اگر بخواهيم در خصوص انتخابات صحبت کنيم بايد موارد زيادي را در نظر بگيريم. فقط نميتوان انتخابات را به مشارکت محدود کرد و بدونرقابت اصولي هيچ انتخاباتي معنا ندارد. توجه و تمرکز روي رقابت ميتواند اشتياق را بين مردم براي حضور در انتخابات افزايش بدهد. به همين دليل هم دقت ما بيشتر بايد روي موضوع رقابت باشد. يکي از مشکلاتي که در کشور وجود دارد و هميشه هم در فضاهاي انتخاباتي بار منفي داشته تعدد مراکز قدرت بوده است. در واقع شايد در ظاهر به نظر برسد ما تمرکز قدرت داريم، اما در حال حاضر ساختار سياسي کشور به اين شکل نيست. مراکز متعدد قدرت در کشور علاوهبراينکه سعي دارند تاثيرگذار باشند، در محدود کردن يکديگر هم تلاش ميکنند. مراکز عمده قدرت کدامند؟ بخشي از قدرت هستند که در داخل کشور بهعنوان حاکميت از آنها ياد ميشود، اما در نهايت يکجا و يکدست نيستند. البته همه مراکز قدرت با بخشي از جناح اصولگرا حداکثر تعامل را دارند. جبهه پايداري و نواصولگرايان از اين دست هستند و براي انتخابات هم برنامه دارند. البته از گذشته هم درسهايي گرفتهاند. بهعنوان مثال يکي از گزينههاي اين جريان رئيس قوهقضائيه يا جليلي است. طيف ميانه هم گزينههايي دارد؛ اما بهعنوان جريان سوم در کشور شناخته نميشود و بسترهاي آن را هم ندارد. البته طيفي که امروز در قدرت قرار دارد، همان طيف ميانه است. اصولگرايان هم از آنها فاصله زيادي دارند؛ اما اصلاحطلبها هم طي انتخابات مجلس از طيف ميانه جدا شدهاند. به نظر ميرسد علي لاريجاني نماينده طيف ميانهرو باشد و بخواهد به نمايندگي از اين جريان فکري در انتخابات 1400 به رقابت بپردازد، البته زماني که دو جريان اصلي کانديداي جدي به انتخابات معرفي نکنند يا کانديداهاي آنها رد صلاحيت شوند ناچار ميشوند از جريان فکري ميانه، فردي را حمايت کنند. نوبخت، رحمانيفضلي و ظريف را هم ميتوان از اين جريان فکري دانست. اما در خصوص جريان اصلاحطلب بخشي از آنها با دولت روحاني و همفکران آنها همراه هستند. کانديداهاي جريان اصلاحطلب جهانگيري، اردکانيان و از خارج دولت محمدرضا عارف يا مجيد انصاري هستند. به نظر ميرسد اين افراد همگي در انتخابات 1400 حضور دارند و از کانديداهاي جدي هستند. اما اينکه در نهايت اينکه چه کساني براي انتخابات وارد رقابت ميشوند بستگي به اجماع درون جرياني آنها دارد و اينکه کداميک از اين افراد تا چهاندازه ميتواند افکار عمومي را با خود همراه سازد.