شوراي نگهبان نهاد بالادست مجلس است که اختياراتي مثل تفسير قانون اساسي دارد و در خصوص اصلاح قانون انتخابات نيز ميتواند با بررسي آن را رد يا تاييد کند. اما اينکه در اين راستا بعضا مجلس مورد نکوهش قرار ميگيرد، چندان شايسته نيست. مجلس يک رکن نظام است و نبايد به هر عنوان مورد تخريب يا تخطئه قرار گيرد. برخي مطرح ميکنند که اکنون چه وقت اصلاح قانون انتخابات است، اما مگر بايد وقت آن از کسي سوال شود؟ اتفاقي در کشور افتاد، برخي نارساييها و نقايص کار روشن شده و نمايندگان قانوني در اين خصوص وضع کردهاند. تاييد کننده نهايي شوراي نگهبان است و ميتواند اين مورد را صلاح ندانسته و رد کند. اتفاقا اين قانون انتخابات را نظاممند، قانونمند، شرعي و خداپسندانه ميکند. اين طرح ميگويد هر کس که براي شخص ديگري گزارش ميدهد، بايد پاي گزارش خود بماند و آن را اثبات کند. اينگونه ديگر از شبنامههاي بينام و نشان خبري نخواهد بود. اما برخي صرفا به تضعيف مجلس ميپردازند در حالي که تضعيف مجلس تضعيف پايههاي کشور است. در کجا آمده که زمان بررسي قانون بايد مشخص شود؟ مگر وقتي سيل يا زلزله ميآيد جلسه تشکيل نميدهيم؟ زماني که آمريکا، سپاه پاسداران را به ناحق تروريست معرفي کرد، بلافاصله قانون وضع کرديم. وقتي اتفاقي در کشور ميافتد متناسب با آن اتفاقات نواقص مشخص ميشود و مجلس رفع نقص ميکند. با اينگونه رويکردها ميتوان گفت که مجلس هر کاري خواست انجام دهد، اول اجازه آن را بگيرد، کار را انجام داده و ارائه دهد و در نهايت درستي يا غلطي آن بررسي خواهد شد. چه اشکال دارد در چارچوب قانون و منطق به بررسي طرح اصلاح قانون انتخابات بپردازندو بعد اعلام نظر کنند. کارشناسان و حقوقدانان شوراي نگهبان بايد نظر دهند و سپس در صحن شورا بررسي شود. حداقل طبق قانون بررسي شود و سپس هر تصميمي خواستند اتخاذ نمايند. مجلس يکي از ارکان نظام است و درست يا غلط يک قانون را تصويب کرده و قرار نيست تخريب شود. مناطق آزاد را تصويب ميکنيم يک چيز ميگويند؛ حذف چهار صفر را تصويب ميکنيم موضعگيري ميکنند؛ اصلاح قانون انتخابات را تصويب ميکنيم به همين نحو؛ بالاخره بايد چهکار کنيم؟