اين روزها که همه دانشآموزان در خانه بسر ميبرند و تمامي مراکز فرهنگي و هنري و ورزشي تعطيل است، آيا مطالب بيان شده در کتابهاي درسي ميتواند به کمک دانشآموزان آمده و آنان را در پذيرش شرايط بحراني اين روزها ياري رساند؟ و يا پاسخگوي توقعي حداقلي باشند و به کار زندگي روزمره آنان بيايد؟ حجم پيامهاي ارسالي از طرف وزارت بهداشت در روزهاي ابتدايي شيوع کرونا و يادآوريهزار باره اين نکته که دستها را بشوييم و در آستين لباسمان عطسه و سرفه کنيم و يا توضيح درباره آنکه ويروس چيست و چه فرقي با باکتري دارد و هزاران اطلاعات ديگر که در اين روزها دريافت ميکنيم، اين سوال را ايجاد ميکند که 9 سال خواندن درسهايي چون علوم و بهداشت چه دانش کاربردي را در اختيار دانشآموزان قرار داده است؟ بهترين زمان براي آموزش روحيه جمعگرايي و ديگرخواهي در دوران کودکي و نوجواني است؛ حال اين سوال مطرح ميشود که نظام آموزشي کشور تا چه ميزان به اهميت اين موضوع واقف است؟ به ليست دروس ارائه شده در مدرسه نگاهي بيندازيم: درس هنر و ورزش همچنان همان اسامي کلي خود را به همراه دارند. به دانشآموزانمان در خانه نگاهي بيندازيم؛ آيا آنان را اين روزها در حال خلق اثر هنري خاصي ميبينيد که در مدرسه آموزش ديده باشند؟ ورزش چه؟ حرکتي از آنان ميبينيد؟ تمام کسالت و بيحالي اين روزهاي دانشآموزان را نميتوان پاي پيامدهاي کرونا و روزهاي قرنطينگي نوشت. حقيقت آن است که آنان ياد نگرفتند چگونه بايد حال بهتري را براي خودشان و ديگران بسازند. دانشآموزان در سه سال پاياني تحصيل خود در مدرسه با انبوهي از اطلاعات و مفاهيم تعريف کردني و فرمول و معادله روبهرو ميشوند، در حالي که نميدانند در کدام بخش از زندگي شان اين اطلاعات به کارشان خواهد آمد؟ بهنظر ميرسد آموزش و پرورش کشور خود را قيم آموزش عالي ميداند و به جاي آنکه به فکر آموزش دانشآموزانش براي زندگي فردا باشد، آنان را تربيت ميکند تا دانشجويان خوبي براي آموزش عالي کشور باشند. قرار نيست همه دانشآموزان وارد دانشگاه شوند اما بدون ترديد همه آنان وارد دانشگاه زندگي ميشوند در حالي که براي گرفتن نمره قبولي از تکتک ترمهاي دانشگاه زندگي، مهارت اجتماعي، و فني کمي را فرا گرفتهاند. بهنظر ميرسد اين روزهاي تعطيلي مدارس به خاطر کرونا، زمان مناسبي است که آموزش و پرورش کشور به خود و عملکردش نگاهي دوباره بيندازد.