ويروس جهانگستر کرونا چندي است روال عادي زندگي انسانها را در تمام کشورها برهم زده و ابعاد و پيامدهاي آن بسياري از جوانب زندگي بشر را تحت تاثير قرار داده و يکي از اين پيامدها، تاثيري است که کوويد 19 بر نحوه اداره امور عمومي در سطوح داخلي و بينالمللي خواهد گذاشت. طرح اين پرسش که اپيدمي جهاني کرونا چه پيامدهايي براي سياست و نحوه اداره امور عمومي جوامع داشته، از آن جهت حائز اهميت است که در تمامي کشورهاي آسيب ديده از کرونا، سياستمداران و نهادهاي سياسي بيش از هر کس و هر نهاد ديگري بهدليل عملکردشان در قبال اين بحران مورد سوال، نکوهش و ندرتا ستايش واقع شدهاند. پاندمي کرونا با تمام مصائب و تنگناهايي که تا به حال داشته است، بحرانهاي مشترک زندگي بشر در قرن بيستويکم را يادآوري نمود. شواهد و قرائن و نيز نظرات کارشناسي، بر اين باورند که ويروس کرونا علاوه بر اقتصاد و سياست، تاثيرات مهم راهبردي در مناسبات بينالمللي خواهد داشت و در جهان پساکرونا بلوکبنديهاي جديد قدرت و نگرش جديدي از همکاريهاي بينالمللي بين کشورها را شاهد خواهيم بود. پيشبيني ميشود که در الگوهاي دوستي و دشمني بين کشورها تغيير ايجاد شود، نظام سرمايهداري بهدليل ناتواني در اعمال توازن بين اقتصاد و سلامت مردم در معرض نقد جدي قرار گيرد، حرکت کانونهاي قدرت به سمت شرق سرعت بيشتري پيدا کند، آهنگ جهانيسازي اقتصاد کند شود و در خوشبينانهترين حالت طي يک دهه آينده کشورها با هدف کاهش آسيبها، حفظ همگرايي ملي، استفاده حداکثري از ظرفيتهاي داخلي، پيدا کردن راههاي زيست سياسي نوين و روشهاي سازگاري با شرايط جديد، مجبور به اتخاذ راهبرد خوداتکائي اقتصادي شوند. بهدليل تاثيرپذيري حداقلي اقتصاد ايران از بحران کرونا، بهنظر ميرسد که در فضاي پساکرونا، روند نظام بينالمللي به نفع جمهوري اسلامي فرصتهاي ايجاد خواهد کردکه در صورت استفاده حداکثري از آن، چشمانداز مطلوبي فراروي ايران بهعنوان يکي از بازيگران مهم جهان پساکرونا خواهد گشود. ايران ميتواند به ايفاي نقش مؤثرتر در دنياي پساکرونا پرداخته و با اتخاذ سياست خارجي متوازن با کليه کشورهايي که حاضر به همکاري با ايران بر اساس احترام متقابل و حفظ استقلال و رعايت قواعد حاکم بر روابط عادلانه بينالمللي باشند، رابطه برقرار کرده و بر اساس فهم مبتني بر درک شرايط جديد بينالمللي، رويکرد مبتني بر همکاري و همگرائي را در دستور کار خود قرار دهد. موقعيت ايران در دهه آينده به شکل فزايندهاي ناشي از ميزان بهرهمندي ما از فرصتهايي است که در جهان پساکرونا برايمان پديد ميآيد. ما با برخورداري از ظرفيتهاي عظيمي چون سرمايه علمي، زيرساختهاي اقتصادي مناسب، موقعيت ژئوپلتيکي و ژئواستراتژيکي، سرمايه انساني، عمق استراتژيک و پيشينه غني تمدني، امکان حضور و نقشآفريني در عرصههاي جهاني پساکرونا را داريم. آنچه در اين ميان ضرورت دارد، جزم شدن عزم عمومي در بهرهبرداري از تمام ظرفيتها و پتانسيلهاي موجود است. يکي از عرصههايي که ميتواند در اين زمينه کاربرد داشته باشد، حوزه ديپلماسي شهري است. امروزه استفاده از قابليت کلانشهرها براي توسعه «سياست بيناشهري بينالمللي» در قالب «ديپلماسيشهري»، مورد توجه سياستگذاران عرصه عمومي قرار دارد.