بستن

از «وام شرافتی» بازرگان تا «وام کرونایی» روحانی

از «وام شرافتی» بازرگان 
تا «وام کرونایی» روحانی
مهرداد خدیر عصرایران

پرداخت وام يک‌ميليون توماني به قريب 17‌ميليون ايراني سرپرست خانوار که يارانه نقدي‌ماهانه نيز دريافت مي‌کنند از اتفاقات قابل‌توجه اين روزها و از نظر سرعت و وسعت (و نه قدرت خريد و ارزش اقتصادي آن) کم‌سابقه يا بي‌سابقه است. هر چند عدد يک‌ميليون تومان، براي قدرت خريد، عدد بزرگي نيست! تجمع در مقابل دفترهاي پيشخوان دولت براي خريد سيم‌کارت تلفن همراه نشان‌دهنده استقبال مردم از اين طرح بود چون سيم‌کارت بايد به نام خود شخص باشد. غرض از اين گفتار اما اين نيست که بگوييم يک‌ميليون تومان کم است يا مجموع آن و 16‌هزار يا 17‌هزار‌ميليارد تومان زياد است ضمن آنکه تعداد قطعي را نيز نمي‌دانيم و تنها بر اساس آمار بانک مرکزي و دستور به بانک‌هاي عامل اين اعداد را نقل مي‌کنيم. در اين نوشته برآنم که به دو نکته ديگر اشاره کنم: اول اينکه اگر برپايه بازپرداخت و تقسيط از طريق يارانه نقدي نبود امکان پرداختي چنين آسان و سريع و فراگير نبود، چراکه بانک‌ها در هر پرداخت تسهيلات، دغدغه دريافت دارند. حساب يارانه نقدي اما اين امکان را با دقت و فراگيري فراهم آورده است. نکته دوم اما يک يادآوري تاريخي است. درست 41 سال قبل و در چنين روزهايي و دو سه ماه بعد از پيروزي انقلاب مهندس بازرگان نخست وزير دولت موقت در پيام تلويزيوني خود به مردم ايران، مهم‌ترين مشکل را بيکاري و تعطيلي و بلاتکليفي بنگاه‌هاي اقتصادي و مشکلات معيشتي کارکنان آنها ذکر کرد و راهکارهاي دولت را اينگونه اعلام کرد: اول اينکه به صاحبان بنگاه‌ها يک‌ميليارد تومان دولت کمک کند. بله، تنها يک‌ميليارد تومان. در نظر داشته باشيم که درآن زمان حداقل حقوق کارمندان 5 و حداکثر 20‌هزار تومان بود و قيمت يک مترمربع آپارتمان در اميرآباد يا يوسف آباد تهران 4 تا 5‌هزار تومان و حجم نقدينگي مانند امروز نبود. درواقع آن يک‌ميليارد تومان را بايد به نسبت حجم نقدينگي آن زمان يا قيمت ارز سنجيد و با اين حال بازرگان گفت: «دولت، فقير و بيچاره است و بيش از اين نمي‌تواند کمک کند» که نشان مي‌داد با معيارهاي آن روز هم عدد زيادي نبود. نکته دوم که جالب تر است اما اين پيشنهاد بود که صندوقي تشکيل شود و دولت تنها نقش واسط و رابط را در آن ايفا کند و پول آن از اختصاص يک‌درصد از حقوق کارمندان و کارگران به آن و پرداخت وام به بيکاران تامين شود. تصور کنيد يک‌درصد حقوق سه يا چهار يا 10‌هزار توماني کارگر و کارمند مگر چقدر مي‌شده که بتوان با آن به متقاضيان وام داد؟ در همان پيام تلويزيوني (اوايل ارديبهشت 58) مهندس بازرگان مي‌گويد براي اين وام‌ها هيچ‌ضمانتي دريافت نمي‌شود و تضمين آن شرافت وام گيرندگان است و به خاطر همين عنوان طرح را «وام شرافتي» گذاشته‌ايم. نياز به توضيح ندارد که چنين ايده‌اي هرگز عملياتي نشد چون نه معلوم بود که صندوق چقدر موجودي دارد و نه مي‌توان چگونه بازپس گرفت! اما راز سرعت وام اخير شايد آسوده خاطر‌بودن از مکانيسم بازپرداخت اقساط باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی