قبل از شروع کرونا سلسلهنشستهايي درباره فقر در کشور داشتيم. اجماع صاحبنظران اين بود که در ادبيات حوزه فقر، صداي واحدي وجود ندارد. ما در اين شرايط وارد بحران کرونا شديم، الان ميتوانيم از سونامي فقر در کشور سخن بگوييم. کرونا همانقدر که روايت سوگ ناشي از جانهاي از دست رفته است، از اينجا به بعد ميتواند روايت فقر شديد مردمي باشد که متأثر از کرونا توان شغلي و اقتصادي خود را از دست ميدهند. تمام انديشکدههاي جهاني، درباره مواجهه با آثار بحران کرونا، هم بر پيامدهاي حوزه سلامت و بهداشت و هم بر پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي آن تاکيد ميکنند. کرونا در ايران هم مانند ديگر کشورهاي جهان، همين تاثيرات را خواهد داشت، ولي بايد توجه کنيم ما در شرايطي وارد بحران کرونا شديم که بهدلايل متعددي بهويژه تحريمها، قبل از کرونا نيز اقتصاد سرپايي نداشتيم، بهطوري که طبق گزارش رسمي، براي سال 1399، تنها يکسوم بودجه را محقق در نظر گرفتهاند! طبق نظرسنجي انجامشده، در وضعيت فعلي، يکسوم مردم تهران گرفتار معاش روزانه هستند و يکسوم ديگر هم نهايتا تا دو ماه آينده ميتوانند دوام بياورند. حال در مواجهه با کرونا چه سياستهايي بايد اتخاذ کنيم؟ چه سياستهايي تاکنون اتخاذ شده و اين سياستها تا چه حد تاثيرگذار بودهاند؟ طبق مطالعات انجامشده در تمامي کشورها، براي مقابله با کرونا 97 اقدام مختلف حمايتي بررسي شده است. برخي اقدامات برتر عبارتند از: افزايش سطح مزايا، افزايش سطح پوشش، معرفي مزاياي جديد، آسان کردن شرايط برخورداري از مزايا، افزايش يارانه، يارانه بر حق بيمه، افزايش اعتبارات. ميبينيم که افزايش سطح پوشش يکي از اقدامات برتر براي مواجهه با بحران کروناست. پوشش قشر آسيبپذير اصلي، يعني کساني که فاقد هرگونه حمايت اجتماعي هستند. اين يک واقعيت است که ما در ايران هنوز تاثيرات کرونا را درک نکردهايم يا نتوانستهايم تشخيص دهيم. بنابراين با چند چالش مواجهيم: اولا نسبت به مساله فهم دقيق نداريم. براي حل يک مسأله جديد، رويکردهاي قديمي را بهکار گرفتهايم که اين رويکردها در گذشته هم اثر مثبتي نداشتهاند! وقتي اعلام ميشود کشورها در مبارزه با فقر 30سال به عقب بر ميگردند، اين يعني جدي گرفتن قضيه. تا اين تصوير روشن نشود و تا اين دغدغهْ ملي نشود، نميتوانيم با جديت از اختصاص منابع صحبت کنيم و منابع را بهدرستي تخصيص دهيم. ثانيا بايد سياست اجتماعي مشخص و تعريفشده در بحث کرونا داشته باشيم. اجماع متخصصان حوزه رفاه اين بود که ما در کشور يک سياست رفاهي مشخص نداريم. با اين شرايط وارد بحراني شديم که دنيا را به زمين زده است! با رويکرد قبلي نميتوانيم مشکل را حل کنيم. اگر بتوانيم دغدغه همگاني ايجاد کنيم، اگر بفهميم که نميتوانيم با رويکردهاي قبلي از پس کرونا برآييم، در اين صورت شايد کرونا بتواند براي نظام بيمه و تامين اجتماعيِ ناکارآمد ايران بتواند به نقطه عطفي بدل شود. اين فرصت وجود دارد که با بسيج امکانات و بازنگري در رويکردها، بحران کرونا به تغيير ارکان نظام رفاهي منجر شود.