بستن

چرا آشتي ملي کليد واژه نجات کشور است؟

چرا آشتي ملي کليد واژه نجات کشور است؟
آذر منصوری قائم‌مقام دبیرکل حزب اتحاد ملت

سخنراني اخير رئيس دولت اصلاحات که درميانه بحران کرونا به‌صورت آنلاين برگزار شد با واکنش‌هاي متعددي مواجه شد. از واکنش سرنگوني طلبان و مخالفان تند رو داخلي گرفته تا کساني که تصور مي‌کنند او بايد طرحي نو در اندازد و در رويه‌ها و رويکردهاي گذشته خود تجديدنظر کند. در اين ميان و از همه مهم‌تر واکنش کساني است که از موضع خود اصلاح‌طلب پنداري انگشت اتهام به سوي رئيس دولت اصلاحات گرفته‌اند. به خصوص کساني که با پاک کردن صورت مساله و دادن آدرس غلط و بي‌توجهي به مقدورات و اقتضائات پيش روي اصلاح‌طلبان يا مي‌خواهند رئيس دولت اصلاحات در منتهي‌اليه راديکاليسم باشد يا در سوي ديگر به‌گونه‌اي عمل کند که مراد آنها براي گدايي و حضور در قدرت به هر قيمتي تامين شود، اما رئيس دولت اصلاحات با اين سخنراني ثابت کرد که نه اين است و نه آن. او مجددا و مکرر باز هم از آشتي ملي گفت و تاکيد کرد که بايد از کرونا در جهت اصلاح شيوه‌هاي نامطلوب حکمراني درس بگيريم. چرا رئيس دولت اصلاحات همچنان آشتي ملي را کليد واژه اصلي حل مشکلات و نجات کشور مي‌داند؟ جامعه امروز ايران از شکاف‌هاي متعددي رنج مي‌برد که بايد مورد توجه مجموعه جريان‌هاي سياسي باشد که نگران منافع ملي کشور هستند. اعتراضات دي‌ماه 96 و آبان‌ماه 98 که وقايعي خونين را رقم زد گوياي اين واقعيت است که تداوم چنين شرايطي اخذ تصميمات مهم در حد تغيير قيمت بنزين را با چه ريسک هايي همراه مي‌سازد. در حالي که چنانکه شاخص اعتماد عمومي در حد مطلوبي قرار داشت، جامعه با تصميمات سخت در شرايط تحريم‌هاي ظالمانه ترامپ همراهي بيشتري مي‌کرد. از ياد نبرده‌ايم که در زمان جنگ تحميلي هشت‌ساله عليه ايران همين مردم چگونه از نان شب خود گذشتند و با نثار جان و مال و هر آنچه که داشتند از مام ميهن دفاع کردند. دليل روشن بود، هيچ‌شکافي در آن مقطع نبود و قاطبه مردم ايران با تصميمات مسئولان همراهي مي‌کردند. رئيس دولت اصلاحات در چند سال گذشته در ضرورت تحقق الزامات آشتي ملي و جريان گرفتن گفت‌وگوهاي بيشتر تاکيد فراوان داشته است، اما اين پيشنهاد با پاسخ مثبتي مواجه نشد. حال چرا به رغم آنکه پاسخ مثبتي به اين پيام داده نمي‌شود، او دست از اين اصرار مکرر نمي‌شويد؟

پاسخ روشن است

فارغ از امکان و امتناع سياست‌ورزي اصلاح‌طلبانه در ايران، اصلاحات در ميانه يک؛ راديکاليسمي که پاياني جز فروپاشي بر آن مترتب نيست و دو؛ افراط‌گرايي که تداوم آن ظرفيت‌هاي دموکراتيک و نهاد جمهوريت نظام را به محاق مي‌برد قرار گرفته است، مي‌دانيم که پايان هر دو رويکرد يک نقطه خواهد بود. اين دو هرچند در ظاهر در تقابل با يکديگرند، اما نتيجه مسلط شدن هر يک از آنها در نهايت نتيجه‌اي جز اضمحلال يا فروپاشي به‌دنبال نخواهد داشت. اين درس و عبرت بزرگ تاريخ است. اصلاحات به‌دور از راديکاليسم و افراط‌گرايي مجاز است به راهبردهايي متوسل شود که با تقليل دادن و کاهش اثرگذاري اين دو شيوه‌هاي حکمراني را اصلاح کند. ضمن آنکه بايد توجه داشت اتخاذ هر راهبردي بدون توجه به اقتضائات، امکان و امتناع سياست‌ورزي اصلاح‌طلبانه ره به جايي نخواهد برد. آشتي ملي بر آمده از امکان، امتناع و اقتضائاتي است که به اصلاح‌طلبان مجال سياست‌ورزي مي‌دهد. صورت مساله روشن است. ساختار حکومت و جامعه ايران از دوقطبي و شکاف‌هاي متعدد رنج مي‌برد. راه‌حل مقابله با اين دوقطبي مخرب و شکاف‌هايي که در صورت تداوم هر يک مي‌تواند تهديدي عليه امنيت ملي و تماميت ارضي کشور باشد، رسيدن به تفاهم‌ ملي است که ناگزير بايد از دل گفت‌وگوهاي مداوم و مکرر به دست بيايد. نقطه آغاز اين مسير پذيرش آشتي ملي و رهاشدگي کشور از آفت سياست‌زدگي همه امور جاري کشور است. آشتي ملي کليد واژه و رمز اصلي و مقدمه هر اقدامي است که مي‌تواند کشور را در برابر انواع تهديدها بيمه کند. آشتي ملي تنها کليدواژه‌اي است که مي‌توان اميدوار بود با پذيرش آن خواست و‌ مطالبات قاطبه مردم ايران به کرسي مي‌نشيند. آشتي ملي عنصر اوليه هر نوع چسبي است که قرار است همبستگي و وحدت ملي را تقويت کند. آشتي ملي تنها راه تقويت امنيت ملي کشور هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت است. ترجيح رئيس دولت اصلاحات ادامه همين سياست‌ورزي است. از الزامات اين نوع سياست‌ورزي بايد سخن بسيار گفت تا جامعه نيز همراهي لازم را با آن داشته باشد و در دام افراط و تفريط نيفتد. اگر ديگراني هستند که راه بهتري را سراغ دارند، بسم ا...

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی