آرمان ملي- ياسمين طالقاني: از ابتدا مشخص بود که احمدينژاديها کرسيهاي زيادي را در مجلس تصاحب کردهاند اما در روزهاي نخست اين موضوع انکار و گفته ميشود که تعداد آنها محدود است؛ به نحوي که حتي توان تشکيل يک فراکسيون را ندارند اما واقعيت متفاوت بود. بر اساس آمار اعلام شده از منتخبان مجلس يازدهم اين نتيجه حاصل خواهد شد که 13 نماينده مجلس يازدهم ايران از وزرا، استانداران، فرمانداران و مديران دولتهاي نهم و دهم هستند. احمديبيغش استاندار خراسانشمالي در دولت دهم، وحيد جلالزاده استاندار دولت دهم در آذربايجان غربي، حميدرضا حاجيبابايي وزير آموزش و پرورش دولت دهم، شمسالدين حسيني وزير اقتصاد دولتهاي نهم و دهم، سيدمسعود خاتمي رئيس هلال احمر در دولت نهم، مهدي سعادتي استاندار گيلان در دولت دهم، عليرضا شهبازي استاندار کردستان در دولت دهم، محمود عباسزادهمشکيني استاندار ايلام در دولت دهم، فريدون عباسي رئيس سازمان انرژي اتمي در دولت دهم، عليرضا بيگي استاندار آذربايجانشرقي در دولتهاي نهم و دهم، علياصغر عنابستاني فرماندار سبزوار در دولت نهم و استاندار چهارمحال و بختياري در دولت دهم، عبدالرضا مصري وزير رفاه دولت نهم و علي نيکزاد استاندار اردبيل در دولت نهم و وزير راه و شهرسازي دولت دهم اين نمايندگان هستند.
رويش احمدينژاديها در مجلس يازدهم
اما گويا احمدينژاديها مجلس يازدهم بيشتر از 13 نفر هستند و برخي چهرههاي ناشناس هم از اين طيف محسوب خواهند شد. ديروز شمسالدين حسيني نماينده تنکابن در مجلس يازدهم و وزير اقتصاد دولت دهم به «عصر اقتصاد» گفت: اغلب مديران شاخص دولت نهم و دهم که نامزد انتخابات مجلس شدند راي آوردند. در همين مجلس 8 عضو کابينه دولت نهم و دهم، 9 استاندار، تعداد قابلتوجهي از معاونان، وزرا، فرمانداران و مديران دوره احمدينژاد راي آوردند و از منتخبان مجلس يازدهم هستند. ميتوانم بگويم که بالغ بر 50 نفر هستند. اين افراد با هم فصلمشترک دارند و با هم سالها همکاري کردهاند. وقتي مردم بعد از گذشت چند سال از پايان کار دولت احمدينژاد آنها را ناديده نگرفتند و به آنها راي دادند، آيا منتخبان بايد خودشان را ناديده بگيرند؟ نه. بنابراين ما با هم جلساتي داريم، اما آن جلسات فقط محدود به مديران و وزيران دولت نهم و دهم که براي مجلس انتخاب شدهاند، نيست و صرفا آمال اين افراد نيز دولت نهم و دهم نيست. بخش قابلتوجهي از نمايندگان منتخب با سنجش سلوک رفتاري و عملکردي مديران دولت نهم و دهم، نسبت به همکاري و همگرايي ابراز تمايل ميکنند و ما هم استقبال ميکنيم. تعداد زيادي از نمايندگان ادوار که به مجلس يازدهم راه يافتهاند هم ازجمله مدافعان دولت نهم و دهم هستند. شمسالدين حسيني درباره تشکيل فراکسيون توسط نمايندگان طيف خود گفته است: ما جلسات متعددي داشتيم و گفتوگو کرديم و اين امر دور از ذهن نيست که تلاش کنيم اين سازماندهي را انجام دهيم.
چشم احمدينژاديها به کرسي رياست
دو موضوع درباره احمدينژاديها مجلس يازدهم قابل اشاره است. نخست اينکه تبديل 13 يا 14 نماينده به 50 نماينده حامي احمدينژاد نشان از برنامهريزي اين طيف براي تصاحب کرسيهاي زياد مجلس با استفاده از کانديدا کردن چهرههاي ناشناس بود؛ يعني حاميان احمدينژاد که از افراد عادي بودند و در هيچگاه جايگاه حمايتي خود را رو نکرده بودند براي حضور در مجلس ثبتنام کردند تا همين ناشناس بودنشان سبب رايآوري شود اما به محض پيروزي در انتخابات نقاب از چهره برداشتند و مشخص شد احمدينژادي هستند. از سوي ديگر اعتماد به نفس طيف احمدينژاد در مجلس با تصاحب کرسيهاي زياد چنان اوج گرفت که خود را صاحب سهم براي جلوس بر کرسي رياست ارزيابي کردند. 31 فروردين سيدناصر موسويلارگاني منتخب فلاورجان درباره انتخاب رئيس مجلس و کانديداهاي اين کرسي گفت: «آقاي زاکاني، حاجيبابايي، نيکزاد، فريدون عباسي و دکتر حسيني وزير اسبق اقتصاد همه در حال رايزني و فعاليت هستند. اول بايد يک جلسه جمعي برگزار و نظرخواهي ضمني انجام شود تا بتوان بهتر اعلام نظر کرد که چه کسي رقيب جدي آقاي قاليباف است.» برخي از آنها براي افزايش رايشان وعدههايي دادند مانند نيکزاد که گفته بود «مجلس يازدهم، قرارگاه بزرگ سازندگي کشور خواهد بود»؛ وعدهاي که نيکزاد براي تحقق آن از طرح مجلس يازدهم براي ساخت 700 هزار واحد مسکوني سخن گفت. بهطور مشخص اکثر منتخباني که نامشان براي رياست مطرح شده از طيف احمدينژاد هستند. آنها که به احمدينژاديهاي مجلس معروف شدهاند، سال 94 هم تلاش کرده بودند که وارد مجلس شوند. گروهي را تحتعنوان حزب يا جريان «يکتا» راه انداختند و شروع به لابي با جريان اصولگرايي کردند تا سهم خود را از مجلس دهم بگيرند که اين اتفاق تمام و کمال رخ نداد، اما حالا که اکثريت مجلس به اصولگرايان رسيده، تعدادي از اين ياران سابق احمدينژاد هم توانستند بالاخره به مجلس راه پيدا کنند؛ اگرچه آن سازوکار «يکتايي»شان به محاق رفته است. علي تاجرنيا فعال سياسي اصلاحطلب درباره آينده مجلس يازدهم چنين ميگويد: «روند جريانات در سالهاي گذشته به لحاظ پايگاه اجتماعي، جريان سنتي را به شدت تضعيف کرد و عملا جامعه روحانيت مبارز و موتلفه کاملا به حاشيه رانده شدند. از آن طرف جريان احمدينژاد هم به دليل نوع تعاملي که با نهادهاي عالي نظام داشتند و نهايتا مسائلي که به لحاظ فسادهاي مالي و دستگيريهايي که صورت گرفت، ايجاد شد اين دو مجموعه نيز تا حدود زيادي ضعيف شدند و عملا دعوا بين تندروهاي پايداري و طيف قاليبافي است؛ يعني بين مجموعهاي که به لحاظ نگرش فرهنگي بسيار تندرو هستند اما در عين حال از سلامت مالي بهتري برخوردارند. طيف قاليباف خيلي داراي چارچوبهاي ايدئولوژيک نيستند و... .