افراد زيادي در حدود دوماه اخير عزيزان خود را در اثر ابتلا به ويروس کرونا از دست دادهاند و بهدليل شرايط خاصي که در جامعه حکمفرماست نتوانستهاند همانند گذشته و آنطور که در کشور ما رايج است و طبق آيينها و رسوم، عزاداري و سوگواري کنند. افرادي که نتوانند مرحله سوگواري و داغداري براي عزيز از دسترفتهشان را براي خود حل کنند و از آنها حمايتهاي اجتماعي به عمل نيايد در آيندهاي نهچندان دور دچار صدمات روحي و رواني زيادي شده که ممکن است آسيبهايي را براي خود و جامعه به همراه داشته باشند. پذيرش واقعيت مهمترين اصلي است که خانوادههاي داغدار بايد با آن کنار بيايند. اينکه متوجه اين نکته باشند که هيچ انگي در اثر فوت عزيزشان متوجه آنها نيست و اگرچه در مراسم تدفين و خاکسپاري متوفي تعداد زيادي از اقوام و آشنايان حضور نداشتند اما اين عدمحضور بهدليل شرايط خاص جامعه و بيماري بوده و اين شرايط براي ديگر خانوادههايي که عزيزشان را از دست دادهاند نيز بوده است. در شرايط کنوني بهترين اقدام براي اين خانوادهها حمايت اجتماعي است، تماس تلفني و تصويري با اين خانوادهها و دلداري دادن به آنها، شنيدن ناراحتي و گفتوگو با خانوادهها و همدردي کردن با آنها و در نهايت تشويق خانوادهها به اينکه به جاي گوشهگيري و انزوا دوباره به جامعه برگردند و زندگي عادي خود را از سر بگيرند، ميتواند کمک مؤثري به عزاداران باشد. بخش ديگري که بايد درخصوص سوگواري خانوادهها به آن توجه شود اين است که خانوادههاي عزادار با رعايت نکات بهداشتي - و اگر منعي براي حضور در جامعه ندارند و قرنطينه برايشان توصيه نشده است- بر سر مزار عزيز درگذشتهشان حاضر شوند و با عزاداري بر سر مزار درگذشته، تخليه هيجاني و رواني شوند. اين خانوادهها اگر نتوانند سوگواري انجام دهند دچار افسردگي و تبعات بعدي آن ميشوند اما مهم اين است که با مسأله فقدان عزيزشان کنار بيايند و اين کنار آمدن با مسأله فقدان جز با عزاداري و گريه بر جاي خالي فرد فوتشده امکانپذير نيست. در اين حالت فرد بايد بتواند بدون هيچ منعي براي عزيز از دست رفتهاش سوگواري کند و بعد از گذشت چندماه از سوگواري بايد اقدامات درماني ازجمله روانشناسي سوگ، روشهاي تنآرامي و روانشناسي رفتاري و شناختي براي اين خانوادهها آغاز شود، در غيراين صورت شاهد برخي خودکشيها و انزوا از جامعه و يا آسيبهاي اجتماعي ديگر خواهيم بود که جبران آنها سخت خواهد بود.