آرمانملي- امير داداشي: شيوع کرونا حالا جهان را وارد دوره تاريخي جديدي کرده است. اکنون که 205 کشور جهان درگير کرونا شدهاند، بازار کشورهاي مختلف هم تحتتاثير کوويد-19 قرار گرفتهاند و رفتهرفته وارد رکودي بيسابقه شدهاند. اقتصاد ايران نيز از اين ماجرا مستثني نيست؛ چنانکه طي حدود 50 روز اخير بسياري از کسبوکارها از فعاليت بازماندهاند و بازدهي خاصي ندارند. در اين زمينه تحريمها و حضور در ليست سياه FATF دست به دست هم دادهاند تا مقابله با کرونا در ايران دچار سختي دوچندان شود. در اين زمينه تصميمات اتخاذشده از داخل هم بيتاثير نيست و بهنظر ميرسد ايران پيش از اين دست به فرصتسوزي زده است. در اين زمينه «آرمانملي» گفتوگويي با علياکبر نيکواقبال، تحليلگر مسائل اقتصادي، انجام داده است که در ادامه ميخوانيد.
راهکار شما براي کاهش تبعات اقتصادي ناشي از شيوع کرونا چيست؟
بايد توجه داشت که بيماري و بلاي کرونا يک پديده جهاني، مجهولالهويه و مرموز است. در شرايط فعلي، ارائه رهنمودهاي ريز و مشخص براي کاهش تبعات و عواقب اقتصادي چنين پديده ناشناختهاي، ابتدا به ساکن، غيرواقعبينانه است. ولي ضرورت دارد که اين فرآيند از طريق اطلاعات هدفمند، صحيح، شفاف و بهموقع در تمام ابعاد فني، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مورد شناسايي مستمر و دائمي قرار گيرد. علاوه بر اين، لازم است از دانش جهاني و تجربههاي بهدستآمده بهرهمند شويم و آن را در سطوح مختلف محلي - منطقهاي و انواع نهادهاي اقتصادي - اجتماعي ذيربط در دسترس قرار دهيم تا رصد شود. طي ماههاي اخير و در شرايط پس از انتخابات در كنار بروز فاجعه جهاني کرونا بهطورکلي صورت مساله جابهجا شده و مسائل اساسي کشور بيش از هميشه به مسائل و روابط بينالمللي گرهخورده و سياستها از حالت طويلالمدت به موضوعات کوتاهمدت، لحظهاي تحول پيدا کرده است. بايد توجه داشته باشيم که برنامههاي راهبردي و استراتژيک از ديدگاه نظري و منطقي، گرچه بسيار موجه و منطقي بهنظر ميرسد، ولي تجربههاي بهدستآمده در عمل چه در اتحاد جماهير شوروي با برنامهريزيهاي متمرکز دفتر برنامهريزي و يا برنامه راهبرد چشمانداز 20ساله 1404 ايران و نتايج بهدستآمده در سلسله برنامههاي پنجساله گذشته و همچنين نتايج حاصل از امور راهبردي حتي در سطح جهاني و بالاخره ارزيابي برنامههاي ميانمدت متصل به برنامههاي راهبردي، حاکي از ترديد و عدم قابليت اتکا به موفقيت عملي در مباحث راهبردي و يا رسالتهاي دورنمايانه است. درنتيجه مشاهده ميشود مواجهه با فاجعه کرونا بهعنوان يک پديده ناگهاني در هيچيک از رهنمودها و برنامههاي استراتژيک چه در ايران و چه در سطح جهاني قابل پيشنگري و شناسايي نبوده و به اين ترتيب در هيچ يک از برنامههاي ميانمدت، لحاظ نشده است. بنابراين، ما به اين تشخيص بسيار مهم ميرسيم که برنامهها و تمهيدات دورنمايي و استراتژيک نياز به تجديدنظر و ترميمهاي بسيار اساسي و بنيادي در حوزههاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اداري دارد تا ما بتوانيم نتايج و ضرورتهاي مطلوب را حداقل در کوتاهمدت و حداکثر تا ميانمدت بهدست آوريم. بديهي است که اين اهداف، سياستها و برنامههاي اضطراري، چندان نزديکي و قرابت خاصي با برنامههاي استراتژيک نشان نميدهند.
بسياري از کشورهاي توسعهيافته با برنامههاي بلندمدت به توسعه دستيافتهاند؛ آيا چنين نسخهاي در ايران جواب نميدهد؟
اگر ما به تجربه و روند عملي تصميمات سياستگذاران در ساير کشورها نگاه کنيم شاهد آن هستيم که آنها روي مهمترين مسائل و اولويتها تمرکز داشتهاند. مواردي بوده که حتي مراکز تصميمگيري در بالاترين ردهها، در گزينشهاي مطلقا يکسان و مشابه و درنهايت از پيشنگري طالعبينان، فالگيران بهره گرفتهاند و يا به انداختن سکه و استفاده از روش شير يا خط روي آوردهاند! جاي اقتصاددان انگليسي جان ماينارد کينز خالي است که گفت در طويلالمدت همه ما مردهايم. بنابراين ضروري و طبيعي بود اگر ما فاجعه اپيدمي کرونا را مانند بسياري از بلاياي دورههاي گذشته قابل اتفاق در نظر ميگرفتيم و تلاش همهجانبه براي کاهش عواقب و تبعات اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي و غيره را به کار ميگرفتيم.
مگر بروز چنين اتفاقي قابل پيشبيني بود؟
منظور اين است که ما بايد نگاه دورنمايي فاصله بگيريم و تمرکزي کوتاهمدت به وضعيت اقتصادي کشور داشته باشيم. اقتصاد کشور ما تا حدود زيادي بهدليل تحريم آمريکا، متمرکز بر صادرات و واردات با همسايگانش شده بود؛ حال با بروز چنين فاجعهاي، روابط تجاريمان با اين کشورها هم با مشکل مواجه شده است. در کنار آن هم بخش عمده يا حتي شايد کل رفتوآمد هواپيمايي ما با خارج از کشور مسدود شده است. بنابر آنچه در رسانهها منعکس شده، 98 درصد فعاليتهاي مرتبط با گردشگري متوقف شده است. براي نمونه رستورانداران با 40 درصد کاهش فروش مواجه شدهاند و بسياري از فعاليتها به حداقل رسيده است. صاحبان صنعت، حرف و مشاغل، کارهاي خود را بهصورت تلفني و اينترنتي در خانه انجام ميدهند. اگر قابل انجام باشد؛ در غيراينصورت، کارها کاهش يافته و يا متوقف شده است. يک زماني ما هدف را بر آن ميگذاريم که راهحلها را جستوجو و بهترين آنها را به اجرا بگذاريم که بسيار پسنديده ست. ولي اينطور بهنظر ميرسد که بررسيها و نظرات ارائهشده و يا راهکارها و پروژههاي صحيح به علل مختلفي مانند اعمال نفوذ، تباني و زد و بند و سوءاستفاده به انحراف کشيده شده است. همين حالا اگر بررسي کنيم بهنظرتان چند نفر اقتصاددان، جامعهشناس، محقق و فعال محيطزيست براي خروج از شرايط و مشکلات کنوني راهکار ارائه دادهاند؟ چند راهکار براي ورود به پروسه اجرا، مورد ارزيابي علمي و بيطرفانه قرار گرفته و کدام يک به اجرا رسيده است؟ بنابراين تا زماني که ما نخواهيم زنجيرهايي را که به دستوپاي خودمان بستهايم را باز کنيم؛ نميتوانيم دستاوردهاي بهتري بهدست آوريم. آنچه مسلم و قطعي است و بايد به آن توجه جدي داشت تحولات جهان به سمت بينظمي بيشتر بر مبناي اصل آنتروپي منفي و تحول روشهاي تصميمگيري از سنتي به سيستمي و نظاممند است. پس بياييم عملگرايانهتر با امور سياسي، امنيتي، اقتصادي و اجتماعي در ايران برخورد کنيم و از نظرات محققان در تمام امور سياسي، فناوري، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بهرهمند شويم. البته بايد توجه داشت که ما پيش از اين با فرصتسوزيها نظير رفتارمان در قبال آمريکا و FATF، راه وصول به اهداف را سختتر و رسيدن به بنبست را نزديکتر کردهايم.