بحث ويروس کرونا آثاري را در اسفند و فروردين ماه بر روي اقتصاد ايران باقي خواهد گذاشت؛ بهويژه در بخش دستفروشي و صنعت گردشگري آثار مستقيمي داشته است. مطمئنا ما در نوروز سال 99، سفرهاي نوروزي مثل سنوات گذشته نخواهيم داشت. همين الان تقريبا همه هتلها و پروازها که با انگيزه انجام سفرهاي نوروزي بوده، باطل شده است. به نظر ميرسد در سال آينده دو اتفاق خواهد افتاد؛ اتفاق اول اين است که سفرهاي نوروزي با تاخير در کل سال پخش خواهد شد و بهويژه در تابستان سفرهاي نوروز جبران ميشود. نکته دوم اين است که ضرر خردهفروشيها هم در تابستان و کل سال جبران خواهد شد. اما مهمتر از اين دو نکته اين است که اقتصاد ايران به لحاظ اينکه در سال 97 و 98 هم از منظر رشد اقتصادي و هم از منظر تورم، دو سال بسيار سختي را گذرانده است، در سال آينده در دو بخش کشاورزي و خدمات وضع بهتري خواهد داشت. چون در بخش کشاورزي، سال پربارشي را از مهر ماه شروع کرديم و در بخش خدمات (رستورانها، بستهبندي کالا و توليدات بخش کشاورزي، بخس حملونقل، بيمه، انبارداري و بخشهايي از اين دست) چون دو سال سخت را پشت سر گذاشتيم، اوضاع بهتر خواهد شد. همچنين، چون بخش مسکن در سالهاي 97 و 98، به اندازه کافي رشد قيمت داشته است، انگيزه براي توليد مسکن و فعالشدن زنجيره کامل بخش ساختمان در سال 99 دور از انتظار نخواهد بود. لذا، به نظر ميرسد بخش غير نفتي همچنان که در سال 98 رشد آن نزديک به صفر بود، در سال آينده هم رشد مثبت را تجربه کند اما تا زماني که تحريمها پابرجاست، ما همچنان در بخش نفت، پتروشيمي و گاز دچار مشکل خواهيم بود. حداقل شيوع ويروس کرونا نشان داد که ديگر موضوعات اينچنيني بخشي و کشوري نيستند. کرونا در يکي از استانهاي چين شروع شد و الان بيش از 150 کشور درگير آن هستند. يا در ارتباط با مبادلات پولي هم همينطور است. ديگر اين موضوعات در دنيا مربوط به يک کشور يا منطقه نيستند، بلکه بلافاصله بينالمللي ميشوند. بنابراين اينکه ما روابط اقتصادي خودمان را در دنيا با کشورهاي مختلف براي حل برخي مشکلاتمان برقرار کنيم، اجتنابناپذير است. يا اينکه بخشي از ظرفيت بالقوه اقتصاد، براي اينکه تبديل به ظرفيت بالفعل شود، ارتباط با دنيا اجتنابناپذير است. ما براي اينکه صنعت نفت، گاز و پتروشيمي و معادن خودمان را به ارزش افزوده تبديل و بعد صادر کنيم، بايد از فناوريهاي روز دنيا استفاده کنيم. براي اينکه از ظرفيت گردشگري نيز استفاده کنيم، بايد با دنيا تعامل داشته باشيم. همچنين، براي اينکه از ظرفيت کريدورهاي شمال و جنوب بهره ببريم، بايد از مبادله تجاري جهان بهره ببريم. شايد ايران جزو 10 درصد از کشورهاي جهان باشد که اين همه مرز زميني و دريايي دارد، اما ما از اين مزيت به خوبي استفاده نکرديم، چون از روابطمان در دنيا نتوانستيم بهره ببريم. اگر قرار است بخشي از مشکلات ما حل شود، اين ارتباط يک اصل فراموشنشدني است. اما در ارتباط با استفاده از ظرفيت سمنها و تشکلها که امروز بر آن تاکيد ميشود، بايد بگويم اينها ظرفيتهاي بالقوه در ايران هستند، هرچقدر دولت بتواند کارهاي خود را به بخش خصوصي يا سمنها واگذار کند، هزينه اداره کشور به حداقل ممکن ميرسد. لذا، سمنها سرمايههاي اجتماعي هستند که دولت به راحتي براي حل بخشي از مشکلات خودش ميتواند از آنها استفاده کند.