ايالات متحده از چه طريق به دنبال اقدام عليه ايران در شوراي امنيت است؟
توافقنامه برجام و قطعنامه 2231 شوراي امنيت ارتباط ماهوي دارند به اين معنا که توافقنامه 190 صفحهاي برجام عينا ذيل قطعنامه 2231 قرار گرفته است. قطعنامه 2231 در مقدمه چند بند و توصيه دارد و در پايان نيز توافقنامه برجام را به عنوان جزئي از خود دانسته و مجموع اين نوشتهها به عنوان قطعنامه تصويب شده است. اين اتفاق به آن جهت صورت گرفت تا عنوان کند که برجام يک سند بينالمللي الزامآور است. اجراي مصوبات شورا براي اعضا الزامي است. ايالات متحده نيز به اين قطعنامه راي مثبت داده است، در صورتي که به اين قطعنامه راي مثبت نداده بود ميتوانست به آن عمل نکند و اساسا اگر راي منفي داده بود امروزه چنين قطعنامهاي وجود نداشت زيرا حق وتو در شوراي امنيت دارد. آمريکا قطعنامهاي را کنار گذاشت که خود به آن راي داده و به تعهدات آن عمل نميکند و امروزه مدعي است که برجام را کنار گذاشته اما به قطعنامه متعهد است در صورتي که هر دو اجزاي يک پيکر هستند. زماني که عين متن برجام ذيل قطعنامه است و جزئي از قطعنامه است اين بهانههاي آمريکا مورد پذيرش کسي قرار نميگيرد.
تداوم تحريم تسليحاتي ايران از سوي شوراي امنيت چه تبعاتي براي کشور خواهد داشت؟
ايران از سالها قبل تمهيداتي در راستاي خودکفايي در عرصه تسليحات انجام داده است. اين ريشه در آن دارد که ايران از سالها قبلتر از برجام تحت تحريمهاي تسليحاتي ايالات متحده قرار داشته است و در اين راستا آمريکا به ساير کشورها نيز فشار وارد ميکرد تا با ايران مراودات نظامي و تسليحاتي نداشته باشند. حرکت ايران به سمت خودکفايي سبب شده است تا اين اقدامات خصمانه آمريکا نگرانيهاي آنچناني ايجاد نکند. بنابراين تلاشهاي آمريکا در اين زمينه قدرت نظامي ايران را کاهش نميدهد و اثرات آن محسوس نيست. در حال حاضر جمهوري اسلامي ايران در زمينه ساخت تجهيزات نظامي به خودکفايي بالاي 90 درصد رسيده است. از سوي ديگر کشورهاي روسيه و چين موافق برخورد موردي ايالات متحده با قطعنامه 2231 نيستند. آمريکا نميتواند جنبههاي مثبت قطعنامه را براي خود اجرا و بندهايي را که به ضرر خود ميداند، اجرا نکند. نميتوان نصف قطعنامه شوراي امنيت را پذيرفت و نصف آن را رد کرد. رويه ايالات متحده اشتباه است و اگر ساير کشورها با آن مقابله نکنند ديگر اعتباري براي مناسبات بينالملل باقي نميماند. به همين سبب چين و روسيه به احتمال زياد از حق وتو خود استفاده خواهند کرد و اجازه اين بدعت را به ايالات متحده نخواهند داد. ايالات متحده به قطعنامهاي که خود به آن راي مثبت داده است طبق قوانين بينالملل بايد متعهد باشد. بنابراين کنگره بايد در مقابل اين اقدام غيرقانوني آمريکا ايستادگي ميکرد و حمايت آنها غيرمنطق است. اصرار بر تحريم تسليحاتي ايران آسيبي به قدرت نظامي ايران وارد نميکند و صرفا روند حل مشکلات و بحرانهاي جهاني را پيچيدهتر ميکند.
