باتوجه به اصلاح قانون انتخابات و تغييراتي که در اين زمينه ايجاد شد، دورنماي شما از تاثيرات آن و بازگشت مردم به پاي صندوقهاي راي چيست؟
هر قدمي که در اين راستا برداشته ميشود به شفافيت بيشتر در روند اداره کشور و حضور مردم در پاي صندوقهاي راي کمک خواهد کرد. اما روندي که سابقا در خصوص انتخابات وجود داشت دچار برخي نارساييها است. براي مثال حتي از نظر ديني هم تجسس در کار مومن، آن هم بدون دليل قانعکننده منع شده است. در انتخابات اخير مجلس بسياري از نمايندگان مجلس دهم به دلايلي رد صلاحيت شدند و کسي هم پاسخگوي آن نبود. آيا ما ميتوانيم به آساني تفکر افراد را عوض کنيم؟ آيا ميزان براي سنجش نمايندگان در ورود به مجلس تفکر آنها بوده است؟ کسي نميداند. در اين صورت چه کسي بر چنين مواردي نظارت خواهد کرد؟ اخيرا شنيدم يکي از نمايندهها گفته است در يکي از شهرستانها 55هزار راي آورده، اما فردي که در حال حاضر پست نظارتي دارد، در همان شهرستان 140 راي آورده است، با اين تفاسير بايد در نظر بگيريم يکي از نشانههاي مشروعيت، مقبوليت است.
يعني براي مقبوليت و مشروعيت نهادها نزد مردم، ضرورت بيشتري قائل هستيد؟
در دين ما هم بارها تاکيد شده که مقبوليت و مشروعيت حاکمان و افرادي که بر مردم حکومت ميکنند بايد توسط خود آنها تاييد شود. قانوني که اخيرا در مجلس براي جلوگيري از برخي نظارتها تصويب شد و اصلاحيهاي که براي آن در نظر گرفته شد، بسيار واجب و ضروري بود، چراکه نميتوانيم افراد را به مسائلي متهم کنيم و حتي اجازه حضور در رقابت به آنها داده نشود، اما خود اين افراد هم دليل و استدلال اين موضوع را ندانند يا سند و مدرکي به آنها ارائه نشود. در کل در قوانين چارچوبي وجود دارد و بايد هميشه رعايت شود. شوراي نگهبان قطعا با ديدگاه صلاح کشور اقدام کرده، اما با کمترين روشنگري براي مردم. به همين دليل نميتوان آن را گامي در جهت شفافيت دانست.
اما با همه اين تفاسير انتخابات اسفندماه پشت سر گذاشته شد، براي آينده با توجه به شرايط امروز کشور چه بسترهاي ديگري را نياز است فراهم کنيم تا اعتماد مردم بازگردد؟
از انتخابات مجلس گذر کرديم و آن را پشت سر گذاشتيم، با اين حال اصلاحيه اخير ميتواند به عدم تکرار اتفاقات مربوط به انتخابات گذشته منجر شود که قطعا کمک شاياني خواهد بود. در مجموع هر اقدامي در خصوص قانون انتخابات بايد در جهت عقلانيتر شدن و قانونمندبودن اين روند باشد و اتفاق اخير هم بهنظر من اين مشخصهها را شامل ميشد، البته که نياز بود خيلي زودتر از زمان اخير جهت اصلاح قانون انتخابات قدمي برداشته شود، اما ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است و امروز هم ميتواند تاثيرات قابل توجهي داشته باشد. افرادي که اتهامزني ميکنند بايد در قبال اعتماد عمومي و افرادي که به آنها اتهامي زده ميشود پاسخگو باشند.
اصلاح قانون انتخابات از اين به بعد و با توجه به ضعفهاي موجود بايد چه روندي را در پيش بگيرد تا دموکراسي و خرد جمعي که به آن اشاره کرديد بيشتر کارآيي داشته باشد؟
اصلاح قانون انتخابات حتي در جهت کارآمدتربودن رويه انتخابات هم تاثيرگذار است. پيامدهايي که ممکن است بر جامعه اثر بگذارد اين است که در نظام سياسي آن کشور امکان دارد سياستمداران آن طور که بايد در خدمت مردم نباشند. برخي با توجه به شرايط امروز جامعه و بياعتمادي مردم و بحرانهايي که کشور با آنها درگير است، براي ورود به مجلس حداقل 1 الي2ميليارد تبليغات و رايزني کردند. نظارتي بر نحوه تبليغات اين افراد وجود نداشته است اما چرا اين خرجها بررسي نميشود؟ چرا اين هزينه تراشيها در کشور تبديل به يک رسم شده است؟ نظارتي بر نحوه تبليغات اين افراد وجود ندارد. چرا در کشور با همان نظارت سفت و سخت به اين مسائل نگاه نميشود؟ نهاد يا سيستمي بايد وجود داشته باشد که تحت عنوان يک خرد جمعي بر موضوعات مربوط به انتخابات نظارت کند.
مهمترين عامل از لطمه به اعتماد مردم را چه ميدانيد؟
براي مردم کشور امنيت در پي تصميماتي صورت ميگيرد که در آنها خرد جمعي و عقلانيت باشد. يعني مردم بدانند تصميماتي که براي آنها و کشور گرفته ميشود با نظرات کارشناسي و خرد جمعي صورت گرفته است. واقعيت اين است که ما با بررسي انتخاباتي که اخيرا در مجلس و در اسفندماه 98 برگزار شد متوجه بسياري از نقاط ضعف و نقاطي که نياز به تقويت در سيستم انتخاباتي کشور دارند ميشويم و اين موضوع به تنهايي آسيب بزرگي به اعتماد مردم است.
