضمن نقد بايد کمک کنيم مردم را از تنگنا خارج کنيم.