در حالي که برخي از افراد به من ميتازند که اصولا به چه حقي(!) به امور داخلي رژيم صهيونيستي ورود ميکنم، برخي ديگر خواهان ارائه تحليل درباره تحولات ريز و درشت سياسي آن کشور ميشوند! راستش من خودم هم از دست اين اسرائيليها پاک خسته و کلافه شدهام! ظاهرا هنر اصلي آنها اين است که هر موضوعي را چنان غامض و ملتبس و مغلق و ملفوف کنند که نه فقط ناظران از درک آن گيج و مبهوت شوند، بلکه اساسا از خير فهم ماجرا بگذرند و آن را به حال خود رها کنند! اينکه جامعه جهاني، از درگير کردن خود با رژيم صهيونيستي پرهيز ميکند بهنظرم تا اندازهاي به همين علت است! اسرائيليها در هر موضوع ساده و پيش پا افتادهاي، حجم عظيمي از جزئيات بيربط و با ربط را در برابر طرف مقابل ميگذارند، بهگونهاي که طرف از ورود به مساله پشيمان شود! اين کار را نه فقط در نظام حکمراني خود بلکه در موضوع فلسطين نيز به کار گرفتهاند. آنها قراردادهاي اسلو را در چنان لفافهاي از جزئيات حقوقي و غيرحقوقي پيچاندند که در نهايت جز خودشان کسي ياراي تفسير آن را نداشته باشد! حتي قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل در مورد رژيم صهيونيستي از جمله قطعنامه مهم 242 نيز به قدري مبهم و بغرنج نوشته شده است که در نهايت اسرائيليها بتوانند آن را به دلخواه خود تفسير و اجرا کنند! حالا هم دو بلوک سياسي ليکود و آبي-سفيد توافقنامهاي را با جزئيات عجيب و غريب در 15 صفحه به امضا رساندهاند تا بر اساس آن دولت وحدت ملي اضطراري تشکيل دهند. تقسيم پستهاي وزارتي طبعا آسانترين بخش اين توافق است و طبق آن علاوه بر وزارت دفاع و خارجه و چند وزارتخانه ديگر، وزارت بسيار خطير دادگستري نيز نصيب حزب آبي-سفيد ميشود. اما تمهيداتي که براي اداره وزارت دادگستري مطرح شده، همراه با چنان جزئياتي است که براي فهم آنها به آموزش نظام قضائي اسرائيل در حداقل يک ترم نياز است! سرنوشتي که براي شخص بنيامين نتانياهو در مقام نخست وزير دولت وحدت ملي اضطراري به مدت يک سال و نيم، در نظر گرفته شده به همان اندازه ترتيبات اداره وزارت دادگستري بغرنج است، بهطوري که شرح آنها از حوصله خواننده عادي به کلي خارج است. به هر حال، پس از آنکه اين دولت وحدت ملي اضطراري شکل گرفت درباره ميزان تاثير آن بر نوع اجراي «معامله قرن ترامپ» و تحولات منطقهاي متعاقب آن چيزي خواهم نوشت.