ايالات متحده در صورتي که در شوراي امنيت به نتيجه نرسد به چه اقدامي دست خواهد زد؟
در صورتي که تلاشهاي آمريکا در شوراي امنيت براي تمديد تحريمهاي تسليحاتي ايران به نتيجه نرسد احتمال دارد بر انگلستان و فرانسه فشار وارد کند تا اين دو کشور عضو شوراي امنيت از طريق و سازوکارهاي پيشبيني شده در برجام بر ايران فشار وارد کنند و مکانيزم ماشه را فعال کنند اما شاهد هستيم که موضع اتحاديه اروپا خلاف اين امر بوده است و به صراحت اعلام کردهاند ايالات متحده به علت خروج از برجام ديگر نميتواند در مورد آن و ساز و کار مربوط به آن اعلامنظر کند. با وجود اينکه انگلستان و فرانسه مواضع نزديکي با آمريکا دارند اما اين امر نيز بعيد به نظر ميرسد محقق شود زيرا ايران به صورت جدي به اروپا هشدار داده است که در صورت حرکت به سمت فعال کردن مکانيزم ماشه و فعال کردن شش قطعنامه به وسيله مکانيزم ماشه، ايران اقدامات متقابلي انجام خواهد داد که مهمترين آن کاهش همکاري با آژانس انرژي اتمي است که از اهميت قابل توجهي براي اروپا برخوردار است. ايران در زمان کنوني همکاري کاملي با آژانس دارد و کاهش تعهدات هستهاي اثري سو بر اين روند نگذاشته است و مقولهاي در چارچوب برجام بوده است. از سوي ديگر ايران در منطقه اهرمهاي فشاري دارد که ميتواند از آنها نيز در اين راستا به نفع خود استفاده کند. به نظر ميرسد اروپا به خوبي به اين درک رسيده است که فعال کردن مکانيزم ماشه جز پيچيدهتر کردن اين مساله هيچ کاربرد ديگري ندارد بنابراين بعيد به نظر ميرسد به فشار آمريکا در اين زمينه تن دهند.
شما معتقد هستيد در اين مساله، اروپا از آمريکا حمايت نخواهد کرد؟
ايالات متحده به دنبال اين است تا بهواسطه قدرت اقتصادي که دارد کشورها را تحت فشار قرار دهد و با بازي کردن با اين ابزار حتي کشورهاي اروپايي را تحت تاثير قرار دهد اما در اين زمينه نيز ايالات متحده با دستاني بسته مجبور به اقدام است زيرا در حال حاضر 30 ميليون نفر خواستار بيمه بيکاري در اين کشور شدهاند و قطعا امورات مربوط به کرونا و بحران اقتصادي اين کشور را در تنگناي اقتصادي قرار ميدهد و دولت ترامپ آزادي عمل گذشته را به صورت گسترده ندارد. اين اتفاقات در آمريکا از سال 1929 تا به امروز بيسابقه است. براي نمونه شرکت هواپيمايي بوئينگ که امروز با چالش جدي مالي روبهروست، ميتوانست با وجود مشتري خوبي همچون ايران به وضعيت مالي خود سر و سامان دهد. نامه کنگره نيز يک اقدام فراجناحي در حمايت از ترامپ است زيرا امروز به شدت از سوي افکار عمومي تحت فشار قرار گرفته است. فشاري که از سوي اتحاديه اروپا نيز در حال تزريق است و رئيس اتحاديه اروپا در آخرين اظهارنظر خود اعلام کرده است که آمريکا با اختيار از برجام خارج شده است و نميتواند در اين زمينه دخالت کند اما در اين ميان انگلستان متحد آمريکا است و مواضع بسياري نزديکي در غالب امور جهاني دارند. فرانسه نيز از زماني که مکرون بر سر کار آمده است به مراتب نسبت به گذشته به ايالات متحده نزديکتر شده است. احتمال همراهي اين دو کشور در برخي جهات با آمريکا وجود دارد، اما يک تهديد جدي از سوي ايران در مقابل آنها قرار دارد و به خوبي مطلع هستند که رشته باريک همکاري که وجود دارد و در راستاي آن اينستکس نيز وضع شده، همين همکاري اندک نيز ممکن است از بين برود. اروپا به دنبال قطع ارتباط با ايران نيست و از تنش بيشتر در اين برهه زماني حمايت نميکند و اين اختلافنظر اصلي آنها با آمريکا است. يک نکته مبهم در اين ميان آن است که دقيقا مشخص نيست که اروپا در اين دو راهي کدام مسير را انتخاب ميکند. روابط نزديک خود با آمريکا را در نظر ميگيرد يا به سمت کاهش تنش جهاني حرکت ميکند. اين طرح از اساس مربوط به رژيم صهيونيستي است و ايالات متحده در اين مسير فريب رژيم صهيونيستي را خورد که منجر به خروج از برجام شد.
همراه شدن دموکراتها در اين طرح با دولت ترامپ چه پيامي دارد؟
امضاي اين نامه بهوسيله برخي دموکراتها به آن معنا نيست که اين جريان در مقابل برجام تغيير موضع داده است. در مواردي که مربوط به تسليحات ميشود، نظر دموکراتها و جمهوريخواهان با يکديگر منطبق است و اين امر سابقه تاريخي دارد. در گذشته مهمترين تحريمهاي تسليحاتي که عليه ايران وضع شد در زمان بيل کلينتون بود. داماتو نيز يک اقدام مشترک ميان جمهوريخواهان و دموکراتها بود. اين نامه نيز يک اقدام نمادين براي حمايت از ترامپ بوده است تا نشان دهند در زمينه تسليحاتي عليه ايران اتفاق نظر دارند. دموکراتها در بحث برجام تجديدنظر نکردهاند زيرا برجام مقولهاي جدا از اين مقولهاي است که دولت ترامپ آن را دنبال ميکند.
صبر کوتاهمدت ايالات متحده در اين برهه زماني به چه علت است؟
ايالات متحده منتظر آن است که استوني به رياست شوراي امنيت تکيه دهد تا يک متحد اين کشور امور را در شوراي امنيت در دست گيرد. استوني عضو ناتو است و همکاري نزديکي با آمريکا دارد. هر کدام از پنج کشور در اين مسير با آمريکا همراه نباشند کل اين تمهيدات به هم خواهد خورد. رياست جلسه اقدام خاصي نميتواند انجام دهد و صرفا جلسه را مديريت ميکند اما اگر استوني با آمريکا هماهنگ باشد تا ايالات متحده زماني قطعنامه را ارائه دهد که به سطح رايگيري نزديک شده باشد زيرا برخي قطعنامهها پيش از رايگيري به علت اينکه آگاهي نسبت به عدم راي آوري آن وجود دارد پس گرفته ميشوند، يا در همان حين مفاد آن را تغيير ميدهند تا احتمال رايآوري آن بيشتر شود. در اين مورد خاص قطعا روسيه و چين مخالفت ميکنند و بعيد به نظر ميرسد هر دو کشور با آمريکا همراه شوند. در صورت ناکامي ايالات متحده، آمريکا به تلاشهاي خود قطعا ادامه ميدهد و دو مسير مکانيزم ماشه و اعمال فشار اقتصادي از جمله راههايي است که به کار ميبندد.
چه ارتباطي ميان اين اقدامات آمريکا و انتخابات پيش روي اين کشور وجود دارد؟
ايالات متحده با وجود ضعفهايي که دارد قصد دارد خود را مقتدر نشان دهد و از مواضع خود عقبنشيني نکند و قطعا اين اقدام آمريکا در راستاي انتخابات و نشان دادن قدرت اين دولت وجود دارد، اما از امروز تا 6 ماه ديگر اتفاقات متعدد زيادي خواهد افتاد. سه ماه پيش هيچکس متصور نبود که ميزان محبوبيت ترامپ تا اين ميزان کاهش يابد و قطعا تا شش ماه ديگر نيز تحولات زيادي در آمريکا و جهان رخ خواهد داد که عرصه را تغيير ميدهد. جامعه آمريکا به گونهاي است که همواره در ميان بحرانها از دولت خود دفاع کردهاند اما در اين مورد خاص به قدري ترامپ ضعيف عمل کرده است که ميزان محبوبيت او به سطح بسيار پاييني رسيده است و از سوي ديگر اقتصاد ترامپ نيز که به آن تکيه کرده بود به شدت خدشهدار شده است و ديگر در عرصه انتخابات رياست جمهوري نميتواند به آن تکيه کند و با دستاني خالي بايد به مصاف اتحاد دموکراتها برود. سياست خارجي در عرصه انتخابات آمريکا اولويت دوم را دارد و قطعا تاثير منفي کرونا بر کارنامه ترامپ بيش از هر چيزي خودنمايي ميکند و آينده او را در هالهاي از ابهام قرار ميدهد.