در حال حاضر بسياري از ظرفيتهاي اقتصادي ما بلااستفاده مانده است؛ بنابراين پرداختن به اين ظرفيتها ميتواند شعار سال 99 يعني «جهش توليد» را محقق کند. ما واردات زيادي داريم که با تقاضاي بسياري روبهروست و توليد داخل هم جوابگوي اين تقاضا نبوده است. بنابراين با ظرفيتسازي ميتوان اين شعار را به نتيجه عملي رساند. در همين حال در برخي بخشها با مساله عرضه زياد و تقاضاي کمتر مواجهيم که اين مساله را نيز ميتوان با بازاريابي حل کرد. البته اينها در شرايط عادي صادق خواهد بود؛ در حالي که ما در واقع با دو شرايط غيرعادي نيز دست و پنجه نرم ميکنيم. يکي بحث ويروس کرونا و ديگري مساله تحريمهاست. اگر ما تحريمها را بهعنوان امري در نظر بگيريم که به تثبيت رسيده و ويروس هم به مسالهاي تثبيتيافته بدل شود ميتوان به سمت جهش توليد حرکت کرد. مشکل ما اکنون تقاضا نيست؛ بلکه عرضه است که جوابگوي مصرفکنندگان نيست. بنابراين ما با اين بازار بزرگي که داريم نبايد نگران تقاضا باشيم. اما اين بستگي دارد که هر بخشي بتواند مشکلات خود را بدون نگرش احتکاري يا اختلاسي برطرف کند! بانکها هم وامها را به سمت توليد ببرند. از سوي ديگر نيز توليدکننده اين وامها را براي انجام توليد دريافت کند نه آنکه بهعنوان يک فرصت تلقي کرده، وام را دريافت کند و در مسير ديگري غير از توليد به مصرف برساند. تا زماني که انصاف و همهخواهي با اين حرکت عجين نشود نميتوانيم مطمئن باشيم که قدمها به سمت تحقق جهش توليد برداشته ميشود. بانک مرکزي شرايط تسهيلگرانهاي را اعلام ميکند، وزارت شهرسازي شرايط جديدي براي توليد مسکن قرار ميدهد، منابع صندوق توسعه ملي وارد گود ميشود اما تا زماني که اين عرق و همهخواهي ايجاد نشود و دائما سوءاستفاده صورت گيرد شايد نتوانيم موفقيت در تحقق اين شعار را تضمين کنيم. نکته مهم اينجاست که ما مشکلي در تامين منابع توليد، تکنولوژي، بازار و تواناييها نداريم و تنها نيازمند ارادهايم. نکته ديگر شرايط اقتصادي ناشي از کروناست که تا چه ميزان ميتواند بر جريان توليد در ايران اثرگذار باشد. با اين حال هنوز ميتوان چنين بررسي را زودهنگام دانست و نتوان به طور دقيق محاسباتي را بهدست آورد. اما در بخش خدمات ما شاهد زيانهايي خواهيم بود. به طور کلي ميتوان گفت تحقق شعار امسال مانند سالهاي گذشته امري غيرممکن و دور از دسترس نخواهد بود. بهويژه در زمينه جهش توليد زماني که آنقدر نياز در جامعه وجود دارد که کفه تقاضا را سنگين کرده و تورم ايجاد ميکند پس ميشود بازار خوبي براي جهش توليد ايجاد کرد. اما اينکه اين روند چه از نظر ارزي، واردات و توزيع چقدر با عدالت انجام شود مهم است. ارز 4200 توماني را به بهانه جهش توليد به توليدکننده ارائه دهيم اما او کالاي ديگري وارد کند و آن را با ارز 16هزار توماني بفروشد؟ مسلما با اين روش شعار سال محقق نخواهد شد. بنابراين بايد بانک مرکزي نظارت درستي در اين زمينهها انجام دهد. در نتيجه دو نکته مهم است؛ يکي نظارت روي تخصيص منابع ريالي و ارزي و ديگري انصاف و عدالت چرخه توليد.