براي دستيابي به توسعه و يا حداقل قويشدن اقتصاد ايران، لازم است بخش غيردولتي سهم و نقش بيشتري در فعاليتهاي اقتصادي داشته باشند. در صورتي که طي دهههاي اخير اجازه داده ميشد بخش خصوصي ايران بهطور مثال در فولاسازي و خودروسازي حضور جدي داشته باشد، اکنون بهجاي دو کارخانه بزرگ دولتي در خودروسازي، شاهد حضور چندين خودروساز بوديم و تحريم آنها توسط آمريکا کار بهمراتب سختتري ميشد. يک راه ديگر براي نيرومندترشدن اقتصاد ايران، به جذب بيشتر سرمايههاي خارجي با مبدا مشترک کشور و شرکت سرمايهگذار مربوط ميشود تا اين سرمايهها در اقتصاد ايران به گردش درآيند و کشور و شرکت ذينفع، براي صيانت از سرمايههاي خود در برابر تحريم ايران ايستادگي کنند. اگر کشور ما ميتوانست به هر ترتيب سهم بيشتري از صادرات نفت جهان را در اختيار داشته باشد، نبود نفت ايران در بازارهاي جهاني، بهسادگي از سوي کشورهاي ديگر جبران نميشد. اين داستان در گاز، بنزين، سرب، روي و ساير کالاها نيز مصداق دارد. در حالي که سهم ايران در تجارت جهاني کمتر از نيم درصد است، نميتوان اقتصادي توسعهيافته داشت. يک راه ديگر براي رشد اقتصاد، بازگذاشتن دست دولت براي اجراي سياستهاي کارآمدتر و الزام همه جناحها و طيفهاي سياسي به تبعيت از اين سياستهاست. در شرايط جنگ اقتصادي دولت نبايد درگير تضادهاي آشتيناپذير داخلي شود. براي عبوردادن اقتصاد از اين روزگار سخت، بايد سياستهاي حمايتي محدود به فقيرترين و کمدرآمدترين گروههاي درآمدي شود. يک راه ديگر براي نيرومندترشدن اقتصاد توجه دقيق و کارشناسانه به توسعه صادرات، بهويژه صادرات کالاهايي است که ايران در آنها مزيت دارد. صادرات انرژي و فعاليتهاي وابسته به آن و همچنين صادرات فعاليتهاي خدمات فني و مهندسي از راههايي است که بايد در دستور کار قرار گيرد. در اين راه لازم است بانک مرکزي و سازمان امور مالياتي فشار خود را بر صادرکنندگان کاهش دهند.