بستن

نامه سرگشاده علی مطهری و یک تغافل

نامه سرگشاده علی مطهری 
و یک تغافل
میرزاعلی آیت‌اللهی تحلیلگر مسائل سیاسی

واقعيت اين است که از علي مطهري کم‌کم دارد خوشم مي‌آيد. احساس مي‌کنم در مکتب پدرش درس را خوب فراگرفته و در محضر جامعه خوب درس پس مي‌دهد. انقلابيون صدر انقلاب افرادي اصولگرا به مفهوم واقعي و نه به معناي مصطلح جناحي و تشکيلاتي بودند و بر عقايد خود محکم و استوار مي‌ايستادند. اين ويژگي را در علي مطهري مي‌بينم هرچند او هم بشر است و ممکن الخطا. نامه سرگشاده‌اش قابل تقدير است هرچند از ابتدا معلوم بود منتج به نتيجه‌اي نخواهد شد کما اينکه ايرادات شوراي نگهبان اين را ثابت کرد. شايد هدف نگارنده اش ثبت در تاريخ بود و دراين زمينه موفق هم شد. به هر حال نامه خوبي بود خيلي محکم و متين و مستدل. اما يک ايراد طرف مقابل را هر چند خوب توجيه کرده بود ولي در پذيرش آن غفلت کرده بود و بايد اشکال را مي‌پذيرفت. اين مصوبه چرا در اين روزها مطرح شد؟ بايد چهار سال قبل مطرح مي‌شد نه در واپسين روزهاي عمر اين مجلس. اين تاخير گوياي ترس و احتياط نمايندگاني است که خود را جانشين مدرس و فرخي يزدي مي‌دانند. گذاشتند تا تاييد صلاحيت‌ها تمام شود آنگاه نظارت استصوابي را به‌نحوي لق کنند و متاسفانه فرصت رفع ايرادات شوراي نگهبان و ارجاع احتمالي به تشخيص مصلحت نظام را از دست دادند. به خودم اجازه مي‌دهم بر اين تاخير يک علامت سوال بزرگ بگذارم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی