يکي از رسالتهاي محققان و دانشمندان اطمينان خاطر دادن به مردم و کاهش آسيب و اضطراب رواني آنان است، زلزله بهقدري پيچيده است که دانش بشري درباره تمام زواياي آن ناتوان و نارسا است و نمي توان به يک منبع اتکا کرد. نبايد با برخي اظهارنظرهاي غيرعلمي و احساسي مردم را ترساند، بر پايه اظهارات غيرمستحکم و غيرعلمي نميتوان گفت در جايي زلزله اتفاق مي افتد يا نه، زيرا زلزله شناسي دانشي است که بر پايه آن ميتوان گفت منطقهاي قابليت زلزلهخيزي دارد و بايد احداث بنا و تاسيسات در آن منطقه بسيار مقاوم در برابر زلزله باشد. در وقوع زلزلههاي کوچک و در حد پنج ريشتر باعث آزاد شدن انرژيهاي انباشته شده در گسلها و خروج گازهاي زمين ميشود و وقوع چنين لرزههايي هديهاي ارزشمند است که مانع وقوع زمينلرزههاي بزرگ ميشود و بايد آن را به فال نيک بگيريم. هيچکس منکر زلزلهخيزي شهرهاي بزرگ از جمله تهران نيست، اما هيچدليل علمي مبني بر وقوع زلزله بزرگ در تهران وجود ندارد و نبايد برخي افراد با عنوان کارشناس هر از گاهي با اظهاراتي مبني بر احتمال وقوع زلزله بزرگ در تهران، موجب وحشت و هراس مردم شوند بلکه رسالت محققان کاستن از نگراني مردم و روحيه دادن به آنهاست. وقوع زلزلههاي متعدد در شهر ري و احساس آن در تهران، دليلي بر وقوع زلزله بزرگ در تهران نيست، چون ري بسيار نزديک تهران است بنابراين هر زلزلهاي که رخ ميدهد طبيعي است که در تهران هم احساس شود. در تحقيقات زلزله بايد منطقه را پهنه بندي کرد و ويژگي لرزهخيزي فاصله به فاصله و نقطه به نقطه فرق مي کند. به ياد دارم در سال 1360 زلزلهاي در جاده هراز رخ داد و باعث وحشت مردم تهران و بروز شايعات ناشي از آن شد، در آن زمان به دستور نخست وزير وقت، بنده به همراه يک تيم متخصص زمين شناسي براي بررسي و مطالعه منطقه به دماوند رفتيم و بعد از مشاهدات ميداني اعلام کرديم که با آمار نميتوان گفت در تهران زلزله شديدي رخ مي دهد و اين اتفاق نيز رخ نداد و زلزله 5.1 ريشتري چند روز پيش تهران نيز اين فرضيه و تجربه را بيش از هر زمان ديگري مطرح ميکند که فعلا زمينلرزه بزرگ در تهران رخ نميدهد، چون با زلزله جمعه شب تهران، نيروي ذخيره شده در زمين آزاده شده و تا سالها نميتوان زلزله بزرگي را در تهران متصور بود. البته اين موضوع از روي تجربه کارشناسان است و نبايد مسئولان تا زمان وقوقع زمين لرزه بعدي تهران در خواب باشند.