وزارت دوستداشتني و دست و دلباز و ولخرج راه که معمولا قارونمآبانه رفتار ميکند و همينطور از صبح تا شب بريز و بپاش انجام ميدهد و مردم را از پول و درآمد سيراب ميکند، مردم و کارگران را مورد لطف و عنايت خويش قرار داده و حقوق يک ميليون و هشتصد هزار توماني را براي سال جديد، تصويب کرده است.شما ببينيد دست و دلبازي تا کجا؟ ولخرجي تا به کِي؟! باور کنيد ما هنوز نميدانيم با پولهايي که از حقوقهاي کلان قبليمان باقيمانده در سانفرانسيسکو خانه بخريم يا کلا والاستريت را يک جا بخريم، تو را به خدا اينطوري ما را غرق در پول نکنيد.
از ديروز که اين خبر اعلام شده مدام دارم کارگرها را ميبينم که يک دسته اسکناس صد دلاري در دست دارند و آنها را دانه دانه جلوي دوربين روي زمين ميريزند و بعد تمام اسکناسها را در هوا پخش کرده و به صورت صحنه آهسته، بلند بلند ميخندند.همين کارها را ميکنيد که نقدينگي زياد ميشود ديگر.آدم به فکر کاهش نقدينگي باشد، همينطوري مفت و مجاني مبلغ کلان و هنگفتي به اندازه يک ميليون و هشتصد هزار تومان به کارگرها ميدهد؟!
حالا ممکن است يک عده سوال کنند که اگر افزايش حقوقها بيحساب و کتاب باشد، منجر به تورم ميشود.مگر الان نميشود؟! الان تورم صفر است؟! باور کنيد توي روزهايي که ماشين(هيچ مدلش) فرقي با آهن پاره ندارد، قيمت ماشينهاي داخلي از هفتاد ميليون تومان شروع ميشود.بعد يعني هيچ کجاي دنيا حقوقها را افزايش نميدهند چون باعث تورم ميشود؟!
در همين رابطه با يکي از مديران مربوط به مساله حقوق و رفاه و کار و تماس گرفتيم تا نظر ايشان را جويا شويم؛
من: با عرض سلام و خسته نباشيد.
مسئول: سلام و زهرمار! ظهر جمعه وقت زنگ زدنه مرد حسابي؟
من: شما که مدام ميگيد به صورت شبانهروزي در حال خدمتگزاري هستيد!
مسئول: بله! به دو دليل يک وقتهايي هم ميخوابيم، اول اينکه مردمي که به خدمت ما نياز دارند شايد به خوابمان بيايند، دوم اينکه دنبال فضول ميگشتيم که خوشبختانه الان پيداش کرديم.
من: در مورد حقوقها در سال جديد باهاتون تماس گرفتم.
مسئول: حقوق کارگرها يا معلمها؟
من: کارگرها!
مسئول: کارگرهاي ثابت يا قراردادي؟!
من: حالا مثلا قراردادي!
مسئول: ما چيزي به اسم کارگر حالا مثلا قراردادي نداريم... کارگر با قرارداد سالانه يا پروژهاي؟!
من: آقا داري ميپيچونيها! حقوق کارگرها که يک ميليون و هشتصد هزار تومن تعيين شده؟!
مسئول: يک ميليون و هشتصد هزار تومن؟!!!
من: بله متاسفانه!
مسئول: يک لحظه گوشي رو نگه دار ببينم...! الو؟ محبي؟ چيکار کردي مرد حسابي؟ من گفتم يک ميليون و هشتصد هزار ريال، نه يک ميليون و هشتصد هزار تومن که! زود اصلاح کن مصوبه رو!... الو؟
من: استاد همون يک ميليون و هشتصدم کمه.
مسئول: ميدونم! ميفهمم!
من: خباگهکمه چرا کمترش کرديد!
مسئول: خب وقتيجفتش کمه، چرا اون کمتره رو نديم که به دولت فشار نياد؟ هان؟ الو؟! الو؟!
در همين راستا ضمن تشکر از مسئولين مربوطه و تمام کساني که به طريقي در وقوع اين اتفاق و اتخاذ اين تصميم نقش داشتهاند، از يکي از همين بزرگواران درخواست ميکنيم تا به عنوان نمونه آماري خودشان را يک ماه در اختيار وزارت کار قرار داده و با يک ميليون و هشتصد هزار تومان زندگي کنند.اگر توانستند تا پانزده روز دوام بياورند، بنده خودم هم موافق کاهش اين مقدار حقوق ميشوم اما اگر نتوانستند تحمل کنند، حتما در اين مساله تجديدنظر کنند، البته اگر سفير محترم چين ناراحت نميشود بابت اينکه من امروز خيلي سوال پرسيدم و ايشان را کلافه کردم.