آرمان ملی- علیرضا پورحسین: با پیروزی اصولگرایان در انتخابات مجلس و همچنین نارضایتی نسبی مردم از عملکرد دولت روحانی، امید این جریان سیاسی به پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ طبیعی به نظر میرسد؛ امیدی که برخی معتقدند با توجه به عملکرد دولت قابلتغییر خواهد بود، بهخصوص در برههای از زمان که رویدادهای مهم بینالمللی از جمله انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بسیار نزدیک است. از سوی دیگر برخی این گمانهزنیها در مورد پیروزی اصولگرایان بهواسطه تسلط بر مجلس را از اساس اشتباه میدانند و نمونههای مختلفی در خلاف آن را به یاد میآورند. غالب دوره پنجم مجلس اصولگرا بود و از دل آن مجلس یک شخصیت اصلاحطلب به ریاستجمهوری رسید. از دل دولت اصلاحطلب نیز دولتی اصولگرا ظهور کرد. از درون مجلس نهم که اصولگرا بود، یک رئیسجمهور از جریان اعتدال به قدرت رسید. بنابراین این استدلال که بهواسطه تصاحب اکثریت کرسیهای مجلس توسط اصولگرایان، قطعا فردی اصولگرا در انتخابات 1400 پیروز میشود، اشتباه است، اما بر جریان سیاسی کشور در سال منتهی به انتخابات ریاست جمهوری تاثیرگذار خواهد بود. در راستای بررسی این مساله، «آرمان ملی» گفتوگویی با محمدرضا
خباز، نماینده پیشین مجلس داشته است که در ادامه میخوانید.
گمانهزنیها و فعالیتهای احزاب را از امروز برای انتخابات 1400 چگونه ارزیابی میکنید؟
جریانات سیاسی نیاز است در راستای مسائل مهم و سرنوشتساز کشور برنامهریزی کنند، به این معنی که نباید صرفا تماشاچی رویدادهای مهم انتخاباتی کشور باشند. جریانات سیاسی به علت دینی که جامعه بر عهده آنها گذاشته است باید همواره در صحنه سیاسی حاضر باشند و مردم را در این راستا همراهی کنند. در این مسیر جریانات سیاسی باید شفافسازی کنند و به تبیین مسائل روز کشور برای مردم بپردازند و در نهایت ارائه برنامه برای روزهای آتی کشور حداقل انتظاری است که مردم از نخبگان سیاسی خود دارند. جریانات سیاسی باید در تمامی طول سال فعال باشند؛ اما بهار جریانات سیاسی روزهای منتهی به انتخابات است. تا زمانی که کشورمان همچون سایر کشورهای جهان احزاب فراگیر و قدرتمند نداشته باشد، عموما فعالیت احزاب و جریانات سیاسی تقلیدی خواهد بود. جریانات سیاسی همواره باید برنامههایی برای تمام ادوار داشته باشند و انتخابات 1400 نیز از این امر مبرا نیست.
کدام جریان با پیروزی در انتخابات 1400 میتواند عملکرد بهتری در راستای مدیریت کشور داشته باشد؟
42 سال از انقلاب اسلامی گذشته است و همه نخبگان و شخصیتهای سیاسی کشور در این مدت صاحب تجربیاتی شدهاند. گمان میکنم این نکته برای همگان حائز اهمیت باشد که اگر ساختارهای خود را تغییر ندهیم و در قوانین بازنگری نکنیم، هر شخصی که به ریاستجمهوری برسد، فارغ از هر جریانی که به آن منتسب است، تغییر چندانی در کشور رخ نخواهد داد. این به آن معناست که مشکلات کشور زیرساختی است. پس از حل این مشکلات میتوان از رئیسجمهور انتظار داشت. همانطور که در زمان حیات امام خمینی (ره) در قانون اساسی بازنگری شد، امروز نیز این نیاز احساس میشود. البته طبیعی است که افراد توانمند و کارآمد و کسانی که به خردجمعی اهمیت میدهند و مشورتپذیر هستند و از اندیشههای خارج از دولت بهره میجویند و نخبگان را در قدرت سهیم میکنند، موفقتر خواهند بود.
این استدلال که پس از به قدرت رسیدن اصولگرایان در مجلس، قطعا شاهد روی کار آمدن رئیسجمهوری اصولگرا در انتخابات 1400 خواهیم بود، با واقعیت منطبق است؟
غالب نمایندگان دوره پنجم مجلس شورای اسلامی اصولگرا بودهاند و از دل آن مجلس یک شخصیت اصلاحطلب به ریاستجمهوری رسیده است. از دل دولت اصلاحطلب نیز دولتی اصولگرا ظهور کرده است. از درون مجلس نهم که اصولگرا بوده یک رئیسجمهور از جریان اعتدال به قدرت رسیده است. بنابراین این استدلال که بهواسطه تصاحب اکثریت کرسیهای مجلس توسط اصولگرایان، قطعا فردی اصولگرا در انتخابات 1400 پیروز میشود، اشتباه است. تجربه قطعیت این امر را زیر سوال میبرد. این پیشبینی در کشورهایی میتواند به واقعیت بدل شود که احزاب قدرتمند بر آن کشور حاکم باشند که کشور ما در حال حاضر با فقدان آن مواجه است. احزاب در کشور ما فصلی هستند و این امر سبب میشود حزب حاکم بر مجلس نتواند قدرت را در عرصه ریاستجمهوری تصاحب کند و این امر سابقه تاریخی دارد. حرفهایی از این قبیل مصرف داخلی برای جریان اصولگرا دارد و با واقعیت فاصله دارد.
نگاه جریان اصلاحات به انتخابات 1400 باید چگونه باشد؟
در مجلس پنجم این نتیجه حاصل شده بود که نخبگان چندانی در کشور وجود ندارد؛ بنابراین باید اصلاحاتی در قانون اساسی صورت گیرد و دوره ریاستجمهوری آیتا... هاشمی تمدید شود، زیرا گزینه شایسته دیگری برای این سمت وجود ندارد. برخی نیز به دنبال آقای حبیبی، معاون اول رئیسجمهوری بودند تا ایشان به ریاستجمهوری برسد اما شرایط کشور در برههای که احزاب قوی در آن وجود نداشت، به سمت رئیس دولت اصلاحات چرخش پیدا کرد. این امر به آن واسطه رقم خورد که نظرات ایشان به مردم نزدیکتر بود، به همین علت توانستند با قدرت به ریاستجمهوری برسند. رئیس دولت اصلاحات در ابتدا معتقد بود 5 میلیون رای بهدست میآورد و صرفا بهخاطر اصرار جریان اصلاحات پا به عرصه انتخابات میگذارد. تمامی این نکات و پیشبینیها اشتباه از آب درآمد و شاهد بودیم بهترین دولت پس از انقلاب در راستای مهار تورم همین دولت بود. سلامت دستاندرکاران دولت در این دوره نمونه بود. بنابراین اصلاحطلبان نمیتوانند بدون کاندیدا در انتخابات 1400 باشند، زیرا به ملت، تاریخ و جامعه متعهد هستند. جریان اصلاحات نمیتواند تماشاچی انتخابات باشد و هیچ اقدامی انجام ندهد و این رویکرد که عنوان
میشود باید برای مدتی از جریان سیاسیی کشور کنارهگیری کنند نمیتواند صحیح باشد. اصلاحطلبان باید از امروز به فکر انتخابات ریاستجمهوری باشند و در این راستا شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان پس از تغییرات اساسی در ساختار خود به فکر یک برنامه باشند و عنوان کنند که اگر کاندیدای منتخب ما در عرصه انتخابات پیروز شود این اقدامات را انجام خواهد داد و در این راستا به ملت تعهد دهند.