فيلم «طلا» به کارگرداني پرويز شهبازي و تهيهکنندگي رامبد جوان و محمد شايسته اگرچه محصول سال 1397 است و در جشنواره فجر همان سال هم رونمايي شد، اما مثل خيلي ديگر از فيلمها در صف طولاني اکران و ترافيک سنگينش ماند تا رسيد به حالا که صاحبانش ديگر قيد اکران پردهاي آن را زدند و فيلم را با وجود ريسکي که در کپي شدنش بود روانه اکران آنلاين کردند. البته در همان روزهاي ابتدايي نمايش آنلاين فيلم نسخههاي کپي شده منتشر شد، ولي به هر حال چارهاي براي سازندگان اين فيلم جز اکران آنلاين نبود. رامبد جوان که با همراهي محمد شايسته، تهيهکنندگي «طلا» را برعهده داشته، درباره اين تصميم و همينطور طولاني شدن پروسه اکران فيلم به ايسنا ميگويد: واقعيت اين است که قرار بود فيلم را 23 بهمن سال گذشته يعني بعد از جشنواره فجر اکران کنيم و اين نوبتي بود که با توجه به تعداد زياد فيلمها به ما رسيد. ما کارها را براي اکران در گروه آزاد و از همان تاريخي که گفتم انجام ميداديم که ناگهان حوادث ديماه پيش آمد و سقوط هواپيما و بعد هم اتفاقات جشنواره فجر که در نتيجه همه آنها نوعي بيميلي نسبت به سينما رفتن احساس ميشد. پس درخواست کرديم اکران ما را به عيد نوروز يا زماني ديگر تغيير دهند که اصلا تاريخ قبلي نباشد، ولي براي تاريخ جديد هم فرصت برنامهريزي نشد چون ماجراهاي کرونا پيش آمد. اين بازيگر و کارگردان درباره اينکه آيا موفقيتي براي فيلم «طلا» در اکران آزاد پيشبيني ميکردند، بهويژه آنکه اکران فيلمي از پرويز شهبازي بدون سرگروه هم در جاي خود جالب توجه است، تاکيد ميکند: فکر ميکنم در شرايط نرمال با توجه به گره بازيگران، اسم پرويز شهبازي بهعنوان کارگردان و برنامههايي که براي تبليغات داشتيم ميتوانستيم بخشي از سرمايه را برگردانيم نه اينکه به سود برسيم اما فکر ميکرديم ميتوانيم اکران بهتري داشته باشيم، ولي وضعيت فعلي و نااميدي از اکران سال 99 ما را به اکران آنلاين رساند، چون اصلا معلوم نيست سينماها چه زماني باز ميشوند و اگر هم باز شوند مردم به سينما ميروند يا نه؟ بهغير از اين، نوع فيلمهايي که در نوبت اکران قرار ميگيرند، دوباره عقب افتادن نوبت، ترافيک سنگين براي اکران فيلمها و دعوا برسر همين بحثها ما را به اين نتيجه رساند که بهتر است در نوبت نمانيم و با وجود نگراني شديدي که براي کپي شدن فيلم داشتيم، تصميم گرفتيم اين نوع اکران را تجربه کنيم. او ادامه ميدهد: ماجرا را به پرويز شهبازي گفتيم و با رضايت او اين کار انجام شد. البته قبل از اينکه «خروج» اکران شود يعني از همان زماني که درباره اکران فيلمها صحبت ميشد ما هم به اين موضوع فکر ميکرديم و بعد که «خروج» اکران آنلاين شد جديتر پيگير شديم و اعلام آمادگي کرديم که فيلم براي اکران آنلاين در اختيار VOD ÞÑÇÑ ÈíÑÏ.
ديگر مثل گذشته نميتوانم زندگي کنم
جوان ميگويد: وقتي خبر کپي غيرمجاز فيلم «خروج» منتشر شد، خيلي بيشتر نگران شديم اما متاسفانه ما قانون کپيرايت نداريم و فقط بايد با التماس و قربان صدقه رفتن از مردم بخواهيم فيلمها را کپي نکنند، چون اين کار واقعا دزدي است. با اين حال چارهاي نيست و نميشود در شرايط فعلي بهدليل اينکه ممکن است فيلم کپي شود از اين فرصت و امکان گذشت. او که دو سال قبل فيلم «قانون مورفي» را به تهيهکنندگي محمد شايسته ساخته بود، درباره اينکه آيا اين فرصت پيش آمده ميتواند در روند آينده اکران فيلمها در سينماي ايران کارکرد و ادامه داشته باشد؟ ميگويد: آنچه از وضعيت فعلي حدس ميزنم اين است که موضوع کرونا چيزي نيست که ديگر از زندگي همه بهطور کامل بيرون برود و ما به دوران قبل از کرونا برگرديم. البته عدهاي هستند که ديگر توصيهها را رعايت نميکنند در حالي که اين بيماري همچنان هست و قرباني ميگيرد و نگرانيها و اضطرابها هم اضافه ميشود و در بين همه کساني که بيتفاوتي را در اين وضعيت انتخاب ميکنند من خودم آدمي هستم که قطعا ديگر مثل گذشته زندگي نخواهم کرد و ميدانم آدمهايي مثل من هم کم نيستند که همينطور راحت و بيخيال به فضاهاي جمعي بروند و بدون مراقبت در کنار بقيه زندگي کنند. پس بهنظرم اين تاثير ديگر گذاشته شده و ما در همين فرصت، اتفاقي به اسم اکران آنلاين را تجربه کرديم.
اکران آنلاين ماندگار شده است
اصولا بهنظرم زندگي آنلاين و ديجيتال قوت گرفته است. همه آدمها متوجه شدند يکسري خريدها، کلاسها، داد و ستد کردنها و تجارتها، سرگرميها، کتابخوانيها و... در شکل ديجيتال و مجازي هم ميتواند قوت بگيرد و گسترده شود. اين يک روش جديد زندگي کردن است حالا اينکه چقدر آدمها در اين دايره باقي بمانند و چقدر به فضاي فيزيکي گذشته و سنتي برميگردند به مرور معلوم خواهد شد . بنابراين فکر ميکنم اکران آنلاين هم از آن چيزهايي باشد که ديگر ماندگار شده است . البته جدا از ماندگار شدنش و ماجراهاي مروبط به کرونا بايد بدانيم که اين نوع اکران بخشي از صنعت سينما و سرگرمي است که بايد راه بيفتد. بايد اين ورود اتفاق ميافتاد تا تجربه شود، ترس عدهاي بريزد و خودمان هم ببينيم چه چيزي حاصل ميشود چون اگر نتيجه مثبتي در اين باره بهدست آيد شک نکنيد بخشي از توليدات سينماي ايران و توليدات جديد حوزه سرگرمي و فرهنگي در اين بخش متمرکز ميشود، مثل شبکههاي آمازون نتفليکس که مستقل براي خودشان توليد ميکنند، مستقل اکران ميکنند حتي ممکن است اثري را به سالنهاي سينمايي ندهند اما در عين حال در اسکار هم شرکت مي کنند. او درباره اينکه به هر حال فيلمهاي سينمايي براي پرده سينما ساخته ميشوند وقتي مديوم تماشا کوچک شود ممکن است تغييراتي را هم در پي داشته باشد، توضيح داد: قطعا اين ماجرا فراز و نشيبهايي خواهد داشت و قطعا آثار کم ارزش هم توليد خواهد شد، اما با اين حال به استفاده از امکان خوشبين هستم و فکر ميکنم در آينده يک جاده جديدي در اين عرصه بهوجود ميآيد که ميتوانيم از آن بهرهمند شويم. جوان در پاسخ به اينکه آيا اين امکان جديد ملزوماتي نميخواهد که دستکم از آثار هنرمندان صيانت شود؟ ميگويد: بهنظرم اين هم جزو همان بخش از ماجراست که با راهافتادن مسير اصلي شروع خواهد شد تا قانونگذاري آنها شکل بگيرد، يعني هرچه اين جاده جلوتر رود نيازهايش بيشتر معلوم ميشود مثل هر پديده ديگر. يک زماني اينترنت وارد کشور شد در حاليکه خيلي ديرتر از کشورهاي توسعه يافته به آن دست پيدا کرديم، اما موضوعِ روز شد و کمکم قوانين و فيلترهاي آن متناسب با قوانين و فرهنگ ما گستره شد. رامبد جوان در بخش پاياني اين گفتوگو از ساخت فيلم «طلا» و همکاري با شهبازي تعريف ميکند که او و محمد شايسته بر مبناي قراري تصميم ميگيرند در طول يک سال چهار فيلم بسازند چون طبق قانون هر کسي فقط دو مجوز تهيهکنندگي در طول يک سال ميتواند بگيرد. آنها «قانون مورفي»، «طلا» و بعد هم «زيرنظر» را ميسازند اما پولشان به فيلم چهارم که «جهان با من برقص» سروش صحت بود، نميرسد.
شهبازي باسليقه و کاربلد است
او ادامه داد: محمد (شايسته) از زمان فيلم «خانه دختر» با پرويز شهبازي همکاري داشت و وقتي صحبت از «طلا» شد من هم استقبال کردم. پرويز شهبازي کارگرداني باتجربه، کاربلد و با سليقه است و من و محمد هم از آنجايي که عاشق سينما و فيلم ساختن هستيم تلاشمان را کرديم تا او بتواند فيلمي را که دوست دارد در شرايطي خوب و راحت بسازد. اگرچه خيليها هنوز پرويز شهبازي را با «نفس عميق» ميشناسند و قضاوت ميکنند اما هر اثري از ذهن و دل سازندهاش با تمام اعتقادها، عواطف، باورها و جهانبيني آن آدم است که بيرون ميآيد. شهبازي خودش مولف است، قصهاش را طراحي ميکند و جملاتش را جز به جز به تصوير ميکشد پس خيلي بعيد است ناگهان تغيير کند و آدمي غيرقابل پيشبيني باشد. ما هم وقتي با پرويز شهبازي کار ميکرديم ميدانستيم چه سليقهاي دارد، در چه حال و هوايي فيلم ميسازد و همه ويژگيهايش براي ما قابل درک بود. «طلا» فيلمي از بچههاي امروز جامعه و جوانهايي است که عاشق هستند و رفيق. به آينده فکر ميکنند و آروزهايشان که شايد دستنيافتني باشد ولي بههرحال تلاش خود را ميکنند چون برايشان مهم است روي پاي خود بايستند. «طلا» قصه پرتلاش و عاشقانهاي است که شهبازي لحظات جذابي را در آن خلق کرده است.