بستن

برمی‌گردیم گل نسرین بچینیم

برمی‌گردیم گل نسرین بچینیم
نیلوفر اجری منتقد و داستان‌نویس

«بازگشت ماهي‌هاي پرنده» نوشته آتوسا افشين‌نويد با مرگ آغاز مي‌شود و همين مرگ است که بهانه‌ مرور زندگي شخصيت اصلي (ترلان) در قالب يک تک‌گويي دروني مي‌شود. داستان در فاصله‌اي دوازده‌ساعته‌ بعد از شنيدن اين خبر، روايت مي‌شود و مخاطب را از حال به گذشته و بالعکس با خود همراه مي‌کند. اين روايت پس‌نگر غيرخطي بدون تلاش براي آفرينش سبکي پيچيده از سوي نويسنده، در بخش‌بندي‌هايي منظم ارائه مي‌شود و با اين تمهيد است که پاي مخاطب، بدون هر مقدمه‌چيني اضافه يا درگيري در فهم فرم به داستان باز مي‌شود و با داستان زني در آستانه‌ چهل‌سالگي آشنا مي‌شود که براي رسيدن به آنچه حقش بوده سختي‌هاي مهاجرت را به جان خريده و بعد از آن هم بسيار تلاش کرده تا در سرزميني بيگانه از نو شروع کند و به موفقيت برسد. اما با شنيدن خبر مرگ عزيزي بار ديگر به گذشته‌اي پرتاب مي‌شود که سال‌هاي مهاجرت از آن فرار کرده؛ زمان تقويمي اين گذشته به سال‌هاي بعد از انقلاب و اوج جنگ بازمي‌گردد.

نقطه‌ ثقل ماجرا آ‌نجاست که فشارها و تنش‌هاي آن دوران با آرزوهاي آرمان‌گرايانه‌ ترلان دوازده‌ساله در تناقضي آشکار قرار مي‌گيرد. هرچند اين آرزوها هم تحت‌تاثير همان فشارها به ذهن او تزريق مي‌شدند. روياي ساختن يک مدينه‌ فاضله که از راديو و تلويزيون گرفته تا تعاليم پدرش و شعارهاي پرشور ناظم و مدير مدرسه به آن دامن مي‌زدند. بااين‌حال وقتي براي اولين‌بار او و گروهي از هم‌کلاسي‌هايش با تأسي به همين آموزه‌ها از حق پايمال‌شده‌ همکلاسي ضعيفشان دفاع مي‌کنند به شورش و نفاق متهم مي‌شوند؛ آن‌هم درست زماني‌که انتظار دارند بابت اين حمايت و رفتار انقلابي تشويق شوند! اظهار به ندامت و پشيماني براي ترلاني که به کار درست خودش ايمان دارد به چالشي بزرگ تبديل مي‌شود و اين چالش وقتي عميق‌تر مي‌شود که متوجه مي‌شود بخشي از حق هم متوجه طرف مقابل است. همذات‌پنداري ترلان با گروهک‌هاي مختلف آن دوران هم به همين ماجرا برمي‌گردد. در نهايت او متوجه مي‌شود گاهي حق‌هاي مختلف مقابل هم قرار مي‌گيرند. ولي سيستم جداکننده‌ خوب و بد مدرسه که مي‌توان آن را به کل جامعه تعميم داد، اين طرز تفکر را نمي‌پذيرد.

اجبار به بيان پشيماني و رفتارهاي بعدي در مدرسه، شخصيت ترلان را به‌نوعي فروپاشي دروني مي‌رساند. ترس از باورداشتن به هر عقيده‌اي نيز از همان دوران در وجود او شکل مي‌گيرد و همچنين اولين اختلاف‌هاي ذهني با آرمان‌هاي پدرش. هرچند که اين اختلاف ناگفته باقي مي‌ماند اما اين سکوت بعدها به شکلي بدتر، با بريدن از پدر و جامعه خودش را نشان مي‌دهد. در خانه هم وضعيتي بهتر از مدرسه وجود ندارد. نوعي از همين اختلاف‌ها بين پدر و ديگران جريان دارد. علاوه بر اين سايه‌ سنگين جنگ همه‌چيز را تحت‌الشعاع قرار داده. حتي پايان جنگ هم نوعي پوچي را براي او به‌همراه دارد. همه‌ اينها درنهايت باعث مي‌شود «ترلان» مهاجرت را انتخاب کند و در جواني راه همان عمويي را برود که پيش از اين براي رفتن و ترک‌کردنشان او را نبخشيده.

در کنار اين پترن اجتماعي-سياسي، نويسنده از روابط انساني و عشق نيز در پس‌زمينه‌ زندگي شخصيت اصلي، غفلت نکرده. عشق نوجواني ترلان به جواني افغان به‌نام عتيق و نيز عشق ميانسالي او به جواني سوري (الياس) که بي‌شباهت به عتيق نيست. هرچند اين شباهت در ابتدا فقط درظاهر بيان مي‌شود، ولي در ادامه صورتي عميق‌تر به‌خود مي‌گيرد؛ چراکه هردو وطني را ترک کردند تا زندگي بهتري بسازند، بااين‌حال وطن فراموش‌شدني نيست. همان‌طور که در نقاشي‌هاي عتيق و در صحبت‌هاي الياس و ترلان مي‌شود ردپايش را ديد. عتيق و الياس در دوبازه‌ زماني از دو کشور مختلف اما با سرنوشتي يکسان هستند. هردو در شرايطي که وطن به آنها نياز دارد به آن بازمي‌گردند و هردو به‌نوعي آينده‌ ترلان نيز محسوب مي‌شوند. او که پيش از اين سعي در فرار از گذشته را داشته و تنها در کابوس‌ها و بخش‌هاي غيرارادي ذهنش، تسليم اين گذشته مي‌شده حالا بعد از گذشت ده‌سال، در هوشياري به اين کشمکش با خود، تن مي‌دهد و در اين رويارويي است که آن‌ موفقيت ظاهري و تلاش براي رسيدن به آنچه امروز هست را در هاله‌اي از ابهام و ترديد مي‌بيند و نگرشي جديد نسبت به گذشته و آدم‌هايش پيدا مي کند.

البته تجربيات زندگي جديد و همچنين فاصله‌گرفتن ده‌ساله‌ او که ديدي کلي‌تر و باالطبع با خشم کمتر نسبت به جزئيات و افراد را سبب شده، در اين نگاه جديد بي‌تاثير نيستند. او حالا تلاش افرادي مثل پدرش را بهتر درک مي‌کند؛ تلاش‌هايي کوچک ولي مستمر و مثمرثمر به‌جاي رفتن و رهاکردن. اشاره به داستان «ماهي سياه کوچولو» از صمد بهرنگي و هديه‌دادن آن به بچه‌ها هم مي‌تواند نشانه‌اي از اميدي باشد براي تغيير که هرگز در شخصيت پدر دچار تزلزل نشده. و مجموع اين تفکرهاست که فکر بازگشت را در «ترلان» تقويت مي‌کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی