آرمان ملي: چندي است در چرخه مديريت روشي مرسوم شده که به همراه خود نقدهاي زيادي هم به سيستم اداري کشور وارد کرده است، اين روش همان جا به جايي صندلي مديران است، بهطوري که اگر فردي در سمت خود ناموفق عمل کرد يا به هر نحوي نتيجه مطلوب به همراه نداشت پس از مدتي او در کرسي ديگري با مسئوليت جديد مينشيند حال آنکه شايد مسئوليت جديد زمين تا آسمان با پيشينه او متفاوت باشد. در واقع با نوعي چرخش مديريتي شاهد هستيم که همواره عرصه را براي ورود جوانان تازه نفس و شايسته به محدوده اداره کشور تنگ کرده است. در همين راستا محمدتقي فاضل ميبدي عضو مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم با «آرمانملي» به گفتوگو پرداخته که در ادامه ميخوانيد.
از ديدگاه شما چرخش مديريتي و شکل دوراني کرسيهاي مديريت تا چه ميزان بر بحرانهاي امروز کشور سايه انداخته است؟
مشکل اصلي کشور ما در شرايط امروز، عدم تربيت مدير و کادرسازي است و بيشتر کساني که در کشور به مسندهاي مديريت ميرسند سعي ميکنند صندليها را براي خود حفظ کنند، براي آنها قابل درک نيست که فردي جوان يا شايسته بخواهد منصب آنها را به دست بگيرد. در نهايت در کشور ما بسياري از کساني که در پستهاي مديريتي حضور دارند فکر ميکنند که صندليهاي آنها دائمي هستند و نميخواهند عرصه را به جوانان واگذار کنند.
فکر ميکنيد سرمنشأ اين رفتارها چه عوامل يا سياستهايي باشد؟
يکي از مسائلي که در تربيت اخلاقي و سياسي هم مهم است اتفاقا همين موضوع است که بپذيريم در هر کاري از ما لايق تر هم وجود دارد بايد برخي مديران بپذيرند دوره آنها به پايان رسيده و بايد صندليها را به افراد شايستهتري بسپارند. امروز کساني در کشور بر کرسيهاي مديريتي قرار دارند که از اول انقلاب تا امروز هنوز بر دايره مديريتي خود باقي هستند حتي شايد سني بالاتراز 90 هم در حيطههاي اداري و مديريتي کشور داريم، اين مساله خيلي عجيب است که در کشور ما افراد بالاي 90 سال هنوز برسر کار هستند در کشورهاي ديگر مديران يا حتي کارمندان بالاي 60 سال بازنشسته محسوب ميشوند، در واقع اين شرايط که اشخاص بالاي 90 سال در جامعه سمتي داشته باشند و مدير باشند استاندارد نيست، البته اين افراد براي کشور و انقلاب زحمت کشيدهاند و بايد همواره پس از پايان کار خود احترام و مزايا داشته باشند اما سمتهاي مديريتي به دست افراد جوانتر سپرده شود.
با همه اين تفاسير فکر ميکنيد ادامه اين روند چه پيامدهايي براي روند اداره کشور داشته باشد؟
افراد از يک سني به بعد توان فکري يا جسمي براي حل مسائل و بحرانهاي به روز کشور را ندارند و بايد سراغ کارهايي بروند که کمتر انرژي مصرف کنند. کشور ما با برخي مسائل اسلامي برخورد نميکند و اتفاقا اين موضوع هم از جمله آنهاست. امروزه افراد جوان خوشفکر و شايسته زيادي وجود دارند که نميتوانند در عرصههاي مديريتي حضور پيدا کنند، چراکه مديران بسيار سالخوردهتري جاي آنها را پر کردهاند جامعه ما نتوانسته براي دايره مديريتي در کشور افراد لايق و جوان را جذب کند، اما در کشورهاي ديگر جوانان ايراني در سمتهاي جذب شدهاند که اتفاقا بخش اعظم آنها هم سياستگذاريهاي کلان و مديريتي است. اين موضوع باعث بحرانهاي اقتصادي بسياري شده است و افراد کاردان و کارشناس در مسائل اقتصادي وجود ندارد، خصوصا در اين دولت مشاور و مجري اقتصادي کمتري به کار گرفته شده است، بهعنوان مثال چرا تورم به اين شکل در جامعه زياد شده؟ چون مديريت اقتصادي متناسبي نداريم در بحران کرونا به خوبي متوجه شديم که مديريت بحران و خصوصا بحرانهاي اقتصادي در کشور به شکلي که استاندارد باشد وجود ندارد. براي پرداخت يکميليون تومان وام بارها به اشکال مختلف تصميمگيري شد و اين به خودي خود به تورم هم دامن زد. ما با فقر فکري، تجربي و تخصصي در جامعه مواجه هستيم.
نقش برخي مديريتهاي فاميلي را تا چهاندازه در اين آسيبها جدي ميدانيد؟
در کنار همه اين موضوعات مديريت فاميلي هم وجود دارد، مديريت فاميلي بدان معنا که تقريبا غيرممکن است در ادارهها يا وزارتخانهها هيچيک از اقوام و آشنايان مديران وجود نداشته باشد، در مجموع مديريت فاميلي به پيکره سياستگذاريهاي کشور ضربه زده است. کافي است در وزارتخانهها و ادارهها کاوش صورت بگيرد متوجه ميشويم برخي از افراد و فاميلهاي نزديک مديران و وزرا به کار گرفته شدهاند و تا دورترين فاميلهاي خود هم در سمتهاي مديريتي جاي دادهاند و بهنظر من تا اين موضوع درست نشود مشکلات کشور حل نخواهد شد.
با همه اين تفاسير اخيرا بازهم به موضوع چرخش مديريتي و جابهجايي صندليهاي آنها نقدهاي بسياري شده است. از ديدگاه شما به سيستم اداره کشور چقدر اين نقدها وارد است؟
به طور کلي نبايد اگر فردي در يک عرصه مديريتي به هر دليلي ناموفق بود او را در مناصب ديگر به کار بگيريم تفاوتي ندارد اين عدم موفقيت فاميلبازي باشد يا سوءاستفاده مالي يا حتي بيتجربگي. در واقع فردي که به هر دليلي در يک سمت مديريتي نتوانسته موفق عمل کند در عرصههاي ديگر هم نميتواند، اينکه افراد را از يک صندلي برداريم و بر صندليهاي ديگر بنشانيم از آسيبهاي اصلي مديريتي است عوض کردن جاي افراد تاثيري ندارد. متاسفانه در جامعه ما يک خط کشي خاصي هم وجود دارد، بهعنوان مثال امکان دارد در کردستان و سيستان افراد لايق و کارداني وجود داشته باشند اما بهدليلي از آنها در عرصههاي مديريتي درست استفاده نميشود. اين يکي از مشکلات اساسي است که باعث ميشود از تجربه بسياري از افرادي که ميتوانند به درد کشور بخورند، محروم بمانيم. نبايد در مديريت جامعه خطکشيهاي خاص داشته باشيم و بايد براساس شايستگيهاي افراد به آنها پستها و مناصب را اختصاص بدهيم. ما طي چهل سال فريب مديران در ظاهر مومن بسياري را خوردهايم و کرسيهاي مهم دولتي توسط آنها اشغال شدهاست.