يک روانشناس باليني با اشاره به برخي مداخلات ضروري مسئولان براي کاهش آسيبهاي اجتماعي در دوران همهگيري کرونا، اظهار کرد: برنامهريزي و مداخلات مسئولان ميتواند در بهبود شرايط بسيار کمککننده و تاثيرگذار باشد. در اين راستا ايجاد همبستگي اجتماعي بين مردم و مسئولان ميتواند گام موثري جهت غلبه بر بحران به شمار آيد. حسين ابراهيميمقدم در گفتوگو با ايسنا، با اشاره به مداخلات ضروري براي کنترل آسيبها و اختلالات روانشناختي و اجتماعي دوران بحران، اظهار کرد: بخشي از مسائل و آسيبهاي اجتماعي اين دوران در اختيار ما نبوده و در حوزه اختيارات دولت است، به عنوان نمونه دولت ميتواند نسبت به تشکيل گروههاي اجتماعي و حمايتي بزرگ در فضاي مجازي و يا تقويت زيرساختهاي اينترنتي اقدام کند. وي دراين رابطه به برگزاري کلاسها و دورههاي آموزش مجازي در مدارس و دانشگاهها اشاره کرد و گفت: در شرايط فعلي بسياري از دروس دانشگاه به صورت مجازي برگزار ميشود، ولي متاسفانه ضعف زيرساختهاي اينترنتي منجر به کاهش کيفيت و ايجاد اختلال در برگزاري کلاسها شده، اين در حالي است که رفع اين اشکالات دست ما نبوده و در اختيار دولت و مسئولان است. اين روانشناس باليني در ادامه تصريح کرد: البته نبايد فقط از مردم توقع داشته باشيم؛ براي مثال در بحث بيرون نيامدن از خانه بهجز در مواقع ضرورت، با اينکه صد درصد کار درست و پسنديدهاي است، اما در عين حال بايد توجه داشته باشيم که افراد روزمزد و يا افرادي که حقوق ثابتي دريافت نميکنند، براي خرج روزانه و تامين معاش خود و خانواده خود با مشکل روبهرو هستند، اين افراد اگر نتوانند معاش خود را تامين کنند، با مشکلات جدي مواجه ميشوند. بنابراين در اين ميان کمک و مشارکت دولت براي رفع مشکلات اين قشر از جامعه يک ضرورت اجتنابناپذير است که بايد در مورد آنها فکر شده و راهکار انديشيده شود. بيترديد حضور و مشارکت مسئولان سياسي، صاحب نظران و روانشناسان در کنار يکديگر حائز اهميت است و ميتواند به يک راهکار جمعي مناسب منتهي شود. وي نکته با اهميت بعدي در بخش مداخلات اجتماعي مسئولان را مبحث رسانهها عنوان کرد و گفت: در مورد رسانهها وجود شفافيت و در عين حال توجه به عدمانتقال استرس کاذب از اهميت بالايي برخوردار است. در کنار شفافيت اطلاع رساني، مبحث عدالت اجتماعي ميتواند تاثير مثبت زيادي در ميان افکار عمومي به جاي بگذارد. تشتت در اعلام آمار و ارقام ميتواند باعث تشويش ذهني و کاهش اعتماد افراد باشد. در حاليکه اگر اطلاعات و آموزشها به درستي و از منابع موثق و کاملاً علمي و از طريق رسانههاي معتبر داخلي منتقل شود، در بلند مدت گام موثري در جهت کاهش آسيبها محسوب ميشود. اين عضو هيات علمي دانشگاه با بيان اينکه اطلاع رساني و آموزش نحوه مواجهه صحيح با شرايط بحران در رسانه بايد بر مبناي منابع موثق ارايه شود، اظهار کرد: نوع ارائه آموزشها جهت جذب مخاطب و تاثيرگذاري بيشتر اهميت بسزايي دارد. پيامها نبايد خشک و بيروح باشد، چراکه