آرمان ملي- ياسمين طالقاني: مجلس يازدهم درصدد تغيير ساختار انتخابات مجلس از نظام سنتي به نظام حزبي-استاني است. اين موضوع را روز گذشته ولي اسماعيلي منتخب گرمي در مجلس يازدهم عنوان کرد و ادامه داد: «در صورت لزوم بايد ساختار نظام از رياستي به پارلماني تغيير پيدا کند.» تغيير نظام انتخاباتي موضوع جديدي نيست و بارها درباره آن صحبت شده اما الزامات اين تغيير نيازمند مولفههايي است که اراده جدي براي تحقق آن وجود ندارد.
تاکيد اصلاحطلبان و اصولگرايان بر نظام حزبي
سيستم حزبي-استاني کمتر از سيستم حزبي در کشور مطرح شده است. حجاريان درباره سيستم حزبي ميگويد: «در سيستم حزبي، احزاب رقابت آرا شمارش شد و حزب «الف» 30 درصد راي آورد، بعد بر اساس همين راي، 30 درصد کرسيهاي مجلس بايد به حزب واگذار شود و حزب هم نامزدهاي مورد تاييدش را روانه «بهارستان» ميکند. اين منجر ميشود به اينکه برنامه ارائه ميشود و احزاب هم در قبال عملکرد چهار ساله خودشان در مجلس پاسخگو ميشوند.» محسن ميردامادي دبيرکل حزب اتحاد ملت ضمن استقبال از انتخابات حزبي به دليلي براي چرايي عدم اجراي آن، اينچنين اشاره ميکند: اگر انتخابات حزبي باشد، ديگر اين اتفاق نميافتد که يکي با فهرست حزب يا جرياني راي بياورد و فردا بگويد من وامدار هيچ کس نيستم! با اين حال ميگويد ما هنوز احزاب قدرتمند و نظام حزبي نداريم که انتخابات بتواند کاملا حزبي شود و ايده انتخابات نيمهحزبي را مطرح ميکند. ميردامادي سياست حزبي را سازوکاري موثر براي صيانت از آراي مردم ميداند و باور دارد در دورهاي که آنها در مجلس بودهاند؛ يعني دوره جنجالي مجلس ششم، اينطور مسائل کمتر بود؛ چون نوعي رفتار و کنترل تشکيلاتي وجود داشت. از اين رو، او معتقد است: «تشکيلات براي حفظ پايگاه راي خود در بين مردم، مجبور است نمايندگان خود را کنترل کند». البته تنها اصلاحطلبان نيستند که از انتخابات حزبي حمايت ميکنند بلکه احزاب ريشهدار و قديمي اصولگرا نيز در حزبي شدن انتخابات با اصلاحطلبان همصدا هستند. مانند دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين که ميگويد: «کل نظام بايد حزبي باشد، معتقدم نظام انتخاباتي ما بايد يک نظام حزبي باشد». محمدرضا باهنر درباره ضررهاي ناشي از حزبي نشدن انتخابات و غفلت از نظام حزبي ميگويد: «حزب هم بايد از شخصيت و نظم برخوردار باشد و هم پاسخگو و برنامهمحور عمل کند. مشاهده ميکنيم در انتخابات مجلس 12 هزار نفر ثبتنام ميکنند و همه به دنبال کسب راي هستند و جالبتر اينکه 90 درصد ثبتنامکنندگان نميدانند مجلس چه اختياراتي دارد؛ اين مشکلات در غيبت نظام حزبي پديد ميآيد.»