اگر شرايط انتخابات 1400 مانند انتخابات مجلس باشد، چه پيامدهايي خواهد داشت؟
نکته قابل توجه در انتخابات پيشين ميزان مشارکت مردم بود. در انتخابات مجلس شوراي اسلامي در طول چهل سال عمر نظام جمهوري اسلامي کمترين ميزان مشارکت مردم را شاهد بوديم و اين براي کشور يک آفت است؛ اگر به آن رسيدگي نشود. مشارکت مردم در کلانشهرها و در کل کشوردرصد مشخصي دارد و حداقل نصف کساني که در کشور واجد الشرايط بودند در انتخابات کشور شرکت نکردند، اين نشان از بياعتمادي مردم است. در مجموع اگر قصد داريم که کشور با هزينه کمتري اداره شود و ميخواهيم کشور را به سمتي ببريم که در تراز ملت ايران و اسلاميت باشد، جمهوريت هم کامل رعايت شود بايد واقعبيني را پايهگذاري کنيم، مسئولين از اين به بعد بايد بر اساس واقعيتهاي جامعه و بحرانها کشور را اداره کنند. جمهوري اسلامي تلاشهاي زيادي در جهت زنده نگه داشتن شور مردم در طي چهل سال داشته است، خونهاي زيادي براي اين کشور ريخته شده و نتيجه آن نبايد مشارکت مردم در حد اسفندماه 98 باقي بماند.
با همه اين تفاسير پيش بيني شما از اتفاقات و نحوه برگزاري انتخابات رياست جمهوري چگونه است؟
سال 1400 سال بسيار خاصي است و اصلاحطلبان هم بهنظر نميرسد بتوانند در انتخابات حضور خاصي داشته باشند، بحرانهاي امروز به مسئولين و سياستمداران اجازه نميدهد رفتارهاي سابق را در پيش بگيرند و اگر به همان شکل سابق پيش بروند، نميتوانند مردم را راضي به مشارکت کنند، اما در خصوص جريانها تکليف مشخص است. هر دوجريان کار سختي را در پيش دارند، اصولگرايان هم که هرچه در چنته داشتهاند، آوردهاند و انتخاباتهاي گذشته کارنامه واضحي از دستاوردهاي اين جريان سياسي است. قطعا مردم به ياد دارند در رقابت سال 92 در مناظرهها چه حرفهايي زده شد، روحاني هم در آن زمان حرفهاي جالبي به زبان آورده که کاملا مشخص ميکند او اتفاقا جزو اصولگرايان خاص است. اصلاحطلبان هم که برچسبهاي مختلف به آنها زده ميشود و عملا در بسياري بازههاي زماني امکان حضور پيدا نميکنند با همه اين تفاسير اما اصلاحطلبان با آسيبشناسي عملکرد خود در انتخابات بايد تصميم يگيرند صرفا از نامزدهاي اصلاحطلبي حمايت کنند که لياقت و سلامتشان مورد پذيرش فعالان و طرفدارانشان باشد و به هر قيمت و با هر نامزدي وارد انتخابات نشوند. درنهايت بايد به اصلاحطلباني که از روحاني حمايت کردند يادآور شويم روحاني عضو برجسته مجمع روحانيون است، شايد با يادآوري اين خاطره بتوانيم از تکرار اشتباهات جلوگيري کنيم.
چه ميزان از دليل کاهش عقبه اجتماعي اصلاحات را مرتبط با حمايت آنها از حسن روحاني ميدانيد؟
روحاني در بهترين شرايط 9درصد از رأي جامعه را داشت و حمايت همهجانبه جريان ريشهدار اصلاحات باعث شد که به مقام رياست جمهوري برسد. چنين چيزي در رؤياي برخي نميگنجيد، اما رئيسجمهور بهعنوان کسي که سالها در عرصه سياست ايران حضور داشته ميداند که رئيس دولت چه اختياراتي دارد و بايد بر اساس همان معيارها هم وعده ميداد، اما در خصوص روحاني به وعدههايي که از آنها حرف زد عمل نشد. وقتي نزديکان رئيسجمهور ميگويند هيچکس در رأيآوري آقاي روحاني نقشي نداشته و نقش جريان اصلاحطلب کم و ناچيز ميشود، بايد دانست که گوشي هم براي شنيدن مطالبات در دولت در حد مطلوب وجود نداشته است.
فکر ميکنيد در صورت يکدست شدن دولت و مجلس چه شرايطي را شاهد خواهيم بود؟
در چنين وضعيتي هزينه کشورداري روزبهروز بيشتر ميشود، از مجموعه افرادي که کانديدا يا حتي انتخاب ميشوند عايدي براي مردم وجود نخواهد داشت مگر اينکه مجموعه نظام تصميم بگيرد رفتار متفاوتي با مردم داشته باشد. اما چرا عدهاي فکر ميکنند مجلس دهم اصلاحطلب بوده است؟ بسياري از اصلاحطلباني که در مجلس دهم بودند با لابي وارد ليست شده بودند و اصلا ليست اميد هم همه اصلاحطلب نيستند، عده کمي از آنها ريشه اصلاحطلبي دارند. در مجموع از ديدگاه من مجلس دهم هم مجلسي اصولگرا بوده است. تنها مجلس اصلاحطلب مجلس ششم بود که قدرت تصميمگيري به آنها داده نشد. جريانهاي تاثيرگذار جدي در کشور مدافع جريان اصولگرا هستند. مجموعه اقتدار اصولگرايان و دوستان آنها کشور را به اين روز انداخت. نظرسنجيها تا به امروز نشان داده مشارکت مردم در انتخابات مجلس در اسفندماه به زير 20درصد کاهش داشته است و بايد اين زنگ خطر جدي گرفته شود.