تاثيرگذاري بالاي ندارد، اين مباحث با روانشناسي تبليغات ارتباط زيادي دارد، گاهي برخي تبليغات با وجود هزينه بالاي تبليغاتي، اثرگذاري لازم را نداشته، ولي کالايي ديگر با هزينه کمتر تنها به دليل بهرهگيري از اصول روانشناسي تبليغات، جذابيت بيشتري داشته و مخاطب بالاتري جذب ميکند. در شرايط بحران نيز همين اصول حکمفرماست، ارائه پيام هاي آموزشي و بهداشتي خشک و بيروح يا استفاده مکرر از شعاري مانند «کرونا را شکست ميدهيم»، به تنهايي تاثيرگذار نيست، درصورتيکه اگر به صورت پيامهاي جذاب تصويري و کلامي و با بهرهگيري از اصول روانشناسي ارايه شود، نهتنها هدف و پيام خود را به مخاطب القا ميکند، بلکه ميتواند احساساسات خوب و مثبتي را براي افراد جامعه به ارمغان آورده و به سپري شدن دوران بحران به بهترين نحو ممکن کمک کند.وي با بيان اينکه دوران قرنطينه و در خانه ماندن طولاني مدت خانوادهها طي بحران کرونا تجربه جديدي است، اظهار کرد: صرف زمان بيشتر خانوادهها در کنار هم ميتواند منشأ بروز اتفاقات جديدي باشد. متاسفانه ميزان گزارش اختلافات خانوادگي طي اين دوران افزايش يافته که همين مساله نشانگر آن است در خانه ماندن افراد و بودن در کنار يکديگر ميتواند به افزايش تنش در خانوادهها منجر شود. وي آموزش مهارتهاي زندگي از دوران کودکي را در پيشگيري از اين تنشها و مشکلات اثرگذار دانست و گفت: افراد بايد از اين فرصت در کنار هم بودن استفاده کنند، بايد نحوه صحبت کردن، درد دل کردن و نحوه رسيدگي به علائق مشترک هم را بياموزند. در همين راستا، لازم است که برنامه سازان در شبکههاي مختلف راديو و تلويزيون و ساير رسانهها روي اين موضوعات تمرکز بيشتري داشته و با دعوت از روانشناسان، برنامههايي با محور چگونگي سپري کردن اوقات در کنار هم، نحوه برقراري ارتباطات و تعاملات مثبت طي اين دوره و نحوه خروج از بحران، توليد کنند. وي با بيان اينکه طي اين دوران جر و بحث بين اعضاي خانواده دور از انتظار نيست، اظهار کرد: همين مساله ميتواند چالشزا باشد، لذا با يادگيري برخي اصول و دستورالعملها ميتوان طي بحثهاي درست و حساب شده، مسائل و مشکلات را برطرف کرده و زمينهاي براي طرحريزي ساختار زندگي مثبت افراد ايجاد کرد. به عبارت ديگر با آموزش و بهکارگيري اين اصول ميتوان از بروز بحران در زندگي پيشگيري کرده و جهت بهبود و تحکيم زندگي تلاش کرد. اين استاد دانشگاه در خاتمه وجود احساس بطالت در برخي افراد طي اين دوران را معضل بعدي عنوان کرد و گفت: متاسفانه برخي به دليل عدمبرنامهريزي زماني صحيح در اين ايام احساس بطالت کرده و از مساله اتلاف وقت دچار احساس ناخوشايندي ميشوند. يکي از دلايل مهم اين مساله، دوري از کتاب و مطالعه و همچنين عدم آگاهي از نحوه مديريت زمان بوده که هريک به طريقي نشان دهنده فقر فرهنگي جامعه است. البته اين مسائل از طريق رسانهها قابل آموزش و انتقال بوده و در صورت آگاهي بخشي درست باعث ايجاد آگاهي، انسجام و اميد در ميان افراد جامعه خواهد شد.