تولد حزب جديد در انتخابات حزبي
زماني که انتخابات حزبي شود احزاب جديد سر بر ميآورند که اين موضوع مورد انتقاد دوجناح سياسي است. محمدرضا باهنر ميگويد: «وقتي قانون احزاب در پايان مجلس نهم اصلاح شد حدود 300 تا حزب در کشور مجوز گرفتند. خيلي از اين احزاب ورقه کاغذي بود در جيب يک آقا يا خانم که براي روز مبادا نگه داشته بودند». حجاريان براي رفع دغدغههايي مانند نگراني باهنر ميگويد: «براي اينکه هر کسي در آستانه انتخابات حزبي موقت براي کاسبي راه نيندازد ميتوان در قانون نوشت که اگر حزبي در انتخابات شرکت کرد و کمتر از مثلا 3 درصد کرسيها را به دست آورد بايد فلان قدر جريمه مالي بدهد. پيشبينيهايي از اين جنس، باعث ميشود، تعداد نامزدها و احزابي که فقط مدعياند و شعار ميدهند اما بدون برنامه هستند، کم شود و پاکارها و جديها جسارت ثبتنام در انتخابات را داشته باشند».
استاني شدن انتخابات چه شد؟
سابقه استاني شدن انتخابات هم به اوايل انقلاب اسلامي بازميگردد. در جريان بررسي نهايي پيشنويس قانون اساسي در سال 1358 برخي از اعضاي مجلس خبرگان قانون اساسي پيشنهاد كردند كه در كنار مجلس شوراي ملي يك مجلس ايالاتي نيز تشكيل شود كه از هر استان سه يا چهار نفر در آن نمايندگي كنند. به اين ترتيب، زمينهاي فراهم شد تا نمايندگان ادوار پنجم، ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي نيز استاني شدن انتخابات مجلس را مطرح كنند که با مخالفت شوراي نگهبان مواجه شد. محمدعلي وکيلي نماينده مجلس ميگويد: «اينكه گفته ميشود استاني شدن انتخابات مجلس، مشاركت را پايين ميآورد و شهرهاي كوچك متضرر ميشوند، وجهي ندارد.» محمدرضا بادامچي نماينده ديگر مجلس نيز معتقد است: «با استاني شدن انتخابات بايد احزاب شناختهشدهاي شكل بگيرند كه بتوانند افراد را شناسايي كنند و آنها را در بالا و پايين زندگي سياسي بسنجند تا در نهايت افراد شايسته را براي كانديدا شدن و ورود به مجلس آماده كنند.» وي همچنين افزود: بدون حزب، مجلس نميتواند پاسخگوي نيازهاي جامعه باشد و در صحنه سياست به خوبي نقش ايفا كند.
نتيجه تلفيق حزبي و استاني
به گفته يک منتخب مجلس يازدهم تغيير ساختار انتخابات مجلس از نظام سنتي به نظام حزبي-استاني يکي از برنامههاي اين مجلس است اما تلفيق دو شيوه در شرايطي که هنوز نه نظام انتخاباتي و نه استاني به نتيجه رسيده است چگونه امکانپذير خواهد بود و مجلسيان يازدهم اولويت را به کدام شيوه ميدهند؟ آيا درصدد تجربه مجالس قبلي هستند که انتخابات استاني و حزبي را مطرح و با رد آن مواجه شدند يا ايده جديدي مانند رايزني با شوراي نگهبان براي رفع ايرادات طرحهاي مجالس قبلي را در دستور کار خواهند داشت؟
ايده حجاريان مغفول ماند
اين موضوع هم نبايد مغفول بماند؛ چندي قبل سعيد حجاريان ايده ديگري را مطرح کرد. او در اسفند 94 چنين عنوان کرد: «پيشنهاد ميکنم انتخابات مجلس يک حوزهاي شود و گستره اين تک حوزه «همه ايران» باشد. يعني هر رايدهنده همه 290 نماينده مجلس را انتخاب کند. منتها نه به اين شکل که اسامي تمام 290 نامزد را بنويسيم بلکه به «آرم حزب» راي بدهيم.» اين ايده اما هيچگاه مورد بررسي دقيق قرار نگرفت و تنها در حد يک پيشنهاد باقي ماند.