بستن

بايد تاب بياوريم همه باهم

بايد تاب بياوريم همه باهم

روايت سخنگوي دولت از قتل‌هاي زنجيره‌اي تا عزاداري براي سرنشينان هواپيما

بايد تاب بياوريم همه باهم

سخنگوي دولت در يادداشتي نوشت: ما همه بايد پاشنه‌هايمان را بکشيم تا در کنار هم اين ويروس بي‌رحم را از زندگي بيرون برانيم و به آينده اميدوار باشيم. علي ربيعي در حساب کاربري خود در اينستاگرام نوشت: «اين يادداشت دير منتشر مي‌شود چون در زمان نوشتن‌ آن به دليل خستگي ناشي از کار کرونا، حال روحي تلخي داشتم و احساس کردم اين يادداشت، مناسبتي با شب سال نو ندارد. دلم اين روزها حال خوش استمراري مي‌خواهد، از آنها که بيايد و گوشه قلبم بنشيند و هيچ وقت نرود. جانم با خاطره‌ها سفر مي‌کند. دهه شصت، روزهاي غريبانه جنگ و ايثار به محاق مي‌رود و تنم خسته از خار روزگار بحران‌زده امروز براي تک تک فرزندان اين خاک مي‌لرزد. نمي‌دانم؛ گويا تقديرِ مرا با بحران سرشته‌اند: همه‌جا بوده‌ام. جنگ و خاک و اعتراض‌هاي فقرا در ظلمات چاه نابرابري‌ها. آمدن به کمک دانشجويان در حادثه کوي دانشگاه. پيگيري قتل‌هاي زنجيره‌اي که در پنهان امنيت و عقيده غلط جان مي‌ستاندند. با اين اميد که ديگر تکرار نشود. همين سال‌ها ايستادن در کنار آتش بر آسمانخراش پلاسکو و سخت جان دادن شريف‌ترين‌ها در اعماق زمين. زمستان يورت تا رفتن بالاي سر کشتي سوخته و غرق شده سانچي و گفت‌وگو با خانواده‌هاي داغدارشان». در ادامه اين يادداشت آمده است: «غم جانکاه براي آباني‌ها تا سياه پوشيدن با عزاداران سرنشينان هواپيماي موشک خورده، سخت‌تر اينکه هم بداني و هم نتواني بگويي و هم از عمق جان غصه‌دار باشي. امروز هم فرو رفتن در زندگي پرهراس ويروس زده. در قرق مشغله‌ها، در بحران جدايي ويروس بي‌عاطفه، «بمب يک عاشقانه» را مي‌بينم و بغضم در گلوي بي‌هم شدن اين روزها عجيب مي‌ترکد. چه در‌گير‌و‌دار سال‌هاي جنگ، در اوج بمباران‌ و صف‌ها و چه در دلشوره‌هاي تمام‌نشدني اين روزها، هميشه دلم صلح مي‌خواست و آرامش و خنده‌هايي که به آسمان پرتاب شوند. سال‌ها بود که احساس مي‌کردم نگاه‌ها در قحطي عاطفه روز به روز سرد و بي‌روح مي‌شوند و امروز کرونا بدتر از توپ و تانک‌ها و بمب‌هاي آدمکش دوري مي‌آفريند، دست‌هاي عاطفه را به اسارت مي‌گيرد، حجم تلخ فاصله را سنگين‌تر مي‌کند و مغول‌وار آتش به ته‌مانده احساسات و عاشقانه‌هاي بازمانده مي‌زند. در اين حال و هواي روزهاي اسفندي تنها نشسته و دل گرفته‌ام. هنوز که هنوز است از پس سال‌هاي حادثه عاشقانه آرام مي‌خوانم و رنج را به ياد دلدار به مهر رج مي‌زنم. دلهره غامض با هم نبودن‌ها هميشه بر دلم چنگ مي‌زند. از روزهايي که خشاب پشت خشاب خالي بر آسمان کردستانات مي‌باريد و قناصه پشت قناصه چشم شهلا مي‌کرد براي پاييدن وطن تا خشکيدن دسته گل‌هاي «نرگس و محمدي‌ام (محمدجواد)» تنهايم گذاشتند. و اين روزها باکروناي بي‌رحم و دستان جدا‌شده‌اي که گرمايي از هم‌ نمي‌گيرند. سفره‌هاي هفت‌سين تنهايي، نوروز بي‌ديد و بازديد و از همه بي‌رحمانه‌تر اين ويروس ضدآغوش بي‌بوسه، بي‌عاطفه و جدايي‌افکن». ربيعي در پايان نوشت: «آن‌قدر تلخي و جدايي ابدي ديده‌ام که سوگواري را از ياد برده‌ام. امروز فقط دلم مي‌خواهد که تمام توان‌مان را در توشه‌اي، مرهم نان کنيم و به زخم اين وطن بزنيم که چه بي‌اتفاق شده روزها و شب‌هايش از پرسه‌ها، خنده‌ها و آواز کودکان به شادي. امروز فقط دلم مي‌خواهد بسراييم و با جان صداي نيمايي که سرود «آي آدم‌ها...» بگوييم «اي آدم‌ها» که امروز نه شاد و نه خندانيد، بايد تاب بياوريم اين غائله را همه باهم. بايد هواي دل‌هاي‌مان را داشته باشيم تا در دوران پساکرونا دوست داشتن‌مان دوباره در اين مهد گل کند و مثل چيني‌بندزن‌ها به رنج‌هاي‌مان بند مهر بزنيم. هم بايد اين‌روزها با بي‌قراري دل‌مان کنار بيايم، صبوري کرده و به آواز مرثيه‌سرايي کنيم: اين پس کوچه‌ها را تا درناي رفته- اميد - به سال نو بر ما بيايد و نو شود احوال‌مان به آرزو به رحمانيت ايزد. به ياد حميد مصدق «من اگر ما نشوم تنهايم، تو اگر ما نشوي خويشتني» ما همه بايد پاشنه‌هاي‌مان را بکشيم تا در کنار هم اين ويروس بي‌رحم را از زندگي بيرون برانيم. اميدوار به آينده. آينده‌اي پر از عشق و اميد و آغوش عزيزان و طعم شيرين زندگي. از پا نمي‌نشينيم تا ما دوباره همه با هم بخنديم. زندگي جاري است».

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی