بستن

مغزهای کوچک زنگ زده!

مغزهای کوچک زنگ زده!
فریور خراباتی

واقعيت اين است که در دوران کرونا ما نگران سلامتي خودمان و خانواده و دوست و کلا مردم کشورمان هستيم. نگران خستگي کادر درمان و تعطيلي بسياري از مشاغل هستيم. شايد به خاطر سرگرمي به اينستاگرام برويم و عکس غذا و کيک يا موسيقي خاص را به اشتراک بگذاريم اما مطمئنا اين دغدغه بخش زيادي از جامعه نيست که مثلا فلان سلبريتي الان مشغول انجام چه‌کاري است. درست است که بيکار هستيم اما نه انقدر! درست است که توليد محتواي مناسب براي ما صورت نمي‌گيرد اما دليل نمي‌شود که تا اين حد دل‌مان خواندن مطالب و صحبت‌هاي مبتذل و تکراري و به درد نخور بخواهد.

مردم اين روزها، نگراني‌هاي مهم‌تري براي خودشان، کشورشان و جهان دارند؛ اينکه آقاي کارگردان و خانم بازيگر مدام از زندگي شخصي‌شان عکس بگذارند و مصاحبه‌هاي زرد و بي‌محتوا کنند و بگويند: خيلي‌ها منتظرن ما طلاق بگيريم هيچ اهميتي براي مردم ندارد.

نه چالش‌هايي که مي‌گذارند اهميتي دارد و نه اينکه در قرنطينه چه کاري انجام مي‌دهند ارزش خاصي دارد. مدت‌هاست هر برنامه‌اي را که مي‌خواهند شروع‌ کنند، به نويسندگان و عوامل توليد مي‌گويند: در حد سطح فکري مردم صحبت کنيد و محتوا توليد کنيد اما هيچ‌کس نمي‌پرسد پس سطح آگاهي جامعه را چه کسي يا چه گروهي بايد بالا ببرد؟!

حالا بخش تلخ ماجرا اينجاست که همين جماعتي که شخصي‌ترين مسائل‌شان را در بوق و کرنا مي‌کنند، مخاطبان و مردم‌ را متهم به شايعه‌پراکني و دخالت در زندگي شخصي‌شان مي‌کنند. من زماني که اين نوشته را براي مخاطبان روزنامه مي‌نويسم دارم سواد و نگاهم را عرضه مي‌کنم و مخاطب حق دارد در مورد کيفيت آن نظر بدهد و نقدش کند. اگر ننويسم آن‌وقت کسي ديگر نوشته‌هاي من را نقد نخواهد کرد.

از بد روزگار اين روزها ما به واسط هزاران فن‌پيج و صفحه‌هاي زرد که حتي بگذاريم را بزاريم تايپ مي‌کنند و «ه کسره» بلد نيستند، مورد بمب‌باران خبرهاي مزخرف و اراجيف مطلق قرار مي‌گيريم و کاري از دست‌مان برنمي‌آيد.

چند سال پيش مقاله‌اي خواندم که در آن عنوان شده بود؛ ذهن انسان در طول شبانه‌روز يک تعداد مشخصي تصوير و کلمه مي‌تواند دريافت کند. ذهن ما در طول شبانه‌روز چقدر تصوير و لغات مهم و مفيد دريافت مي‌کند؟!

اصلا چرا راه دور برويم؟ از شروع دوران قرنطينه حتي يک حرکت مفيد يا يک کمپين به‌درد‌بخور از طرف اين جماعت نديدم. به جز اينکه فهميدم از کرونا هم خطرناک‌تر و ويران‌کننده‌تر هستند و مخاطب را عده‌اي بيکار و بي‌سواد لحاظ کرده‌اند که دست به موبايل نشسته‌اند تا به اراجيف آنها گوش دهند.

باز هم راه دور نمي‌رويم، همين صفحه آخر روزنامه آرمان ملي که مي‌بينيد و مي‌خوانيد، گاهي در يک روز بخش «توييت» يا «کاريکلماتورش» چندين بار عوض مي‌شود. اين اتفاق براي همين ستون و بخش کاريکاتور هم رخ مي‌دهد. اين به چه معناست؟! عده‌اي از همکاران در داخل روزنامه کارشان اين است که روي کيفيت مطالب ارائه شده به مردم نظارت کنند. اين عمل براي نويسنده‌ها و کارتونيست‌هايي رخ مي‌دهد که سال‌هاست اين کار را انجام مي‌دهند، يعني تازه‌کار و بي‌تجربه هم نيستند. اسمش را بگذاريد «ناظر کيفي» يا هر چيزي که هست. يعني فيلتري وجود دارد که مطالب بايد از آن عبور کنند، اين فيلتر در کجاي شبکه‌هاي مجازي قرار دارد؟ آيا کسي به اصالت و صحت اخبار توجهي مي‌کند؟ منابع صحبت‌هاي سياسي و روانشناسي و... کجا هستند؟! به چه استنادي يک نفر مي‌نويسد که مثلا ماسک براي مقابله با کرونا مفيد است يا نيست؟!

حالا ماجرا زماني بغرنج‌تر مي‌شود که مي‌فهميم برخي به‌طور سيستماتيک پول خرج مي‌کنند تا در اينستاگرام ديده شوند. از خريدن فالوور فيک و پول دادن به پيج‌هاي زرد تا مصاحبه‌هاي بندتنباني با تي‌وي‌پلاس‌ها و اشکان خطيبي‌ها و...! توييت‌نويس در توييتر استخدام مي‌کنند تا به جاي‌شان توييت بنويسد و حتي از پخش عکس‌هاي خصوصي‌ خود هم واهمه‌اي ندارند. ميل به گرفتن لايک و فالوور و طبيعتا پول در‌آوردن از همين ديده‌شدن‌ها در فضاي مجازي براي گرفتن نقش و... باعث مي‌شود که افراد همين تتمه باقي‌مانده از فرهنگ اين مملکت را هم به يغما برده و نابود کنند.

انگار عده‌اي بي‌خاصيت، بي‌محتوا، زرد و مبتذل بدون اينکه هيچ چيزي به مخاطبان خود اضافه کنند، مدام و با يک برنامه‌ريزي کاملا کلان و هدفمند، خرد و انديشه‌ انسان‌ها را نشانه گرفته‌اند. نتيجه اين حمله ملخ‌وار به زيرساخت‌هاي اجتماعي و فرهنگي رو نه حتي امروز، چند سال ديگر خواهيم ديد. همين مي‌شود که مغزهاي‌مان روزبه‌روز کوچک‌تر و سال‌ به سال زنگ‌زده‌تر مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی