خبر سرقت ماسک اين روزها خيلي به گوش آدم ميرسد.مثلا همان روزهاي اول قرنطينه و شيوع کرونا خبر آمد که در سوئيس عدهاي دست به دزديدن ماسک و موادشوينده زدهاند. يعني باور کنيد از هر کجا توقع داشتم از سوئيس که نقش بچههاي مردم را يک عمر بين کشورهاي ديگر ايفا ميکرد نداشتم. من اصلا فکر ميکردم سوئيسيها نميدانند دزدي چيه! اين ضربه اولي بود که کرونا به اعتماد من زد. ضربه دوم را متاسفانه از مردم محترم آلمان خوردم. آنجايي که با شروع قرنطينه طوري به فروشگاهها زدند که گرگ به گله نميزند. بنده فکر ميکردم اگر روزي به يک آلماني بگويم، بيا برويم زياد خريد کنيم با لگو توي دهانم ميزند.چون خاطرم است سالها يک عده ميگفتند: توي خارج که مثل ما خريد نميکنن دايي جون! از هر چيزي دو سه تا ميخرن!. ضربه سوم را متاسفانه از مردم کشوري خوردم که سياستمدارانش يک عمر است بهخاطر برقراري امنيت براي کشورهاي ديگر، به آنجا حمله کرده و بخشي از مردم آن کشور را ميکشند. با شيوع کرونا در آمريکا صف خريد اسلحه کيلومترها رسيده بود چون مردم بيم آن را داشتند که با شروع قحطي عدهاي به منزلشان و آذوقههايشان حمله کنند. ضربه چهارم را متاسفانه از مردم محترم و بافرهنگ کرهجنوبي خوردم. آنجا که به فاصله سي سانتيمتري يکديگر توي صف ماسک ايستاده بودند و ميخواستند با خريد و زدن ماسک، از ابتلا به کرونا جلوگيري کنند. ضربه پنجم را از مردم فهيم انگلستان خوردم، وقتي حرف بوريس جانسون را به دکمه کاپشنشان هم حساب نکردند و فرداي قرنطينه داخل مترو و اتوبوس، دوشادوش يکديگر به خيابانها آمده بودند.هرچند برخي از خارجنشينان که يک عمر مردم ايران را تحقير کردهاند، اينها تمامشان فتوشاپ است و مردم در کشورهاي ديگر عاشق دولتشان هستند و هرچه دولت بگويد را مو به مو انجام ميدهند. حتي يکي از اين خارجنشينها ويدئويي منتشر کرد و با وقاحتي مثالزدني گفت اگر در کانادا فروشگاهها خالي هستند به اين دليل است که مردم ايران پول ندارند خريد کنند، اما مردم کانادا پول دارند.يعني يک چيزي گفت که ترامپ بگويد: «داداش دمت گرم! اين به فکر منم نرسيده بود!» همين که جمهوري چک محموله ماسک ايتاليا را گرو ميگيرد نشان ميدهد که ما با يک سري پديده جهاني مواجه هستيم. اينکه ما با سياستمدارهاي خودمان و گلواژههايشان شوخي ميکنيم برخي فکر ميکنند که اين اتفاقها فقط براي ما ميافتد. وجدانا وقتي ترامپ گفت از واکسن آنفلوآنزا نميشود براي درمان کرونا استفاده کرد، تمام سياستمدارهاي شوخطبع هم حيرتزده شدند. خاطرم است زماني که آقاي حريرچي سرفه کرد، آنقدر به ايشان خنديدند که بيا و ببين که مسئول وزارت بهداشت ايران خودش کرونا گرفته است.الان از همسر نخستوزير کانادا و آنگلا مرکل و مقامات اروپايي که کرونا گرفتهاند، چيزي نميگويند. متاسفانه عدهاي فراموش کردهاند که شوخي با يکسري چيزها قشنگ نيست و وقتي هرکس در بخش بيوي اينستاگرامش مينويسد طنزپرداز و کمدين، همين ميشود که با هر چيزي(حتي جان انسانها) شوخي ميکند. در اين ميان تعدادي تحليلگر که نميدانيم چه زماني دقيقا تحليلگر شدهاند ميگويند اصلا دارو در ايران تحريم نيست.واقعا؟ من از اين عزيزان خواهش ميکنم تعدادي قرص و دارو به انتخاب خودشان به نشاني روزنامه آرمانملي بفرستند، اگر توانستند بفرستند، من از همين تريبون از تمام آنها عذرخواهي ميکنم. ظاهرا اين عزيزان دوست دارند چيزهايي بگويند که نگنجد. يک عمر فرهنگ مردم کشورهاي ديگر و بيمارستانها و امکاناتشان را توي سر اين مردم زديد، که چه بشود؟! الان روزنامهها و رسانههاي آمريکايي مينويسند که گان و ماسک به اندازه کافي در اختيار نداريم، فلاني در فلان کشور ميگويد: غلط کردن! همه چيز هست! از آنطرف برخي از افراد در رسانههاي داخل کشور هم خبر مبتلايان به کرونا در کشورهاي ديگر را مثل خبر عروسي پسرخالهشان اعلام ميکنند و قند توي دهانشان از خوشحالي آلاسکا ميشود. ميکروفون و دوربين دست خبرنگار ندهيم که مردم را توي خيابان خفت کند و بپرسد چرا بيرون هستند؟! چون نان ندارند.چون کسي به آنها پولي نميدهد که بتوانند در خانه بنشينند. چون بعضيها روزمزد هستند و خرج زندگيشان را روزانه در ميآورند.قانع شديد؟! بياييم يک بار هم که شده بيخيال مرزهاي جغرافيايي و دعواهاي سياسي شويم و کمک کنيم که مشکل کرونا از جهان شرش را کم کند.چون تا زماني که کرونا باشد، خيلي از چيزها مثل همين دعواهاي سياسي، ديگر دليلي براي انجام نخواهند داشت.