بستن

حسن انوشه؛ مردی برای همه فصول زبان فارسی

حسن انوشه؛ مردی
 برای همه فصول زبان فارسی
فاطیما احمدی روزنامه‌نگار

نام حسن انوشه (اسفند 1323، بابل- فروردين 1399، تهران) به شکلي عجيب با زبان فارسي عجين شده است. او بيشتر عمرش را صرف زباني کرد که هميشه دغدغه آن را داشت. آنطور که خودش مي‌گفت: «زبان و ادبيات فارسي روزگاري بسيار گسترده بود و حوزه پهناوري را دربرمي‌گرفت. از بنگال تا بالکان به اين زبان شعر مي‌گفتند و کتاب مي‌نوشتند. اين زبان روزگاري دومين زبان فرهنگي جهان اسلام بود و جز ايرانيان، ملت‌هاي همسايه نيز آثارشان را به فارسي مي‌نوشتند. اما امروزه ديگر آن گستردگي گذشته را ندارد و بيم آن مي‌رود از آنچه اکنون هست نيز کوچک‌تر شود...»

همين دغدغه بزرگ بود که او را واداشت تا 25 سال از عمرش را به‌عنوان سرپرست دانشنامه زبان و ادب فارسي براي نشان‌دادن ميزان نفوذ زبان فارسي در اقصي‌ نقاط عالم با مدارک و اسناد معتبر صرف کند. دانشنامه ادب فارسي در سيزده جلد انجام شده، که در زمان حيات انوشه نُه جلد آن منتشر شد. اين دانشنامه به شکل تخصصي به تاثيرات و ميزان نفوذ زبان فارسي در ساير کشورها مي‌پردازد. نگاهي به اين دانشنامه نشان مي‌دهد که زبان فارسي تا چه مناطقي رفته و چه تاثيراتي بر ملل و نحل گوناگون داشته است. تا پيش از انتشار آن دانشنامه، بسياري را گمان بر اين بود که زبان فارسي تنها در همين چند کشور همسايه، همانند افغانستان و تاجيکستان و ازبکستان نفوذ دارد، اما انتشار آن دانشنامه نشان داد که چه گنجينه‌هاي عظيمي از زبان فارسي و کاربردهاي گوناگون آن در شبه‌قاره هند، آسياي ميانه، آناتولي، بالکان، قفقاز و بسياي نقاط ديگر وجود داشته است. انتشار اين مجموعه سبب شد تا انوشه به يکي از مهم‌ترين منابع و مراجع براي ارسال بسياري از متون فارسي از اقصي‌نقاط جهان تبديل شود.

هرچند فعاليت دانشنامه ادب فارسي پس از سال‌ها متوقف شد، اما انوشه از پاي ننشست و سرپرستي يک دانشنامه منطقه‌اي در داخل ايران را بر عهده گرفت تا هم مشتاقان و نسل تازه علاقه‌مند به فرهنگ بومي زادگاهش (بابل) را با ظرايف و دقايق اين کار آشنا سازد و هم سنگ‌بناي يک دانشنامه منطقه‌اي را بنا نهد. از ميانه دهه هفتاد، انوشه با همکاري غلامرضا خدابنده‌لو به صرافت تدوين فرهنگي برآمد که داشته‌هاي زباني مردم امروز افغانستان و پيوند آنها را با زبان فارسي نشان دهد. اين اثر پژوهشي، «فارسي ناشنيده» (فرهنگ واژه‌ها و اصطلاحات فارسي و فارسي‌شده‌ کاربردي در افغانستان) را دربرمي‌گرفت که نخستين‌بار در سال‌هاي اوليه دهه نود منتشر شد. «فارسي ناشنيده» مجموعه‌اي از لغت‌هايي است که در افغانستان امروزي کاربرد دارد، اما ايرانيان آن را نشنيده‌ يا کمتر شنيده‌اند.

انوشه علاوه بر فرهنگ‌نگاري، به سراغ ترجمه هم رفت تا آنچه که درباره ايران به زبان‌هاي ديگر نوشته شده به فارسي ترجمه کند. «تاريخ غزنويان» نوشته کليفوردادموند بازورث اولين ترجمه انوشه بود که در سال 1355 از سوي نشر اميرکبير منتشر شد. اين شروعي طولاني در زمينه ترجمه آثار تاريخي مربوط به ايران بود که انوشه آن را ادامه داد تا مجموعه عظيم تاريخ ايران کمبريج.

حسن انوشه در اسفند 1323 در يکي از روستاهاي بابل به دنيا آمد. پدرش يک کارگر کشاورز بود و او همراه پدرش و برادرانش روي زمين کار مي‌کرد. انوشه بعدا از اين سختکوشي کار روي زمين، در فعاليت‌هاي ادبي‌اش در قالب پروژه‌هاي بزرگ بهره گرفت. او داستان کتابخوان‌شدن خود را لطف يک زلزله در اوايل دهه 1340 برمي‌شمرد: «در سال 42 يا 43 که در باغ زندگي مي‌کرديم، اداره پست و تلگراف کنار باغ ما بود، آن سال زلزله آمد و رئيس اين پست و تلگراف در باغ ما چادر زد، اينها خانواده کتابخواني بودند، من ديدم اينها چقدر کتاب مي‌خوانند، من هم شروع به کتاب‌خواندن کردم، در آن دو، سه ماه استقرار آنها در چادر، هرچه کتاب و مجله داشتند، همه را خواندم. مثلا مجله‌هاي روشنگر، سپيدوسياه و بيش از همه داستان‌هاي دنباله‌دار ذبيح‌اله منصوري را به خاطر دارم... از آن زمان به بعد هيچ‌زماني اين کار از سر من نيفتاد... هر کجا مي‌رفتم حتما بايد يک کتابي دستم مي‌بود...»

و همين موجب شد تا انوشه دوره‌هاي دبستان و دبيرستان را در بابل بگذراند تاجايي‌که موقع ديپلم گرفتن، شاگرد اول استان مازندران شد. بعد، براي آموختن زبان و ادبيات عربي به تهران آمد و در دانشگاه تهران مشغول تحصيل شد و درنهايت در سال 48 فارغ‌التحصيل شد. پس از دوران سربازي، در سال 1350، به استخدام آموزش و پرورش درآمد و تا وقوع انقلاب 57، در مدارس قائمشهر و بابل تدريس مي‌کرد. همزمان کار ترجمه را نيز شروع کرده بود که بعدها راه او را براي ورود به زبان و ادب فارسي مهيا کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی