آموزش عالي ما در بُعد شيوههاي آموزش و پداگوژي دچار رکود و سکوني مزمن از حيث نوآوري شده است که ميتوان به آن برهوت نوآوري در آموزش اطلاق کرد. مشاهدات نگارنده نشان ميدهد طي ساليان طولاني، تدريس دانشگاهي هرگز مختارانه و داوطلبانه به سمت برهوت زدايي حرکت نکرده و وصف برهوتي آن پابرجا مانده است. کرونا مانند ابر بهاري بر اين وادي خشک باريد و در نتيجه اندک غنچههاي تغيير و نوآوري در آن روييد. خدا کند که با بازگشت شرايط پس از کرونا با اتخاذ سياستهاي مناسب و با پاسداشت تجربه اين دوره از بذرهاي کاشته شده محافظت شود تا خشک و نابود نشوند. واقعيت اين است که شوک کرونا سبب شد وجه پرابلماتيک آموزشگري در آموزش عالي رخ بنمايد و از امر آموزشگري آشناييزدايي شود. اين وجه پرابلماتيک همان غيراکتسابي تلقي شدن آموزشگري نزد عموم استادان و حتي سياستگذاران آموزش عالي است. برپايه اين نگاه غالب، آموزشگري همان پديدهاي است که گويي هم آيند و هم زاد بيبها و هزينه پديده پژوهشگري است. گويي با کسب صلاحيت پژوهشگري در رشتهاي خاص، قابليت آموزشگري نيز به پاس تلاشهاي مربوط در آن عرصه رايگان به فرد اعطاء ميشود! متخصصان آموزش هرچه تلاش ميکردند آموزش را به مثابه يک امر تخصصي به استادان معرفي نمايند که تحصيل مهارت و قابليت در آن نيازمند تلاش سيستماتيک است، راه به جايي نبردند. کاري که از عهده متخصصان حوزه آموزش بر نيامد از عهده شوک کرونا برآمد. استادان ناگهان با تمام وجود با واقعيتي مواجه شدند که با پيش فرضهاي آنان درباره آموزش و آموزشگري تطبيق نميکرد. اکنون امکان حضور در کلاس درس و ارائه مستقيم بحث و درس از آنان سلب شده و گويي يگانه سلاح شان را کرونا از آنها ربوده است. بايد مهارتهايي را کسب ميکردند تا بتوانند از عهده وضعيت حادث شده برآيند و آموزش را به جبر زمانه با تکنولوژي اطلاعات و ارتباطات در آميزند. گرچه، آنچه از آن با عنوان برهوتزدايي از عرصه آموزشگري آموزش عالي نام بردم تنها در گرو اين اتفاق نيست، اما آموزش مبتني بر وب، بهصورت برخط يا نابرخط، ميتواند حکم تلنگري را داشته باشد که سبب هوشياري استادان نسبت به ضرورت کسب مهارت و قابليت ويژه آموزشگري شده و اين هوشياري به توجه جديتر به ساير ايدهها و دستاوردهاي متنوع و گسترده دانش آموزش در حوزه ياددهي يادگيري نيز کشانده شود. جهان آينده در اينصورت ميتواند سال 2020 را بهعنوان نقطه عزيمت در اتفاقي شگرف در آموزش عالي به حساب آورد. بدون شک جامعه آموزش عالي ما نيازمند بهينهسازي تجربههاي خرد و کلان ايراني در حوزه آموزش و يادگيري الکترونيک است. اين کار با مستندسازي اتفاقات ريز و درشت شامل شکستها و موفقيتهايي که در دوران اپيدمي کرونا اتفاق افتاد گام مهمي به پيش خواهد بود. پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي ميتواند در قالب يک طرح پژوهشي نقش موثري در اين زمينه ايفا نمايد.