در خودماندگي يا اوتيسم نوعي اختلال رشدي (از نوع روابط اجتماعي) است. هسته مرکزي اختلال درخودماندگي، اختلال در ارتباط است؛ معمولا کودکان مبتلا به اوتيسم در ارتباطات کلامي و غيرکلامي، تعاملات اجتماعي و فعاليتهاي مربوط به بازي مشکل دارند. تاخير در زبان گفتاري، ناتواني در من گفتن، ناتواني در ارتباط برقرارکردن با همسالان، فقدان تقابل هيجاني يا اجتماعي، دلمشغولي دائم نسبت به برخي از اجزاي اشيا، چسبندگي ظاهرا انعطافناپذير به عادتها، اشکال در بازي انتزاعي تخيلي، تمايل نداشتن به زندگي اجتماعي و نداشتن انگيزه، کجخلقي و رفتارهاي پرخاشگري، ضريب هوشي پايين و... از جمله نشانههاي اين اختلال است. اين بيماري سخت، در درازمدت قابل کنترل است؛ به همين دليل خانوادهها بايد با صبر و شکيبايي در تربيت بيشتر کودکشان کوشا باشند. هماکنون علت مشخصي براي اين بيماري از نظر علمي پيدا نشده و نظريههايي مانند گسترش زندگي ماشيني و آپارتماننشيني، پيشرفت صنعت و تکنولوژي، هواي آلوده، مسافرت، سزارين، چاقي مادر، وضعيت اقتصادي، اجتماعي، سبک زندگي و سطح تحصيلات والدين از نظر علمي رد شده است. درخودماندگي بيشتر يک نشانه ژنتيکي قوي دارد. در واقع تفاوت در بعضي ژنها اين اشکال را بهوجود ميآورد. والدين در وهله نخست بايد براي کنترل و پيشگيري از اين بيماري يک محيط کاملا آرامي براي کودکان ايجاد کنند. دوم اينکه آنها بايد از روانپزشکان اطفال يا متخصصان روانپزشک راهنمايي بگيرند و در کلاسهاي مربوطه که اغلب توسط انجمنهاي اوتيسم برگزار ميشود، شرکت کنند تا مهارتشان در برخورد با اين کودکان افزايش يابد. همچنين والدين بايد کتابهايي پيرامون اين مساله بخوانند. از سوي ديگر والدين بايد واقعيت را بپذيرند که داراي چنين فرزندي هستند و به جامعه بقبولانند که اين مساله نشانه ضعف و گذاشتن انگ و برچسبگذاري بر اين کودکان نيست. موسيقي درماني، بازي درماني، نقاشي، قصهگويي، کتابخواني و وادارکردن آنها براي شرکت در گروههاي همسالان يکي از روشهاي موثر در برقراري ارتباط با اين کودکان است. اين کودکان بايد بهتدريج وارد بازي شوند و با گروه همسالان خودشان ارتباط برقرار کنند. اين کودکان از تغيير ميترسند. والدين بايد ترس از تغيير در کودکشان را کم کنند و اين کودکان را آهسته و بهتدريج با تغييرهاي محيط اجتماعي آشنا و وقت بيشتري را نسبت به اين کودکان صرف کنند. در عين حال والدين نبايد نسبت به تربيت کودک ديگر خانواده غافل باشند. پدر و مادرها بايد دو سوم وقت خودشان را صرف اين کودکان کنند.