دکتر عبدالکريم سروش زماني براي يکي از دوستانش که بچهدار شده بوده کتاب کيمياي سعادت را هديه ميبرد. خود آن شخص نقل کرده که پس از چندي همسرش به او گفته که تو را چه ميشود که قدري عوض شدهاي؟ او متوجه شد که از وقتي شروع به خواندن کتاب کيمياي سعادت کرده آرام آرام رفتار و منشش تغيير کرده است و اين تغييرات تدريجي از يک جايي به بعد براي همسرش محسوس شده است. اين روزها که بخشي از جامعه ما به ناگزير خانهنشين شدهاند و اخبار منفي ناشي از مرگومير و بيماري پيوسته از رسانههاي رسمي و غيررسمي پخش ميشود، روح آدمي در معرض فشار قرار ميگيرد. بمباران تبليغاتي در اين زمينه در کنار ترس طبيعي از دشمن ناديدهاي چون يک ويروس، آدميان را به مرز جنون، هراس، افسردگي و احيانا عجز ميکشاند. در برابر چنين وضعيتي، چه بايد کرد؟ ميتوان خود را تسليم محيط تنشزا نمود و آثار منفي آن را بر روح و جان خريدار شد. در مقابل ميتوان به جاي انفعال، رويکرد فعالي پيشه کرد و برنامهاي براي اين روزهاي خود تدارک ديد و تهديد موجود را به فرصتي براي توسعه شخصي تبديل کرد. ترديدي نيست که توسعه، نيازمند شخصيتهاي توسعهيافته است و کتاب خواندن راهي براي توسعه شخصي است. بسياري از ما به طور روزمره چنان درگير امور اجرايي هر روزه هستيم که هيچ وقت فراغت مطلوب براي برخي کارها مهم اما غيرفوري را نداشتهايم. اين ايام فرصتي است تا همه اين کارها مهم اما غيرفوري که همواره فداي کارهاي فوري اما غيرمهم شده است را در دستور کار خود قرار دهيم و به قدر مقدور به تحقق آنها بپردازيم. معمولاً بخشي از اين کارهايي که هميشه به تعويق افتادهاند ناظر به امور مربوط به توسعه شخصي و خودشکوفايي است. همه ما اذعان داريم که بسياري از اموري که براي شهروندي در جهان پيچيده امروز لازم است را در نظام آموزشي نياموختهايم. مثلا روانشناسي رشد را که براي شناخت اقتضائات سني فرزندانمان، پدران و مادران پيرمان و خودمان لازم است هيچ گاه به طور جدي نخواندهايم و جايي نيز به ما آنها را آموزش ندادهاند. کتابهاي کنترل خشم و روانشناسي شخصيت را که هميشه کنار گذاشته بوديم تا در يک وقت مناسب بخوانيم. يادمان باشد که الان آن وقت مناسب شده است! پيشنهاد و توصيه مشفقانه من آنست که در مصاحبت با يکي از بزرگان تاريخ بشر قرارگيريم. کتابهاي بزرگاني چون مولوي، غزالي، نيچه، اميرالمومنين حضرت علي و بودا مانند کتابهاي تاريخ يا داستان نيست که يک بار دستمان بگيريم و از اول تا به آخر بخوانيم. فهم اين کتابها و لذت بردن از آنها نيازمند چيزي بيش از خواندن است يعني نيازمند نوعي همدلي، صبوري و خضوع براي پذيرش کلام هستند. اين کتابها و مولفانشان آنقدر بزرگ هستند که آدمي را به کام خود ميکشند و وقتي آدمي با آنها همنشين ميشود چه بخواهد و چه نخواهد قدري آرام ميشود، در درون خود فرو ميرود، از جهان بيرون منعزل ميشود (و چه بهتر در اين ايام!) و به تدريج شخصيتش دستخوش تغييراتي مطلوب ميگردد. اگر دوست داريد روحتان ارتقا يابد و شخصيتتان ارتقا پيدا کند چنين فرصت همنشيني را از دست ندهيد. شايد ديگر در بقيه عمر چنين فرصتي را نيابيد. نهايتا اگر اهل ايمان هستيد بدانيد که از مراحل اوليه عبوديت، قدري فاصلهگرفتن از بيرون و قدري تمرکز در درون و مراقبه و عبادت است. اينک که سايه مرگ بر همه ما سايه افکنده و هيچکس نميداند که آيا فردا در بيمارستان بستري خواهد بود يا نه، احساس نزديکي بيشتري به خدا ميکنيم. ميتوانيم دعاهايي از مفاتيح را که هيچ وقت نخواندهايم يک بار بخوانيم. ميتوانيم با خود قرار بگذاريم که بعد از هر وعده نماز چند صفحه ترجمه قرآن را بخوانيم. ظاهرا در حديث داريم که وقتي حزن و اندوه بر قلبها حاکم ميشود با خواندن حديث آن را علاج کنيد. چه نيکوست که سنت فراموش شده حديثخواني را براي خودمان احيا کنيم. کتاب شريف الکافي يا الحيات استاد حکيمي و يا مفاتيح الحياه آيه ا... جوادي آملي نمونههايي خوب از کتابهايي هستند که ميتوانند اين عطش و نياز ما را به شنيدن کلام راهنمايان دين سيراب کند. اگرچه حُسن کتاب خواني آنست که آدمي را مينشاند و به قرار گرفتن، طمانينه داشتن و آرام شدن ميکشاند اما امکانات صوتي و حتي تصويري امروز نيز بهرهمندي از منابع يادشده را آسانتر کرده است. اگر هنوز مهياي خواندن نيستيد ميتوانيد از اين گزينههاي بديل استفاده کنيد. اگر بخشي از اين پيشنهادها را به اجرا گذاريد دستکم از رنج دنبال کردن اخبار بد و منفي و دست و پا زدن با عوارض روحي و رواني آن خلاص ميشويد. اين کمترين استفادهاي است که ميتوان از دنبال کردن اين پيشنهادها کرد. به احتمال قريب به يقين توشه شما از اين مسير به مراتب بيشتر و ارزشمندتر خواهد بود. باور من اين است که همنشيني شما نيز با بزرگان بر شخصيت و منشتان تاثير مثبت خواهد داشت. بادا که چنين باشد.