در هنگامه تمرکز جامعه جهاني بر چگونگي مقابله با شيوع ويروس کرونا، آمريکا و ايران يکديگر را به مقابله نظامي با طرفِ مزاحم تهديد ميکنند. هر دو کشور به يک اندازه مدعياند که نوع گشتزني نيروهاي آنها در خليج فارس عادي و طبيعي است، اما طرف مقابل، به شيوهاي تحريکآميز و خطرناک و غيرحرفهاي وارد حوزه عمليات عادي و قانوني آنها ميشود و برايشان ايجاد مزاحمت ميکند. از اين رو، ترامپ از توصيه خود به ناوهاي جنگي آمريکا براي هدف قرار دادن نيروهاي به زعم او مزاحم ايران در خليج فارس خبر داده و در مقابل، فرماندهان سپاه پاسداران نيز تاکيد کردهاند که هر اقدام آمريکا با پاسخ شديدترِ ايران روبهرو خواهد شد. جامعه جهاني اما ديگر مانند سابق به اين نوع تهديدهاي متقابل، واکنش نشان نميدهد. اين بيتفاوتي ميتواند ناشي از دو مساله باشد. اول اينکه با توجه به خطر شيوع کرونا، کسي خطر بروز جنگ را جدي نميگيرد و دوم اينکه، ايران و آمريکا در سالهاي اخير، نشان دادهاند که هيچکدام خواهان رويارويي نظامي با يکديگر نيستند و پس از اوجگيري هر تشنجي، بلافاصله درصدد کنترل اوضاع برميآيند. بهنظرم اين بار هم ماجرا به همان شيوه قبل پيش خواهد رفت و دوطرف خواهند کوشيد تا از اقدامي که طرف مقابل را تا سرحد عصبانيت کامل تحريک کند، اجتناب ورزند. با اين همه، اقدامات تصادفي و اتفاقي همچنان ميتواند خطرساز باشد. جنگها هميشه عامدانه و با برنامهريزي قبلي رخ نميدهند. هنگامي که بين دو يا چند کشور شرايط صلح مسلح حاکم باشد، خطاي غيرعمدي يک نيروي رده پايين هم ميتواند به برافروختن شعله آتش جنگ کمک کند. براي پيشگيري از وقوع حوادث اتفاقي، طبعا نوعي تماس و هماهنگي رسمي يا غيررسمي بين نيروهاي نظامي حاضر در خليج فارس ضروري است، اما طرف ايراني ظاهرا ميپندارد که برقراري هرگونه خط تماسي در اين باره، ميتواند قبح برقراري رابطه با آمريکا را بشکند و به سود حاميان عاديسازي رابطه با واشنگتن تمام شود. شايد تهديدهاي متقابل اين روزها، به برقراري خط تماس بين دو طرف کمک کند و مانع از وقوع درگيري ناخواسته شود. اگر اين اتفاق نيفتد، حتي به رغم شرايط کرونايي حاکم بر جهان، خطر رويارويي نظامي ايران و آمريکا در خليج فارس بهطور تصادفي منتفي نيست.