بستن

چرا سیاستمداری در جامعه ما عاقبت خوبی ندارد؟

چرا سیاستمداری در جامعه ما عاقبت خوبی ندارد؟
محمود سریع‌القلم استاد دانشگاه

در يک قرن گذشته، عموم فرآورده‌هاي مُدرنيته به کشور منتقل شده است: از برق و راه آهن تا اتومبيل و هواپيما و بالاخره از خودپرداز و کامپيوتر تا موبايل و اينترنت. اما در کنار طيف وسيع اين فرآورده‌ها که هر فردي با هر مرامي از آنها استفاده مي‌کند، فلسفه و مباني نظري مدرنيته صرفا در حد تعدادي کُتب ترجمه شده منتقل شده است. بعضي از مباني نظري مُدرنيته در کنار واردات گسترده فرآورده‌هاي آن، پشت مرزها ماندند. يک نظام سياسي خيلي بايد اعتماد به نفس داشته باشد تا هم آزادي رسانه را حقوقي کند و هم از نقد، هراسي نداشته باشد. در انگلستان، آزادي رسانه را آقاي بوريس جانسون اعطا نمي‌کند بلکه با نهايت شفافيت بر روي کاغذ و به صورت قانون است. نظام حزبي خود به خود گردش قدرت به دنبال مي‌آورد و در ذات خود ثبات و اميد به بهبودي به همراه دارد. ايجاد نظام رقابتي حزبي، جدي‌ترين دستاورد حقوقي و سياسي مدرنيته است که با سال‌ها بحث و گفت‌وگو، اجماع فلسفي و نظري و خواندن هزاران کتاب و تمرين به دست مي‌آيد و با پول نفت قابل حصول نيست. تحقق مصلحت عامه، منافع ملي و تفکيک قوا، اموري کهکشاني هستند که بايد در اعماق فلسفه وجودي جريان‌هاي مختلف يک هيات حاکمه با مطالعه و کتاب خواندن و درک مسئوليت حکمراني حاصل گردند. اکتساب و به کارگيري اين نوع فرآورده‌ها با خودپرداز و موبايل قابل مقايسه نيستند. فردي که در کشورهاي جهان سوم، عرصه سياست را قدري تجربه مي‌کند بلافاصله متوجه چند نکته مي‌شود: سيستمي در کار نيست، آنچه در کار است شبکه‌هاي مريد و مرادي است . اگر قرار است کاري پيش رود بايد با منافع بالايي‌ها تطابق پيدا کند و نه با علم و برنامه و قاعده. حفظ وضع موجود مهم‌ترين هدف است. حال اين فرد بعد از درک اين مساله، چند انتخاب دارد. الف: در سياست بمانَد. خوب از منافع آن استفاده کند و هرقدر که مريد بودن خود را به صد درصد نزديک‌تر کند بيشتر استفاده مي‌کند و در مسير ممکن است چند کار خوب هم انجام دهد. نه سوال مي‌کند. نه تشکيک مي‌کند و نه در پي تغيير است. سياست، رياست و وزارت براي او مترادف با زندگي بهتر(پول، سفر و شهرت) محسوب مي‌شود. وقتي هم متوجه خطر مي‌شود، صحنه را ترک مي‌کند. ب: در سياست بماند. ولي نقد مي‌کند. سوال مي‌کند. ديدگاه‌هاي خود را مطرح مي‌نمايد. بعضي وقت‌ها نه مي‌گويد. مي‌خواهد تغيير ايجاد کند ولي ساختارشکن نيست. کوشش مي‌کند با منطق و علم و تجربه بشري کارها را پيش ببرد، ولي چون مريد بودن خود را تا بيشتر از سي يا چهل درصد نمي‌تواند نشان دهد، به تدريج به نقطه‌اي مي‌رسد که نمي‌تواند کاري از پيش ببرد. مريد بودن او با علمي بودن کارهاي حکمراني سازگاري ندارد. در نهايت حذف مي‌شود. خود را در مقابل مراد قرار نمي‌دهد و به دنبال امور غير سياسي مي‌رود وعرصه سياست را تَرک مي‌کند. پ: در سياست بماند. ولي مي‌خواهد تغييرات اساسي ايجاد کند. مريد و مرادي را قبول ندارد. در پي قاعده و منطق و علم و قانون و آيين‌نامه و برنامه و اجماع فکري و رشد است. اصولي دارد. با فرد کاري ندارد. با انديشه مي‌خواهد سياست ورزي کند. ت: سياست را ترک مي‌کند و يا وارد نمي‌شود. زيرا متوجه مي‌شود که کار اساسي نمي‌تواند انجام دهد. سيستم حکومتي کارآمد داشتن کار سهلي نيست و غرب هنوز هم در جريان تکاملي است. مدرنيته، تجربه بشري است و صرفا به فرانسه و انگلستان و غرب تعلق ندارد. هر فردي که در کره زمين زندگي مي‌کند، حداقل با فرآورده‌هاي مدرنيته آشناست. مهم‌ترين دستاورد علمي و اجتماعي مدرنيته، سيستم‌سازي است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی