افرادي که به اصلاحطلبان هجمه وارد ميکنند به دو بخش تقسيم ميشوند. بخشي از آنها در لايههايي قرار دارند و ميخواهند سنگاندازيها و موانعي که به وجود آوردند، ديده نشود. چراکه آنها ميدانند در موانعي که اين لايهها براي اصلاحطلبان به وجود ميآورند فقط منجر به آسيب اصلاحطلبان نميشود و در موارد متعدد باعث مشکلات بسيار شدهاند. بخش عمدهاي از مواردي هم که دولت نتوانست در آنها به وعدههاي خود عمل کند، بهخاطر مواضعي است که اين لايهها ايجاد کرده و گاه منافع ملي را در نظر نميگيرند. قصد آنها تخريب اصلاحات بوده اما بحرانهاي ديگري هم براي کشور ايجاد کردهاند. يکي از تلاشهاي اين لايهها موجب شده که اثر نهايي را نگذارند. خروجي چنين برخوردهايي در انتخابات اسفند ماه بود که ديديم چه درصدي از مردم مشارکت فعال داشتند. راي دهندگان به خاطر دارند که از آقاي روحاني حمايتهاي گستردهاي کردند اما به ميزان غير قابل تصوري در راه دولت روحاني سنگاندازي شد و ايشان نتوانست به وعدههايش درست عمل کند. در نتيجه مردم تقصيرات را متوجه دولت دانستند. برخي حاضرند به اين قيمت که دولت را تخريب کرده و رئيسجمهور را ناکارآمد جلوه دهند، هزينههاي بسياري را تحميل کنند و ظاهرا ضرر کلي که وارد ميشود براي آنها اهميت ندارد. آسيبي که به اعتماد افکار عمومي وارد شد، از اين زاويه قابل بررسي است. بياعتمادي هم مختص به جريان خاصي نيست و همه جريانهاي سياسي کشور از آن آسيب ميبينند. اين شائبه بجد مطرح شده که در مجلس دهم شاهد بوديم که بسياري از نمايندهها شجاعانه اظهار نظر کرده و از حق مردم دفاع کردند، اما گاه مورد سختگيري هم قرار گرفتند. اينها همه نشان از اين دارد که بر سر راه موانعي وجود دارد. برخي از کساني که امروز عليه اصلاحات حرف ميزنند، در واقع قصد دارند پشت سر اصلاحطلبان پنهان شوند. اگر مردم به اين نتيجه برسند که به طور کلي ميتوانند در سرنوشت خود تاثيرگذار باشند، آسيبي جدي به کشور وارد نميشود. برخي افراد حاضر نيستند هزينهاي براي منافع ملي و مطالبات مردم بپردازند اما سعي دارند از طريق اصلاحطلبي به منافع سياسي و قدرت برسند. در نهايت اگر همين شيوه ادامه داشته باشد، احتمالا در سال 1400 هم انتخابات متفاوتي با اسفند گذشته را شاهد نخواهيم بود.