آرمان ملي- رضا پورحسين: وزير امور خارجه ايران در واکنش به گزارش نيويورکتايمز مبني بر تلاش آمريکا براي شناخته شدن به عنوان عضوي از برجام اذعان کرد که روياپردازي را متوقف کنيد. ملت ايران هميشه درباره سرنوشت خود تصميم ميگيرد. دو سال پيش، مايکپمپئو وزير امور خارجه آمريکا توقف مشارکت آمريکا در برجام را اعلام کرد و روياي اين را در سر ميپروراند که فشار حداکثري آنها ايران را به زانو در خواهد آورد. با توجه به شکست اين سياست، او اکنون ميخواهد عضوي از توافق برجام باشد. وزير امورخارجه آمريکا در حال آمادهسازي يک طرح حقوقي است که نشان دهد آمريکا هنوز عضوي از توافق هستهاي که دونالد ترامپ، رئيسجمهوري آمريکا از آن خارج شد، است. اين بخشي از يک راهبرد پيچيده براي تحت فشار قرار دادن شوراي امنيت سازمان ملل است که تحريم تسليحاتي عليه تهران را تمديد کرده و اطمينان حاصل کند که تحريمهاي سختگيرانهتري عليه ايران اعمال شود. اين راهبرد در حالي از سوي مقامات دولت آمريکا در چند روز اخير تشريح شده است که آنها شروع به مطرح کردن قطعنامهاي جديد در شوراي امنيت سازمان ملل کردهاند که پس از منقضي شدن تحريم فعلي در ماه اکتبر، مانع از صادرات تسليحات به ايران ميشود. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با علي بيگدلي، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
سخنان وزير امورخارجه آمريکا در رابطه با خارج نشدن اين کشور از برجام را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
اين موضعگيري حاکي از چند نکته است و آن اين که ايالات متحده هيچگاه زير بار اجرايي شدن برجام نخواهد رفت و اين امر از گذشته نيز وجود داشته است. از سوي ديگر ايالات متحده به دنبال لغو هرگونه زمان بندي در رابطه با تحريمهاي تسليحاتي ايران است و به هيچ وجه نميخواهد اين امر محقق شود. ايالات متحده همواره به دنبال اين بوده است تا ايران ميزان غنيسازي خود را از 67/3 درصد فراتر نبرده و اين امر تا انتها باقي بماند. در اين ميان ايران با توجه به اينکه زير بار غنيسازي 67/3 درصد نميرود و از سوي ديگر فعاليتهاي پيرامون سلاح هستهاي را قانوني نميداند و بارها اعلام کرده است که به دنبال دستيابي به سلاح هستهاي نيست. بنابراين بعيد به نظر ميرسد زير بار اين لغو محدوده زماني برجام رود. در اين عرصه شايد با گشايش در امور بانکي و فروش نفت ايران شايد ايالات متحده بتواند در اين راستا کنشهاي موثري انجام دهد که کار را به سمت مذاکره در چهارچوب تعيين شده بکشاند.
موضعگيري وزير امور خارجه را در قبال اين سخنان چگونه ارزيابي ميکنيد و در آينده چه کنش هايي ميتواند در اين عرصه راهگشا باشد؟
اين موضعگيريهاي ديپلماتيک همواره در راستاي نشان دادن سياست خصمانه آمريکا ميتواند موثر باشد اما در اين راستا اقدامات آتي است که تکليف اين معضل بينالمللي را مشخص ميکند. اينکه ايران زير بار لغو محدوديتهاي زماني ميرود و يا اينکه متعهد به انجام خواستههاي محدود آمريکا خواهد شد يا خير؟ سياست عمومي دولت آمريکا در برابر ايران تابع دو استراتژي همگون است. از يک طرف آمريکا تلاش کرده که مسأله ايران را به يک پديده بينالمللي تبديل کند و مسأله دوم اين است که آمريکاييها تلاش ميکنند از هر ابزاري براي آزار و اذيت ايران استفاده کنند؛ از جمله تجمع اخيري که سازمان منافقين در پاريس داشتند. اين هم از سياستهايي بود که آنها سعي داشتند از آن استفاده کنند. آنها سعي ميکنند موضوع ايران هميشه در موضوعات خبري آنها باشد. آهنگي در ديپلماسي هست که همه پنجرهها را نبندند و براي اينکه به نقطه انتهايي برسند اين کار را ميکنند. در صحبتهاي ترامپ هم نشانهاي از طرحي در سياست بود که تلاش ميکنند در خصومت با رقيب همه درها و پنجرهها را نبندند. بسته پيشنهادي اروپا براي ايران در بردارنده سه پيشنهاد است. موضوع موشکي، عقب نشيني ايران از کشورهاي منطقه و موضوع حقوق بشر در اين پيشنهادات درج شده بود. اين هماهنگي اروپا با آمريکا به نظر من بايد مورد توجه قرار بگيرد.
نقش اروپا در اين ميان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
تلاش اتحاديه اروپا براي حفظ برجام چند دليل دارد؛ از جمله اينکه اتحاديه اروپا ميخواهد در برابر آمريکا نمايش قدرت بدهد. به همين دليل تلاش ميکند برجام را نگه دارد تا بتواند به عنوان يک ابزار سياسي از آن استفاده کند. پمپئو هم به اين مسأله اشاره کرد که کشورهاي همپيمان در اين قضيه با آنها همکاري نميکنند؛ که منظور او اتحاديه اروپا بود. در مرحله بعدي اروپا براي سرمايهگذاري در بازار ايران تلاش ميکند که برجام را نگه دارد. به هر دليلي که تلاش کند برجام را نگه دارد باز به نفع ماست که اتحاديه اروپا را در جانب خود نگه داريم. اگر هم گاهي اظهار نظرهاي نااميدکنندهاي دارند باز ما بايد دنبال حفظ منافع ملي باشيم و رابطه را آسان از دست ندهيم. انگلستان و فرانسه در شوراي امنيت شايد در راستاي اقدام اخير اين کشور به تبعيت از سياست آمريکا بپردازند.
اين موضعگيري ايالات متحده به عنوان يک پالس مثبت در راستاي شکلگيري مجدد مذاکرات تلقي ميشود؟
دولت ترامپ دنبال اخذ تعهد مجددي است تا بهواسطه آن سالها، غنيسازي ايران را محدود کند و از سوي ديگر ايران را متعهد کند تا آژانس به راحتي بتواند از تمام مراکز ايران بازديد کند. به نظر ميرسد اين يک پالس باشد زيرا راههاي ديگر روشن نيست به چه هزينههايي منجر شود و در اين برهه زماني جدال نظامي به هيچ نقطهاي نخواهد رسيد و از ماههاي قبل نيز ايالات متحده نيز گاهي چنين پالسهايي را ارسال کرده و بايد منتظر ماند و مشاهد کرد طرفين در اين راستا به کدام سمت گام برميدارند.